|
|
|
پاسخی به مقاله آقای خزر جوشار روحانیت تورک نیاز به زمان دارد سید حیدر بیات
در سایت وزین دورنا مقالهای دیدم از آقای خزر جوشار با عنوان « نتايج اوليهاي كه ميتوان از قيام ملي ملت آذربايجان گرفت » که به نکات در خور توجهی اشاره کرده بود. اما نکاتی را نیز در رابطه با مسائل حوزه و روحانیت اشاره کرده بود که به نظرم رسید ایشان بدون شناخت کافی از فضای حوزه و نیز فضای حرکت ملی به نگاشتن این مطالب دست یازیدهاند. به هر حال طرح این مسئله از جانب ایشان غنیمتی است که باب بحث و گفتگو در این مورد باز شود و بنده ضمن تشکر از ایشان، از همه کسانی که مایلند در این باره به گفتگو بپردازند دعوت میکنم که نقطه نظرات و نقدهای خود را مطرح کنند. بد نیست قبل از وارد شدن به بحث قسمتی از سخنان آقای خزر جوشار را در اینجا نقل کنیم:
«روحانيت تشيع تورك در مركز تشيع فارس (شهر قم) در حال فاسد شدن است و منافع شووينيسم فارس را به منافع اسلام و ملل تحت ستم ترجيح ميدهد. از هنگامي كه سيستم فارس در اين جغرافيا زمام امور را به دست گرفت، روحانيت تشيع عميق و ريشهدار تورك نيز به تدريج رو به فساد و محافظهكاري گذاشت. در قيام خير ملت آذربايجان هيچ يك از علما و مراجع تورك در حمايت از ملت مظلوم آذربايجان سخني بر زبان نياوردند و تا به حال چشمان خود را بر روي خونريزي و جنايت حكومت مركزي در آذربايجان بستهاند. اين مسأله حاكي از آن است كه روحانيت تشيع تورك بر اثر هجوم تشيع فارس، منفعل گشته است.»
البته بنده نیز عملکرد حوزه را قابل دفاع نمیدانم اما معتقدم بخشی از این نقد متوجه خود جریان هویتخواه باید باشد به همین جهت فعلا نکاتی چند را در اینجا مطرح میکنم که اگر فرصتی شد در آینده طی چند مقاله به کالبد شکافی مسئله هویت و حوزه بپردازم:
1: علما و مراجع تورک چه کسانی هستند؟ علما و مراجعی که شما میگویید حداقل سن آنان باید متجاوز از شصت و هفتاد باشد. کدام یک از اساتید بزرگ دانشگاه با این سن و سال به قیام مردم پیوستهاند؟ منظورم چند تن انگشت شماری مثل دکتر صدیق، دکتر هیئت نیست. بلکه قاطبه اساتید کهنسال دانشگاههای ایران که اکثرا تورک هستند و هر کدام پدر یک رشتهای به حساب میآیند کدام یک از آنان در این سالها به ما کمک کردند. آیا نیازی به نام بردن هست؟ 2: میدانید که در چند دهه گذشته جریان هویتخواهی عملا در دست کسانی بود که یا به حزب توده بند بودند و یا به جریان راست جهانی و کسی مثل علی تبریزلی که مبرا از هردو باشد در میان حرکت به انزوا کشیده شده بود. و نسل جدید هویت خواه تورک در ایران نیز با توجه به سرعت عمل شگفت انگیز و محدودیت وقت هنوز نتوانسته است مبرا بودن خود را از جریان چپ و راست برای همه تبیین کند و این خود عاملی است که عملا حوزه علمیه از پیله بدبینی به حرکت هویت خواهی به صورت کامل بیرون نیاید. 3. وقتی صحبت از حوزه میشود نا خودآگاه بحث جغرافیا به میان میآید و یک شهر کویری که اگر چه اکثر روستاهای اطراف آن تورک هستند و جمعیت شصت و پنج درصدی تورک دارد اما به هر حال از تبریز که در دوسال گذشته به غلط به اجاق حرکت هویت خواهی تبدیل شد فاصله دارد و در طول این چند سال گذشته که ما در قم فعالیت میکردیم حتا یک برگ نشریه نیز از تبریز و ارومیه و اردبیل برای ما پست نشد و از هر فعالی جهت سفر به قم دعوت به عمل آمد بهانههای بنیاسرائیلی آورد و بسیار چیزها که بماند..... در این میان مقصر واقعی کیست؟ آیا باید پیام یک حرکت به صورت واقعی به حوزه برسد یا نه؟ 4. و در نهایت راندن همه با یک چوپ خلاف منطق است. آیا ایشان از حکم سنگین حجت الاسلام عظیمی بیاطلاع هستند، آیا ایشان نشریه رسول (نشریه سه زبانه حوزه) را دیدهاند؟ آیا ایشان از فعالیتهای اتاق ادبیات تورکی که با چندرغاز شهریه چند طلبه در طول سه سال گذشته (به استثنای هفته گذشته) همیشه دایر بوده است آگاهی دارند؟ آیا ایشان از دستگیری طلاب حوزه در جریان 7 اسفند سال گذشته خبر دارند؟ دوستان عزیز باید بدانند همانگونه که حرکت هویت خواهانه ایران در چند سال گذشته به دست جوانان دانشجو و غیر دانشجو قوام گرفته است در حوزه نیز چنین است و اکنون صدها طلبه از سرنوشت ملت تورک خویش نگران هستند و دنبال راه چاره میگردند.
5. بد نیست که بدانید که در حوزههای علمیه شیعه آذربایجان (استانهای تورک نشین) همه متون به رغم عربی بودن به زبان تورکی تدریس میشدند و حوزه هیچ وقت مقهور رسمیت زبان فارسی نشد اما متاسفانه اکنون در برخی از حوزههای زنجان و بناب و... برخی از اساتید به زبان فارسی تدریس میکنند. ضمن اینکه در طی چند سال گذشته اساتید فارس زبان به صورت بیسابقه به مناطق تورک نشین گسیل میشوند.
در نهایت همانگونه که میدانید مبانی حرکت هویتخواهی ما به درستی تبیین نشده است. اینکه سرنوشت ملت تورک ایران بر چه الگوهایی رقم میخورد و رابطه تورک با سایر ملیتهای ایرانی چگونه باید باشد و بسیار چیزهای دیگر که ناگفته مانده است و تا تبیین همه اینها و مهمتر از همه مجبور کردن حکومت به تن دادن به گفتمان رسمی انتظاری بیش از این از حوزهها نمیتوان داشت.
|
||
|
|
|
Materiallardan istifadə zamanı qaynağa istinad
vacibdir |