|
|
|
"مقايسه اعتراض فرانسه با آذربايجان"
اعتزاض مردم فرانسه در جهت لغو
قانون کار، سه ماه بطول انجاميد. با وجود شدت درگيريها در خيابان که
اقشار دانشجويان، کارگران، مردان و زنان بسيار در آن نقش داشتند، هيچ
کدام از رهبران و رؤساي سنديکاهاي صنفي و سياسي دستگير نشدند، گرچه
برخودهايي با اخلالگران توسط پليس انجام ميشد و آخر نيز با عقبنشيني
دولت به اهداف خود رسيدند.
امّا چگونه است که اعتراض بحق
مردم آذربایجان نسبت به درج کاریکاتور توهینآمیز در روزنامه ایران،
بیش از ده روز بطول نینجامید و همان اعتراضها نیز با برخورد شدید
بزودی سرکوب و خاموش شد. و همه این اعتراضها بدون حصول نتایج و رسیدن
به خواستهها، عقیم ماند. و با سوق دادن اعتراضها به مسیری دیگر و
خلاصه کردن همه خواستهها به بستن روزنامه و تکرار و یادآوری
قهرمانیهای آذربایجانها در انقلاب مشروطه، به نوعی به شرمنده کردن
معترضین پرداختند که چرا پیشینه مشروطهطلبی و آزادیخواهی خود را
فراموش کرده و اینگونه شلوغ میکنند؛ و گویی همیشه باید در جواب تورکها
که خواستار حقوق خود هستند، حربه مشروطه را بکار برد و گفت که؛ شما
مشروطهچی بودید، شما که ستارخان را پروراندهاید، شما دیگر
چرا!!!!!!؟؟؟؟؟؟
به این ترتیب از دل آن
انفجاریکه پس از یکی دو هفته، سرکوب و خاموش شد، نه تنها به مطالبهای
که بهانه شوریدنمان شد، نرسیدیم، بلکه همان اندوختههای اندکی را نیز
از دست دادیم، متهم شدیم، دستگیر شدیم، ضرب و زخم و مصیبت دیدیم و بعد
باز به سکوتی عقدهوار و طولانی روی آوردیم تا انفجاری دیگر.
سؤالهایی در این باره مطرح است.
چرا مسئولین رده بالای مملکت به صدای اعتراض مردم گوش ندادند؟ چرا
فعالین فرهنگی و سیاسی ما (ما تورکها) به سکوتی بیمعنا و گنگ روی
آوردند؟ آیا مسئله بیاهمیت بود؟ یا پتانسیل برخورد و اعتراض د ملّت ما
اندک؟
در کشورهایی مثل فرانسه
(کشورهای جهان اوّل) به دلیل نهادمندیهای سیاسی، فضای باز نقادی و
وجود سندیکاهای صنفی و سیاسی که بعنوان مکانیسمی برای پیشگیری
خواستههای شهروندان به شمار میرود، موضوع اعتراض یک اصل پذیرفته شد
در این کشورهاست. دولتمردان این کشورها، اعتراض را که حق طبیعی
شهروندان میپندارند، به خوبی شنیده و با آن توجّه میکنند.
در این کشورها، دولتها خود،
امنیّت معترضین را تأمین کرده و در واقع، فضای سالم و توأم با امنیّت
را برای اعلان اعتراض مردم برقرار میکنند و پلیس مجوزی برای تعرض به
اعتراضهای آرام را ندارد. چرا که حاکمان این کشورها، بخوبی میدانند
که اگر به اعتراض مردم (که بواسطه رأی و اعتماد آنان به قدرت رسیدهاند
و باید در خدمت شهروندان و تأمین رفاه و امنیّت و برآوردن خواستههای
آنان عمل کنند) گوش نکنند، این اعتراضهای آرام و آشکار به فاز
زیرزمینی تغییر وضعیّت داده و اگر تا دیروز این اعتراضها جهت تغییر
قوانین و واکنش به یک مورد خاص بوده و صبغه امنیّتزدایی نداشته، امروز
به اهداف بزرگتری چون تغییر نظام و ساختارشکنی روی آورده و صبغه
امنیّتزدایی به خود خواهد گرفت.
امّا اعتراض ما چگونه بود و چرا
ره به جایی نبرد؟مطالبات قانونی ما تورکها که همیشه به بهانههای
گوناگون کتمان گشته، مورد توجّه قرار نگرفته و به تحقیق نرسیده، از
تأسیس دانشگاه و تدریس به زبان تورکی در آن و در مدارس و تأسیس شبکه
تلویزیون ملّی و بسیار مطالبات اقتصادی، سیاسی و اجتماعی دیگر، بار
دیگر به بهانه توهین در روزنامه ایران، تکرار شد و باز به هیچ کدام
نرسیدیم. نه تنها مسئولین کشور به پژواک صدای ملّت گوش ندادند، بلکه
فعالین و مسئولین تورک نیز از پیگیری این موارد چشمپوشی کردند و کلاً
چند سالی هست که دیگر این مطالبات پیگیری نمیشود، گویی خود ما هم
باورمان شده که این خواستهها دست نیافتنیاند و ملاآور. و فقط
امیدمان به این حرکتهای انفجاری و هر از گاهی است که به خیابانها
ریخته و فریاد برآوریم و باز خواستهها و عقدههامان را به صندوق
مطالبات بیجوابمان بریزیم.
آری در همان چند روز اعتراض
نیز، چنان منفجر شده و زمان و زمین را روی سرمان میگذاریم که گویی
تنها راهحلّ همین است. به زمین و زمان فحش میدهیم، شورش و بلوایی
برپا میکنیم که آن سرش ناپیداست. دوست داریم همه چیز را بشکنیم و عقده
همه آن سالهای نارضایتی را بر در و دیوار و بانک و ادارات خالی
میکنیم. از حاکمان جز پلیدی نمیبینیم و جز سرنگونی آنها به چیز دیگری
راضی نمیشویم. جز به انتقام و اعدام و تغییر ساختار راضی نمیشویم و
دست آخر به شدّت سرکوب شده و با دست خالی به سوگ از دست دادههایمان
مینشینیم و باز سکوتی جانفرسا تا انفجاری دیگر و برنامه بیبرنامهتری
از امروز. غلیان احساسات جوانان و اخیراً دانشجویان و گویی مسئولین ما،
فعالین و نویسندگان ما، آنها که در مجلس نشستهاند، دولتمردان تورک ما،
دیگر دغدغه چنین مسائلی را ندارند.
امّا شاید راهحلّ چیز دیگری
غیر از آنچه که تاکنون پیمودهام باشد. بیائید بار دیگر حرکتها و
اهدافمان را مروری دوباره کنیم. در رفتار و حرکتمان اندیشه بکنیم،
راهحلّهای جدید و کارآمدتری بجوییم. در عین حال باید توجّه داشت که
مقاومت در حرکت و استمرار و اصرار در خواستهها، در همه حال تجدیدنظر
ناپذیر است.
باز میگویم که حرکتهای
انفجارگونه، راهحلّ مناسب نیست، بلکه پیگیری خواستهها از بالا و
مقاومت از پایین، پلّهپلّه تا رسیدن به تمام و کمال اهداف، اصلیمان
بیشتری داشته و شانس پیروزی بالایی به همراه خواهد داشت. حرکتها،
اعتراضات و پیگیریهای مسئولین و فعالین و نمایندگان مجلس، مسلماً بسیار
مؤثّرتر از حرکتهای خودجوش و احساسی جوانان است. در عین حال که این نوع
حرکتها نیز در جای خود ضروری مینمایند.
به امید سربلندی تورکها و
آذربایجان عزیز
ا.
کبیری
|
||
|
|
|
Materiallardan istifadə zamanı qaynağa istinad
vacibdir |