كردستان بين سه استراتژی

 
مسعود كردپور
 
 ٥ دی ١٣٨٣

پس از پايان جنگ جهانی اول و فروپاشی امپراتوری عثمانی دولتهای جديد بدون توجه به سيمای فرهنگی در منطقه خاورميانه تشكيل شدند، بر اساس پيمان سوربه كردها وعده تشكيل دولت مستقل داده شد، اما به دليل استراتژی آن زمان دولت بريتانيا كه سلطه بر چاههای نفت عراق بود ، حكومت تركيه از تشكيل دولت مستقل كرد درجنوب شرقی آن كشور جلوگيری كرد. از ان زمان تاكنون كردها به عنوان بزرگترين اقليت جهان بين كشورهای تركيه، عراق ، ايران وسوريه زندگی می‌كنند به دليل نهادينه نشدن دمكراسی و حقوق بشر و استبداد مزمنی كه جوامع وحكومتهای اين كشورها به آن گرفتارند، كردها به واسطه ظلم مضاعف هميشه در صف اول مبارزه جهت استقرار دمكراسی وآزادی بوده اند . از آن زمان تا كنون به دليل بيداری ملی و وجودحس وطن پرستی علارغم اقدامات سركوبگرانه حكومتهای جابر منطقه، كردها همچنان پايداربه مبارزه برای تحقق دمكراسی در اين كشورها ادامه داده‌اند. كردها برای تحقق آرمانهای خود قربانيان زيادی داده‌اند، ولی به دليل موقعيت خاص ژئوپلتيكی كردستان و نا مساعد بودن شرايط بين المللی تلاشهای آنها بی ثمر مانده است.
اما آغاز هزاره سوم كه با حملات تروريستی به برجهای دو قلوی آمريكا همراه بود نويد تغيير در استراتژی قدرتهای بزرگ در قبال كشورهای نفت خيز خاورميانه را می‌دهد. در اين بين كردها نيز كه در ميان چرخ ودنده‌های كشورهای منطقه گير كرده‌اند با شرايط جديدی روبرو گرديده اند كه درايت وعقلانيت خاص خود را می‌طلبد كه خوشبختانه با درك شرايط موجود هر روز به آن نزديكتر می‌شوند. طرح خاورميانه بزرگ كه بر اساس استراتژی صلح اجباری كه مورد تائيد هشت كشور صنعتی جهان است و در منطقه درحال تكوين می‌باشد نويد آن را می‌دهد كه كردها برای هميشه با اسلحه وداع كنند و مطالبات خويش را از لابلای تغييرات نوين در سطح بين المللی جستجو كنند. در اين ميان كردهای عراق بدليل مبارزات طولانی با حكومت بعثی كه در ثبعيت و خشونت سرامد كشورهای منطقه است توانسته اند عروس آرزو را در آغوش بگيرند و از ١٣ سال پيش حكومتی نيمه مستقل به شيوه فدرال تشكيل دهند. تجربه ده ساله اخير در حكومت و سياست كه علارغم محاصرات اقتصادی و دخالتهای ناروای كشورهای همسايه ودر نهايت جنگهای داخلی همراه بود همگی نويد با ثبات ترين و آزاد ترين دمكراسی در قلب منطقه‌ای بی ثبات وسخت متصلب را می‌دهد اين در حالی ست كه هر كدام از كشورهای منطقه با چالشهايی در رابطه با سازمانهای بين المللی روبرو هستند.
در كشور تركيه كه حكومت آن ميراث خوار ناسيوناليسم برخاسته از كماليسم است وضعيت به گونه‌ای ديگر است. طی دهه‌های اخير به دليل سياست انكار وسركوب، شاهد حركتهای راديكال ملی كردی كه انعكاسی از سياستهای شوينيستی تركهاست بوديم. نسل جديد ناسيوناليستهای ترك كه كشور خود را الگوی جوامع مسلمان منطقه در برقراری ليبراليسم و دمكراسی می‌دانند اكنون با سر درگمی شاهد تحولات جديد ژئو پلتيكی در منطقه هستند، از يك سو ناگزير از پای بندی به سنتهای اسلاف خويش می‌باشند و از سوی ديگر ناگزير از پای بندی به معيارهای حقوق بشر كه از طر ف متحدين اروپايی به انها ديكته می‌شود هستند. امواج جهانی شدن و وجود دهها كانال ما هواره‌يی و راديويی كردی كه از منطقه خودمختار عراق برنامه پخش می‌كنند كشورهای توتاليتر منطقه و از جمله تركيه را كلافه كرده است.
اما در ايران وضع به گونه‌ای ديگر است ايرانيان كه كردها را هم تبار خود قلمداد می‌كنند برای نشان حسن نيت كردها را صاحبان اصلی مرز وبوم می‌دانند و منكر وجود اقليت بودن آنها در كشور مادريشان هستند. كردهای ايران كه فعلاً جايی در معادلات ژئوپلتيكی منطقه ندارند اميدهای خود را از رئيس جمهور اصلاح طلب بر باد رفته می‌دانند. در ايران انقلابی، چشم انداز آينده چنان می‌نمايد كه روحانيون تندرو بار ديگر قدرت را قبضه كنند. در چنين وضعيتی كردهای ايران كاری جز نگاه نا اميدانه به دست‌آوردهای هم تباران خود در كشورهای عراق و تركيه ندارند.

مسعود كردپور
روز نامه نگار، دبير آموزش وپرورش و كارشناس ارشد جغرافيای سياسی
كردستان ايران
kurdpour@yahoo.com