۲۱ آذر۱۳۲۴ روزتشکيل حکومت عدالتخواهان

۲۱ آذر ۱۳۲۵ روز پيروزی ديکتاتورها

• ديدگاه اصولی و متکی به زحمتکشان، باعث محبوبيت فرقه دمکرات نزد مردم گشت. اصول برنامه ای فرقه دمکرات آذربايجان مشتمل بر ۱۲ ماده بود. آنها خواستار خود مختاری سياسی و فرهنگی مردم آذربايجان در چارچوب حاکميت ملی بودند. آنها در برنامه خود به اصولی همچون تماميت ارضی و استقلال ايران تصريح کرده بودند.

الميرا مرادی

 

Elmira2211@yahoo.ca

جمعه ٢١ آذر ١٣٨٢ – ١٢ دسامبر ٢٠٠٣
 ۲۱ آذردر تاريخ کشورمان ايران يادآور يک واقعه بزرگ تاريخی است که دو ديدگاه متفاوت هميشه در صدد تجزيه و تحليل آن بر آمده است. اولی ديدگاهی است برآمده از حاکمان زور و ديکتاتوری رژيم پهلوی و متعاقب آن جمهوری اسلامی - که با سرکوب خشونت بار خلق های ايران همان سياستهای دستگاه سلطنت را ادامه می دهند . آنان اين روز را روز پايان "فتنه" ، روز پايان "غائله" و روز" نجات آذربايجان" و "آزادی آذربايجان" نام نهاده اند. آنها اين روز را روز قطع دست خارجی از مرز و بوم ايران ناميدند و تا آنجا که خواستند و قادر بودند به اين جنبش عدالت خواهی افترا زدند. اين روز برای آنان روز ۲۱ آذر ۱۳۲۵ است.
اما در طرف مقابل، مردم "ستم مضاعف ديده" ی قوميت های مختلف، اقشار زحمتکش مردم ايران و نيروهای عدالت خواه و مترقی قرار دارند که برای آنان روزی مطرح است که در آن روز حکومتی ملی در نقطه ای از ايران به پيروزی رسيد که در مدت يکسال به بسياری از آرزوها و آمال های مردم زحمتکش خود جامه عمل پوشانيد. اين روز ۲۱ آذر ۱۳۲۴ می باشد ، روز تشکيل دولت ملی آذربايجان – روز باورنداشتن به نظام حاکمان ديکتاتور – روز به باور گرفتن انسان- روز پيروزی زحمتکشان؛ آنانی که نظام حاکم رانظامی نامعقول و ظالمانه می بينند - روز تشکيل حکومت ملی و مردمي.
اينک با گذشت سالها ازاين واقعه پر اهميت در تاريخ ايران و با روشن شدن اين قضييه که حکومت پهلوی و سيستم سلطنت و متعاقب آن سيستم ولايت فقيه هر دو از خصلت ديکتاتوری برخوردار بوده و هستند و ارزيابی آنان نسبت به جنبش های مردمي، عدالت خواهانه و ملی نشات گرفته از همين خصلت ديکتاتوری آنان است، بايد با شيوه ای مبتنی بر دفاع از منافع زحمتکشان و رفع ستم از ملل ساکن در ايران و آزادی و برابری آنان ، با جنبش ملی آذربايجان و تشکيل دولت ملی آذربايجان برخورد نمود.
جنبش ملی آذربايجان حامل ايده ها و آرمانهای انسانی و با ارزش دمکراتهای آذربايجان به رهبری پيشه وری بوده است که اگر با سرکوب شديد ديکتاتوری شاه مواجه نمی شد، می توانست الگويی برای تمامی مليتهای ايرانی تحت ستم به حساب آيد. پيروزی آن جنبش می توانست نسيم آزادی را در بقيه نقاط ايران بپراکند. مطالبات جنبش ملی مردم آذربايجان که در زمان خود بسيار مترقی و پيشرو بوده است، احتمالا در زمانه ما قابل درک تر می باشد.
ديدگاه اصولی و متکی به زحمتکشان، باعث محبوبيت فرقه دمکرات نزد مردم گشت. اصول برنامه ای فرقه دمکرات آذربايجان مشتمل بر ۱۲ ماده بود. آنها خواستار خود مختاری سياسی و فرهنگی مردم آذربايجان در چارچوب حاکميت ملی بودند. آنها در برنامه خود به اصولی همچون تماميت ارضی و استقلال ايران تصريح کرده بودند. توجه به حل مشکل ارضی و لغو مالکيت مالکان بزرگ از جمله اقدامات عاجل آنان بود که توده های وسيعی از دهقانان و مردم فقير را به آنان جذب کرد اما در عوض کينه و دشمنی مالکان و زمين داران بزرگ را در منطقه و ساير مناطق ايران سبب گشت تا جايی که اينان هر چه در توان داشتند در اختيار دولت مرکزی گذاردند تا فرقه و دولت ملی آن را سرکوب نمايد. از اقدامات ارزنده ديگر دولت پيشه وري، ملی کردن بانک ها، تاليف و اجرای قانون کار، لغو روابط ارباب و رعيتي، اجباری کردن آموزش و سواد آموزی جهت خردسالان، تاسيس دانشگاه تبريز، تاسيس راديو تبريز، حمايت از حقوق اقوام ديگر ساکن در آذربايحان و حمايت و به رسميت شناختن حقوق سياسی و اجتماعی زنان بوده است. انجام اين اقدامات تنها در مدت زمان يکساله اين رابه اثبات ميرساند که تنها حکومتهای برآمده از مردم از جان و دل برای مردم کار می کنند، آنچنان که دولت ملی آذربايجان به رهبری فرقه دموکرات آذربايجان انجام داد.
بديهی است که شهرت اين اصلاحات در نقاط مختلف ايران پراکنده می شود، اين خطری است که بقيه نقاط ايران بر عليه نظام های جابرانه قد علم کنند. حکومت ارتجاعی و ديکتاتوری سلطنت در قالب پز دمکرات منشانه احمد قوام نخست وزير وقت گرچه يک قرار داد با حکومت ملی آذربايجان امضا کرد اما در تمام مدت مترصد انجام يک حمله وسيع نظامی به آذربايجان بود. سيستم توتاليتر و ديکتاتوری شاه که با اصول مدرنيته و دمکراسی بهيجوحه همخوانی نداشت، مفهوم خودمختاری و يا خودگردانی و فدراليسم را برای مردم (عمدتا در مرکز) وارونه جلوه می داد. آنان هر تلاشی در اين جهت را" تجزيه طلبي" می ناميدند و سر نخ تمام جريانات را هم به شوروی وصل می کردند.
در صورتی که طرح برنامه ای فرقه دمکرات، حقوق زحمتکشان و اصول دمکراسی و آزادی را دنبال می کرد تا جايی که نه فقط دهقانان و زحمتکشان شهری از آنان حمايت می کردند بلکه دامنه اين حمايت در بين اقشار کارمندی و روشنفکران هم گسترده بود. پيوستن بخشی از ارتش بخصوص آنانی که مدتی قبل در قيام افسران خراسان شرکت داشتند به دولت ملی آذربايجان از همين محبوبيت توده ای دولت پيشه وری سرچشمه می گرفت. در مورد شکل خودگردانی و روابط با مرکز و يا در سطح بين المللی ، می توان به اين امر اشاره کرد که آنها در مسائل داخلی مستقل اما در مسايل جهانی تابع دولت مرکزی بودند. شاهد ما براين مدعا اين است که آنان در ميان انواع وزارتخانه هايی که داير کرده بودند ، وزرات خانه ای به نام وزارت امور خارحه داير نکرده بودند.
در اين جا مجال آن نيست که به اشتباهات اين جنبش تاريخی در مقابل ارتجاع پرداخته شود، اما شايد بطور خلاصه بشود گفت که پز دمکرات منشی دولت مرکزی (که باطنا در صدد سرکوب آذربايجان بود) اين جنبش را فريب داد. ضمن آنکه اشتباهات فاحش بعضی نيروهای سياسی همراه تغييرات سريع در سطح جهانی و تغيير معادلات بين المللی بعد از پايان جنگ دوم، باعث محدوديت دفاعی از اين جنبش گشت.
بنظر می آيد وظيفه همه ما باشد که با مطالعه اين جنبش( نه فقط با مراجعه به منابع دستگاه حاکم آن زمان بلکه با مراجعه به منابع فرقه دمکرات و دولت ملی آذربايجان و افراد معدودی که بی طرفانه راجع به آن نوشته اند) پرده های ابهام و افترا را از اين جنبش کنار بزنيم، خواسته های اقوام مورد ستم در ايران را که شاهد انواع تبعيضات اقتصادي، سياسی و فرهنگی و مذهبی هستند، مورد توجه قرار دهيم. از افتخاراتی که جنبش های ملی در ايران آفريده اند ياد کنيم و همچنين درس بگيريم از اشتباهات. منافع ديکتاتور ها و سلاطين و فقهای ولايتی را که با سلاح " منافع ملی " به ميدان می آيند، "منافع ملي" عموم مردم و زحمتکشان قلمداد نکنيم. منافع مردم جايی قرار دارد که منافع زورمندان جامعه خواه ناخواه رو به تعديل می گذارد.

 
 

Yazý haqqýnda nəzər veriniz!

 

يازي حاققيندا نظر وئرينيز!