نوشتاری برتمرین دموکراسی ، تاریخی ملتها

 

 

حمله های تروریستی 11 سپتامبر سرآغاز جنگی خانمان سوزشدکه میلیونها افغانی، عراقی از

زن وکودک پیر و جوان در دام شعله های مقابله به مثل آمریکا و کشورهای غرب سوختند .حمله به عراق وافغانستان برای رفع وجود تروریسم که نه بلکه انتقام از کشته شدگان 11سپتامبر، تسلط بر نفت ، گازو حرکتهای اسلام گرایانۀ منطقه بود .! نمایش قدرت نمایی غرب در منطقه و چشم زهر گرفتن از کشورهای حامی تروریسم و کشورهای مستبد از جمله ایران و سوریه تا کنون جز بازیهای پنهان و زد و بندها ،تهدیدها چیزی در پی نداشته اما واقعیتی امکان نا پذیر وجود دارد که آمریکا و غرب برای طرح خاورمیانه بزرگ نیاز مبرمی به جنگ دارند و جنگ سالاران غرب با چشم دوختن به انقلابهای داخلی این کشورها با توجه به اقتدار ریشه ای و بی رحم حاکمان کشورها آمریکا را مجبور به دوگانه گویی و یأ س نموده است . ! ما این را میدانیم که فضای مرگبار از سوی معتقد ین دو سوی قضیه رو کش ظاهری نیست که بتوان با تهدید ، تحریم اقتصادی مسئله را مرتفع سازد بلکه جنگهای با لکا ن در دهۀ 1990 و وقایع یوگسلاوی که زمانی همچون همسایه های معمولی و بدون مشکل با هم می زیستند نمونه بسیار بارزیست که هر گاه امکا ن انفجارباروت در منطقه را مهیا می سازدو سرانجام آن شد که شاید کمتر کسی فکر آن نسل کشیها را می کرد تا اینکه منازعه بین کراواتها و صربها ی ملی گرا منجر به کشته شدن و تجاوز بی رحمانه میلیونها زن و جوان معصوم بی گناه از مسلمانان بوسنیایی، کوزوویی،همچنین صربها شد. بسیج مقد س و جهاد مقد س ملی گرایان جنایتکار توسط واعظین خود پدیده مدرنی بود که از ادعاهای قابل تردید چون خود مختاری ملتها به عنوان اقلیتهای قومی تعریف می شدند و این فاصله بسیاری داشت با وضعیت آرام منطقه ای که در قلب با لکان و در اروپا بود حال نگاهی بیندازیم ، به وضعیت منطقه خاورمیانه ( با نداشتن هیچ گونه تجا رب دموکراسی و آزادیخواهی های خود جوش ) یک امردر تاریخ منطقه بدیهی است که قرنها مستمرات انگلیس روس به همراه حاکمین دست نشانده مجال هیچ گونه آزادیها رادر این ممالک اجازه نداده اندحال برسد به اینکه ملیتهاو اقوام ستمدیده بخواهند بدون وابستگی به چپ وراست وابرقدرتها،سرنوشت خودرابه دست برگزیدگان واقعی خود به دست گیرند. فدرالیسم،خودمختاری ویا هرنام دیگرمتأسفانه باید درهرشرایطی مطابق منافع کشورهای قدرتمند جهان قرارگرفته تا فضای بین المللی نیز تابع موقعیتهای سیاسی منطقه ای با سردمداران پشت پرده و ظاهرقضیه قرارگرفته تا مورد تا ئید وحمایت همگانی و جهانی قرار گیرد؟ ! تاریخ ، سقوط حکومتهای ملی ، مردمی1324 سید جعفر پیشه وری و سقوط مصد ق ها و تبعید رذیلانۀ دست نشاندۀ انگلیس رضا خان پالانی و سقوط پسرش محمد رضا را هنوز هم در حافظۀ تاریخی خود دارد . اگرمثالی روشن از دست نشاندگی و ضعف حاکمان نشان دهیم باید نگاهی به جملۀ رئیس جمهور وقت عراق نمود که در عصر حاضر حا کمیت حکومت را دردست دارد . ما برای آرامش و صلح و مبارزه با تروریسم در عراق به نیروهای آزادیبخش نیازمندیم واقعاً جای سوال این است که آیا نیروهای آمریکایی از دیدگاه این پریزید نت کرد یهودی الاصل نیروهای آزادیبخش هستند یا اشغالگر .؟! و آیا باید از مردم عراق و کسانی که یاران و عزیزان خود را در این جنگ از دست داده اند و مبارزان عراقی پرسید که آیا آنان نیز هم عقیده با این پریزیدنت نو رسیده هستند یا خیر ؟ تغییر و حاکمیت منطقه با لجمله حاکمیت صلح واقعی با احقاق حقوق تمامی اقلیتهای قومی ، از جمله شیعیان ، سنی ها ، کردها ، ترکمنها و حتی اقلیت چند هزار نفری آشوریها و مسیحی ها ممکن خواهد بود جنگ مقدسی که از سوی مبارزین عراقی و نیروهای حاکم به همراه کشورهای غرب در جریا ن است ، ضربه و تلفات غیر قابل جبرانی را برای هر دو طرف قضیه به همراه داشته. تلاشها ی آمریکا در منطقه با صرف هزینه های میلیاردی جنگ تا کنون با از دست دادن بیش از 2800 سرباز آمریکایی هنوز نتوانسته و نخواهد توانست دموکراسی را در عراق به بار بنشاند . عدم عقب نشینی ( آقای جورج بو ش) و اصرار بر ادامه مبارزه برای محو تمام تروریستها آرمانی ا ست که به قیمت سنگین برای غرب و ملت آمریکا و جهان تمام خواهد شد . باید دانست که با توجه به گذ شته تاریخی ملتها و ساختارهای ریشه ای فرهنگی ، مذهبی ، اعتقادی ، روانشناختی ، قومی و منطقه ای به زور درکشوری نمی توان حاکمیتی مشروع و مقبول تمام عامه جامعه را حاکم ساخت .متأ سفانه تفکرات آقای جورج بو ش که آن را اصل حرکت با زی سیاسی خود در جهان استوار ساخته لغزشی وحشتناک را در سیاستهای خارجی و داخلی آمریکا موجب شده است ، اینکه نماینده ملتی بزرگ و با سرمایه های بزرگ اقتصادی ، نظا می و فرهنگی اینگونه اصل را در حرکت خود قرار دهد که <<هر که با ما نیست بر علیه ماست >> همین نقطه تفسیرها و تعا بیرعمیقی دارد که فقط یک نمونه از این عبارت این مفهوم را دارد که در جایگاه ایشان مخالفین و منتقد ین دشمنان دموکراسی و آزادی ، انسانی می باشند ، و این تز و اندیشه خود تفکریست مستبدانه و ارتجاعی . چنین تفکری عین تفکرات حاکمین مستبد ایرانی است که انسانها را به خودی و غیر خودی و شهروند درجه یک ، درجه دو ، درجه سه تقسیم کرده اند . میدانیم که لغزشی در هر فرقه ، نهضت ، حزبی و حاکمین کشورها وجود دارد ملی گرایی ریشه و عمق در تاریخ بشری دارد اشتبا ه است که آن را در غا لب اندیشه های افرادی چون چنگیز ، داریوش ،جورج بوش ، هیتلر ، موسلینی ، میلشیوویچ ، احمدی نژاد ها خلاصه کنیم . سازمان دهی منطقه برای جنگهای مذهبی ، دینی ، زبانی مدتها قبل ریشه در ضعفهای تاریخی و عدم تجارب دموکراسی و شیوه های زندگی خود آن سامان و مردمان کشورها دارد . من یک نظر از اظهارات شیمی دان مشهور به نام << وبلهم اوسوالد >> را برای شما اظهار میدارم او علناً ابراز داشت آلمان و کشور آلمان میخواهد اروپا را سازماندهی کند یعنی جایی را که تا به کنون از نبود سازمان در رنج بوده اکنون می خواهم آن راز بزرگ را برای شما توضیح دهم : << ما و یا بلکه نژاد آلمانی به اهمیت سازماندهی پی برده ایم در حالی که ملتهای دیگر تحت رژیمی مبتنی بر فرد گرایی زندگی می کنند ، ما به رژیمی که تحت سازمان است نائل شده ایم >> تکامل این اندیشه های منطقی ، علمی ، و یا غیره منطقی و علمی به کامل ترین وجهی به یک سیاستمدار فعا ل و جامعه ای آماده نیاز دارد . به نظر اینجانب ( آرمان پرویسی ) ایجاب می کند که هر کس به یک مقام و شخصیت راهبردار تبدیل شود برای قد یس گرایی ناسیونالیست و رهایی ملتی از چنگال شونیست و ظلم و تعدی بدون داشتن رهبری آگاه و آشنا به سیا ستهای جهانی و افکارات ، فرهنگ و باورهای ملت خود دشوارترین راهی است که یک ایده می تواند در فرآیند توسعه و پیروزی خود نقش ایفاء کند . تاریخ خاورمیانه در اصل تاریخ امپراطوریها و استبداد ها ست و تاریخ مردمی از استپ های شرقی که دسته دسته در منطقه سرازیر شدند شروع شده ، واز سومر ، بابل باستان و اسرائیل مدرن فقط فصلهای اول و آخر از یک سرگذ شت به هم پیوسته در این منطقه اند . امپراطوریهای رومی ، مصرباستان ، عثمانی ، انگلیسی ، فرانسوی تنها نمایشگاهی از تاریخ گذشته ملتها ست نمایشگاهی مرده که تنها تجارب آنها راه گشای رهبران جهان و آینده میتواند باشد و بس . تاریخ امروزین ما را گذ شته های به هم گره خورده تاریخی جنایتکاران تشکیل می دهد جنایتکارانی که به نام آ زادی ، دموکراسی ، حقوق بشر ، دفاع از حقوق ملیتها و اقلیتها دفاع از آرمانهای کشور گشایانه تشکیل شده است . پس جای تعجبی نیست که در بازیهای سیاسی جهان عده ای از صحنۀ تاریخ محّوو عده ای در صحنه تاریخ به استثمار دیگر ملل و فرهنگهای آن ملل می پردازند ما می خواهیم بگوئیم غیبت دموکراسی واقعی عظیم ترین درد انسانی است که بشر قرنها است بدان مبتلا ست . موزائیک به هم پیچیدۀ جهانی و تو لیدات سیاسی آن در هر نقطه از جهان نه تنها مشکل قومیتها ، ملیتهای ایران ، یوگسلاوی سابق ، عراق ، افغانستان و کشورهای عرب است بلکه دموکراسی نخستین قربانی تاریخ بشریت است . آری تراژدی دموکراسی در هر جای د نیا بالاخص آذربا یجان ایران با 35 میلیون انسان داستانی است تکراری و ندای دموکراسی خواهی امروز رهبران آزدیخواه صدایست که با شک و تردید به تاریخ وبا سا بقۀ ذهنیت منفی بدان مینگرد .لذا به عقیده اینجانب لئیبرال حق دارد لئیبرال باشد و سلطنت طلب با عینک سلطنت طلبی سخن آغاز کنند و کارگر با زبان کارگری و ملیتهای ستمدیده با زبان عاجز آزاد یخواهی و ستمدیده گی تا حالا معلوم نیست و نبوده که چرا باید هر سازمان ، گروه ،جبهه، تشکیلاتی خود را محق و نمایندۀ دموکراسی ملت خود بداند در حالی که تاریخ پیش روی ماست با تمام یأس و امیدها و تجربه های تلخ بالاجمله در کشور ایران زنان و جوانان و اقوام غیر فارس برای طرح ندای مظلومیت خواهی خود چاره ای جزمبارزه در تمام ابعاد آن دارند .؟ قربانی تاریخ عصر حاضرچه کسانی خواهند بود ؟ این را آینده گان به قضاوت خواهند نشست و افکارات ، اندیشه های جورج بوشها ، خاتمی ها ، احمدی نژادها و تاریخ نویسان و سایرین به تفسیرو تأ مل خواهند پرداخت . تنها اینکه عزیزان مشکل امروز ایران یک مسئلۀ علمی و فرهنگی است و تنها یک حرکت انجام یافته و منظم میتواند پاسخگوی این نیاز باشد ما به هر ایرانی از اقوام مختلف توصیه میکنیم تا با کنار گذاشتن ایده های مذهبی و به دور از تحت تاثیر تبلیغات های د ینی ،مذهبی حاکمان کشورهای خود و بیگانه برای تلاش و رسیدن به دموکراسی واقعی و پذیرش انتقاد پذیری با دیدن ضعفهای تاریخی و فرهنگی ریشه دار ملتشان خود را برای مبارزه ای واقعی آماده سازند . ما پذیرای افکاری مترّقی ، روشن ، منضبط ، قانون مدار ، آینده نگر و آزاد هستیم . بدیهی است در جهان امروز نیروی مبارز برای تحقق آزادیهای مدنی ، فرهنگی ملت خویش بایستی با در نظر داشتن شرایط جهانی و سیاستهای بزرگ جهانی و با توسل به قدرت و پتانسیل بالقوّه متکی بر ملت خود راه رهایی را در پیش بگیرد یافتن راه کارهای نو به تناسب شرایط جهانی جدید و تحولات آن مهمترین ویژگی حرکتهای آزادی بخش ملت ها ست راه کارهای نو به تنا سب موقعیتها و تحولات اگر به هر به د لیلی نادیده گرفته شود امکان در جا زدن و عقب نشینی اجباری نیروها گاه موجب تقویت و استحکام روندهای اجتماعی ، سیاسی، وتعقل در عملکردهای رهبران تشکیلات میباشد . به نظر اینجانب تنها یکی از دلایل عدم موفقیت در مقابل خواستهای ملی کشورها ،نبود اپوزیسیون واحد نیروها در مقابل یک دشمن واحد می باشد . توسل نیروها ی سیاسی به تفکرات و روشهای کهنه و قد یمی و عدم جسارت در راه یافت افکار و تزهای جدید برای مبارزه ، شکست و عقب گرد جبران ناپذیری که باید پذیرفت و زمان نیز آن را به وضوح در تاریخ گذشته نشان داده و نشان خواهد داد .روشهای نو با درایت رهبران و تکیه بر آرمانهای ملی مردمی خود مهمترین نقطه عطفی است که موجب شکست استکبار در تمام ابعاد بر دشمن می گردد .متأ سفانه بخش عمده ای از اپوزیسیون و گروه ها با دل بستن به اقدامات قدرتهای نظامی بزرگ بیگانه بدون در دست داشتن قدرت فکری مردمی خود و رهبری مردم خود موجب دست نشاندگی و تحت اجبار قرار گرفتن از نیروهای قدرتمند را موجب خواهد شد . دخالت نظامی سیاسی کشورهای خارجی و عدم کامیابی در رفع و موانع پیروزی بر تروریسم و شوو نیسم در کشورها باز تابی از نبود نو آوری در میان نخبگان و رهبران تشکیلات میباشد . بعضی متفکرین و سیاسیون گویی سرنگونی رژیمی را یگانه شکل رهایی مردم خود از چنگال شوونیست و استبداد می دانند در حالیکه بسترهای فکری فرهنگی و دموکراسی در جامعه بدون کار کردهای عمیق موجب انحراف و تسلط دوباره نیروهای اجانب بر کل خواستها و آرمانهایرهبران و مردم آن خطه خواهد شد این اصل تجربه تاریخی ملتهاست و بحثی نه بیش و نه کم ضرورتی ندارد .مثال روشنی گفته باشیم اکثریت مردم ایران گویی با سرنگونی رژیم اسلامی برای رهایی از استبداد و نابرابری تمام حقوق ملی باور دارند و این باور به علت ضعفها و کمبودهای .شعور اجتماعی و سیاسی مبدل به ایمان نشده و در مرحلۀ نقطۀ صفر، و به عبارتی نا سزاگویی خلاصه میگردد

 

آیا باید پرسید اغلب قومیتها وملیتها از ترس سرکوب، اعدام، سرنوشت خود را تغییر نداده اند؟

 

آیا ایمان وباور و شعور به حد کامل نرسیده و سکوت نموده اند ؟

 

،جای بسی تعجب است ک بیش از 60% جامعه دارای قدرت تحول ، انقلاب

اعتصاب ، تظاهرات و نا فرمانی هستند ، آنقدر عاجز و درمانده شده اند که به اقلیتی در حاکمیت که اغلب دارای فاقد استراتژی تحقیق و شعور ملی، سیاسی، اعتقادی و مشروعیتی هستند نمیتوانند فائق آیند . به نظر اینجانب چنین نیست بدیهی است منابع اعظم تجهیز نیروهای استشهادیون و نیروهای سرکوب گر و سایر نیروها از محل منابع نفت و منابع ثروتهای خود آن ملیتهای تحت ستم تأمین می گردد برای سرکوب خلق اهواز ، برای سرکرب حق مدنی انسانی ترکهای آذربایجان ایران حاکمین از همان منافع و ثروتهای خود آن کشورها بهره می برند .رژیم شوونیستی آخوندی فارس با چپاول ثروت مردم قومیتها و تخریب هویت ملی با ثروتهای همان ملت هر چه بیشتر در الیناسیون و مسخ فرهنگی مردمان آن کشور تا کنون موفق بوده که در زمان پادشاهان به اصطلاح افتخار آفرین پهلوی بر مردم ایران می رفت و اکنون نیز در قا لب سلطنت مطلقۀ مذهبی بر اقوام و ملل ستمدیده می رود . رساندن شعور ملی مدنی در جهت درک دموکراسی واقعی نخستین رسالتی است که بر دوش ملت و جوانان ملیتها و اقوام ستمدیده .میباشد لذا جوانان برای روزهای حساسی که بسیار نزدیک است باید همیشه .کوشا و فعال باشند

 

 

نماینده گاموح در ونکوور کانادا

ائلیار تبـــــریزلی 

30.11.2005

 

 

 

 

 

 


ائلیار تبـــــریزلی

 


 Materiallardan istifadə zamanı qaynağa istinad vacibdir
استفاده از مطالب دورنا با ذكر منبع بلامانع است
www.durna.info | eldeniz@yahoo.com