|
|
|
به نام خدا چندی پیش دانشگاه فردوسی مشهد شاهد اجتماع عده ای از دانشجویان این دانشگاه بود که احتمالا در حمایت از دانشجویان تهران برگزار شده بود.اما بیانه ای که از سوی این افراد در این مراسم با نام "به حمایت از دانشجویان تهران بشتابید" صادر شده چیزی غیر این می گوید. ابتدا با توجه به تیتر بیانیه به نظر می رسد که بیانیه در مورد حوادث دانشگاه نهران (اعتراض دانشجویان دانشگده علوم سیاسی دانشگاه در مورد بازنشستگی و حذف تنی از اساتید این دانشگاه ) که پس از جنگ داخلی تحکیم وحدتی های امیر کبیر به وقوع پیوست صادر شده باشد ، اما بیانه را تزویری دیگر است. بیانه ای با بیش از 7 پاراگراف در حمایت از دانشجویان تهران صادر می شود اما تنها یک پارگراف به این امر اختصاص می دهد . صادر کنندگان بیانیه به ناگاه این رویداد را با رویداد دیگری در هم می پیچند آذربایجان "در حالیکه دانشگاه تهران مورد هجوم نظامی پلیس قرار میگیرد و کوی دانشگاه در آتش و خون میسوزد! چشمهای مردم به جای دفاع از خواستهای انسانی و آزادیخواهانه دانشجویان ، به سوی آذربایجان و تنشهای قومی معطوف شده است. در آذربایجان با تحریک یک تلویزیون نژادپرست ترک زبان کاریکاتوری در روزنامه ایران دستاویز فاشیستیترین شعارها میشود."
صادر کنندگان بیانیه به ناگاه بی هیچ توضیحی ، اعتراض دانشجویان به حذف اساتید دانشگاه تهران را با مسئله آذربایجان در هم می پیچند .اینان نه تنها حاضر نیستند خواسته های بیش از 30 میلیون تورک آذربایجانی با شناسنامه ایرانی را بشنوند حتی از نگاهی کوچک به این مسئله حاد تاریخی نیز خشمناکند .البته کاش به اخبار ایسنا (نهاد خبری دانشجویان) مراجعه کنید ، و تلفات نیرهای انتظامی و دانشجویان را مقایسه کنید تا منظورشان را از آتش و خون! بیشتر متوجه شوید . از تلویزیون نژادپرست صحبت به عمل می آید که می بایستی نشان از ناخشنودی صادرکنندگان بیانیه از نژاد پرستی و فاشیسم باشد ؛ اما صدای ضد آپارتاید و نژادپرستی آذربایجان را نه تنها غیر انسانی غیر آزادیخواهانه حتی عین نژاد پرستی می دانند . چه تفاوت بین تلویزیون های رنگارنگ آن سوی مرزی از هخا های تاریخ به تن تنیده و دانشجویان فردوسی نشین خواهد بود که هر دو را گویا درد یکیست ! البته هدف بی ارزش و حتی کم ارزش جلوه دادن مسائل دانشگاه تهران نیست ، اما آیا لازم بود که این دو مسئله را با یک دید نگریست ؟ شاید داغ دلی را باید التیام بخشید !؟ آیا واقعا صادر کنندگان این بیانیه ایرانی هستند ؟ آیا از جفای که بر آذربایجان و آذربایجانی رفته و می رود بی خبر ند؟ چگونه است خون آذربایجانی را نمی بیند و حتی عصبانیت خود را نیز از این امر پنهان نمی کنند.؟ شاید جز خود را حق نمی پندارند ؟ شاید نوحه وای وطن می خواهند سر بدهند.! نمی دانم گفتن از حق و حقوق ملت ها این چنین تلخ بر مزاجشان است ؟البته از آنان که خود را به پندار خود ، شعور و منطق جامعه می پندارند! جز این روا نیست.
"شعارهایی نظیر «زبان فارسی زبان سگ است» و «فریاد فریاد من ترکم» و «فارس روس ارمنستان دشمن آذربایجان»، خطر تبدیل ایران به یوگوسلاوی، عراق و نسلکشیهای قومی را بار دیگر مقابل چشمان ما قرار داده است."
از خطر تبدیل ایران به یوگوسلاوی و عراق صحبت می کنید ،آن هم با استناد به شعارهای داده شده.! برخی از شعارها به هیچ وجه قابل دفاع نیستند، اما آیا شما جز این به ترک ها گفته اید (جوک هایتان را مرور کنید ، مطالب به اصطلاح وطن پرستانتان را بخوانید ، از ستارگان پارسیتان بگویم یا ... )که در وضعیت کنونی آذربایجان انتظاری جز این هم دارید. این فیدبک کردارتان است نه گفتار آذربایجانی . چرا از یوگسلاوی می گوید اما از آفریقای جنوبی از ایرلند شمالی ، فلسطین اشغالی از نئو نازیها و ... نمی گوید . تاریخ 85 سال گذشته را مرور کنید ، وقتی رئیس فرهنگ رضا خانی از افسار بستن بر دهان هر که غیر فارسی تکلم کند سخن بگوید ، زمانی که صندوق های جریمه در مدارس به علت ترکی سخن گفتن پر شوند ، زمانی که کتابهای آذربایجانی در تبریز به آتش کشیده شوند ، زمانی که مجلس به اصطلاح ملی زمان طرحی تنظیم کند تا کودکان ترک برای ایرانی شدن ! کودکی را به دور از مادر در پرورش گاه ها فارسی بیاموزد ، زمانی که آمایش فرهنگی مبایست بشویم ، خود بگویید چه کسی ایران را یوگسلاوی می کند ...
"کسی که این شعارها را میدهد فردا روز که اسلحه بر دست گیرد چه خواهد کرد؟ قومپرستان چه فارس و چه کرد و چه ترک، میخواهند هویت قومی ما را به زور تبلیغات به خوردمان دهند و بر اساس آن محلههای شهرها را از لوث خارجی و غیر همقومیهای خویش تصفیه و پاکسازی کنند!"
مگر نه اینکه آذربایجانی سلاح جز برای صلاح بر نمی دارد و تاریخ خود گواه است برآن ، مگر نه اینکه سلاح آذربایجانی امروز همان سلاحی است که بیانیه تان را شاید در حمایتشان نوشته اید ( البته در آن چیز دیگری است) . مگر نه اینکه تورک کشی جز لاینفک وطن خواهی و وطن پرستی شماست.مگر نه اینکه شرط ایرانی بودن پذیرفتن گفته های یک شخص خیالپرداز است. هویت کلمه زیبایست ، ولی کاش منظورتان را از هویت قومی مشخص می کردید تا لذت بیشتری ببریم. کدام هویت!، کتاب های درسی را دیده اید کدامین هویت را با زور تبلیغات به خورد کودکان معصوم ایران می دهند ، نه اینکه امروز اگر نپذیریم هویتمان چیزی ست جز کاخ های جور جمان و کیان ، جز ویرانی تمدن ها ، لشکر کشی ها و اسارت ها ، زنده به گور کردن اسیران و ... ایرانی نیستیم ، وطن فروشیم . کدام وطن کدام هویت کدام فروشگاه .... هویتی که تایم آن با آغاز یک تاریخ چه بسا جعلی آغاز می شود ، چگونه است هویتهای قبل از آن برایتان قابل تعریف نمی باشد ، بیگانه اند، طرحشان برابر با وطن فروشی است. (البته فعلا معلوم نیست فروش آن به چه کسی) "هر حدی برای آزادی بیان از قبیل مقدسات در هر شکلی خواه ملی و قومی و غیر آن، اعلام اعدام آزادی است. آرادی حد و حدودی ندارد. هر آزادی که بی قید و شرط نباشد مترادف سرکوب و سانسور است! اگر قرار باشد برای یک جک و کاریکاتور، کاریکاتوریست و سردبیر ایران بازداشت شوند، از فردا برای کوچکترین حرف و سخنی باید مواظب کسانی بود که به مقدساتشان برنخورد و با چماق تکفیر، سرکوب نگردیم! روزنامه نگاران روزنامه ایران باید هر چه سریعتر آزاد شوند!"
زیباتر از هویت، آزادی بیان است ؛ مخصوصا زمانی که از نوع جوک و توهین و تمسخر و ... به ملتها و مخصوصا مقدسات باشد.! قید و شرط و حد و مرز آزادی را هم کاش قید می فرمودید؛ که قدر گوهر گوهری داند (در آنچه بر پورپیرار] نقاد تاریخ ایران[ ، در دانشگاه فردوسی گذشت کدام یک از سطور بالا مد نظر بود ، نه اینکه طبق اصل آزاد بیانتان " در هر شکلی خواه ملی و قومی و غیر آن " پورپیرار به بیان نظرات خود نه برای کودکان تا " هویت قومی ما را به زور تبلیغات به خوردشان دهد " بلکه برای دانشجویان دانشگاهی که حتی کرسی تاریخ نیز در آن دانشگاه برگزار می شود پرداخت، آیا با مشت و لگد به استقبال آزادی بیان رفتنتان را در این سطور آورده اید واقعا که آزادی حد و حدودی ندارد و شما قید وشرطی برای آن قائل نیستید اگر قرار باشد به خاطر بیان نظر تاریخی 1 هفته ، دانشگاهی به جنجال کشیده شود؛ باید موظب بود که گرفتار تاریخ ستایان و باستان پرستان نشد و با گرزگران خیانت و وطن فروشی سرکوب نیامد ! شاید این بیانیه عجیب نامربوط به گرامیداشت آزادی بیان چند هفته پیش دانشگاه فردوسی نباشد.!!! ) (این بیانیه برای حمایت از دانشجویان دانشگاه نهران است ، اعلام انزجار از عدالت طلبی و مبارزه تورک های آذربایجان بر علیه شونیسم است یا چاره جوی برای توهین و تمسخر به مقدسات ؟ یحتمل یک تیره و چند نشان !!!)
آیا اگر همین اتفاق در یک روزنامه تورک زبان اتفاق می افتاد باز فریاد " روزنامه نگاران روزنامه ایران باید هر چه سریعتر آزاد شوند! "سر می دادید. می دانید در چند روز گذشته چند نشریه در آذربایجان توقیف شده است .
" برای فاشیست ترک یا فارس یا کرد هرگز حقوق کودکان و زنان و استثمار کارگران مطرح نبوده است و در شعارهایشان جایی ندارد. گویا تنها قومیت مظلوم واقع شده است و زبان، از مسکن و پوشاک و بهداشت مردم مهمتر است. ناسیونالیسم همواره پوششی برای انحراف اذهان مردم از خواستهای انسانیشان به سوی موهوماتی نظیر فرهنگ قومی، زبان و ... بوده است."
از فاشیست تورکی می گوید وبعد این که آیا هویت بر مسکن و پوشاک و بهداشت مردم ارجح تر است و یا نه ، کاش بیانیه خود را بخوانید ببینید از کدام ابتدا سخن گفته اید . آری آذربایجانی از حقوق حقه انسانی سخن می گوید، اگر تاریخ را بخوانید اولین دولتی که در ایران حق رای برای زنان قائل می شود دولت ملی آذربایجان هست . قوانین تصویب شده برای حقوق زنان وکودکان و کارگران در این دولت، خود دلیلیست بر رد مدعای بالا . آیا واقعا آذربایجانی را درد فقط زبان است ، و یا اگر زبان موردی بی اهمیت است پس چگونه است به غیر فارسی را بر نمی تابید. شعارهای چون یکسان سازی فرهگی (بهتر است بگوییم فارسی سازی) ، آمایش فرهنگی (ارجاع به پرانتز قبلی) به نظر شما جز زبان زای وزبان زدای در این مملکت است . آیا از امروز فرزندانتان به عربی یا انگلیسی صحبت کنند با خود چه خواهید گفت (نه به عنوان زبان دوم بل همان زبان اول) . نمی گویم زبان تمام هویت یک شخص است اما جزی از هویت او بالحتم هست که اگر جز این بود بسی رنج نمی بردند برای زنده نگهداشتن عجم آنهم با ابزاری به نام زبان. این که می گویم گویا در ایران نبوده اید به ناحق نیست : افت تحصیلی در آذربایجان بیداد میکند ، بی سوادی و کم سواد در اکثر نقاط به چشم می خورد . دانش آموزی که تا دیروز به تورکی سخن می گفته مجبور است نه تنها یک زبان بیگانه را بیاموزد حتی در کنار آن علوم دیگر را هم با این زبان آموزش ببیند همین مسئله به ظاهر کم اهمیت از دید شما باعث عقب افتادگی در یک سطح تحصیلی نسبت به مناطق فارس نشین شود. امروز بنیانهای مستحکم اقتصادی و سیاسی یک جامعه را چیزی جز علم نمی سازد و بی سوادی برای آذربایجان چیزی جز مسائل دهه های 50 و 60 را به دنبال نخواهد داشت . شاید آذربایجانی بی سواد از نظر شما آذربایجانی خوب است ، و شاید هم زبان علم را فقط و فقط فارسی می دانید.!!! فقر جزی از این منطقه شده است . مناطقی چون آذربایجان در هر کجای دنیا که باشد آبادترین نقاط است ، اما 85 سال است به جان کویر افتاده اید تا آبادش کنید و آبادانی های آذربایجان و .... سیلوی غله ایران واردکننده گندم می شود . در حالی که مناطق جنوبی سالانه چندین سد و راه جدید به خود می بیند مسیر های راه آهن اصلاح و افزایش پیدا می کنند آذربایجان هر روز ویرانه تر می شود .
"اما در دیگر سو، دانشجویان دانشگاه تهران برای اعتراض به دستگیریها، آپارتاید جنسی و احکام کمیتههای انضباطی و اخراج اساتید به میدان آمدهاند و با وجود اینکه از تمام نقاط کشور، آذربایجان و کردستان و ...، در دانشگاه تهران حضور دارند، قومیتهای خویش را فراموش کرده و به انسان به عنوان تنها نزاد رجوع کردهاند. آنها از انسانیت و اساسیترین نیازهای انسانی خویش، دفاع میکنند!"
آیا در کشوری که نه تنها تورکی نوشتن نه تنها تورکی سخن گفتن حتی تورک بودن هم جرم هست چگونه می توان آپارتاید نژادی را ندید؟ ساغ اولان نه بیلسین خسته نون حالین آری هویت هم نیاز اولیه نه هر انسان بلکه هر موجودیتیست . زمانی که راهزنان هویت ، هویت انسانی را به یغما برند ، یا هویت او را به هویتی دیگر بدل کنند انسانیت باقی نمی ماند که برای دفاع از آن برخواست . آیا جز این است که ایران کشوری متشکل از ملتهای کرد و فارس و عرب و تورک بلوچ و لر است ؟ و هر ملتی آداب و رسوم خاص خود ؟ نه اینکه هر مللتی حق دارد با آداب و سنن خود زندگی کنند . آیا این ها را شما حق انسانی نمی دانید . انسان نان و آب و خواب است؟! ""ناآرامیهای قومی در آذربایجان و خیزش آزادیخواهانه دانشجویان تهران، هرکدام آیندهای جداگانه را در مقابل جامعه تصویر میکنند: یکی سقوط به ورطهی جنگها و پاکسازیهای قومی و نژادی و ویرانی و تباهی جامعه را به تصویر میکشد؛ و دیگری احقاق حقوق انسانی، آزادی و برابری را نوید میدهد." آری جنبش حق طلبی مردم آذربایجان و جدالهای داخلی گروه ها ، هر کدام سخنی دیگر فریاد می زنند . آذربایجان از فقر، بی سوادی ، نابرابری ، بی کاری،از شهروند درجه چندم بودن و... می نالد ، نه از رای نیاوردن یا از... از این روست که آذربایجانی جان به کف گرفته و به امید روزی روشنتر فریاد می زند و می داند که حامیش کسی جز خدا و بعد خود آذربایجانی نیست . ما هم در انتظار روزی هستم که در کشور کثیره المله ایران همه ملت ها در کنار هم با حقوق انسانی یکسان زندگی کنند. زنده باد زندگی
|
||
|
|
|
Materiallardan istifadə zamanı qaynağa istinad
vacibdir |