|
|
|
در آستانه ی صدمین سالگرد انقلاب مشروطیت
(نقش سوسال دموکراتها در انقلاب مشروطه)
تاریخ نویسان در رابطه با بنیان گذاران سوسیال دموکراسی در ایران تا کنون نظر واحدی ارائه داده اند. آن اینکه اولین اشاعه افکار و تشکیل دهندگان گروه و جمعیتهای سوسیال دموکراسی، ایرانیان، بخصوص آذربایجانیانی بوده اند که در قفقاز در کنار سوسیال دموکراتهای روس مبارزه کرده و تجربه اندوخته اند. ایرانیانی که برای کار به قفقاز و آسیای میانه و از همه مهمتر برای کار در صنایع نفت به باکو رفت و آمد داشته اند. درنتیجه ظلم استبداد ساطنت مطلقه و ستم فئودالهای مرتجع و رقابت خارجی گسترش فقر در دهات و ورشکستگی شهرها عده ی زیادی از مردم ایران جهت امرار معاش از خانه و کاشانه خود آواره گشته، مجبور به مهاجرت می شدند. اکثر آنها به مراکز روسیه تزاری روی می آوردند. ازمهمترین این مراکز معادن نفت باکورا میتوان نام برد. کار در میان کارگران مجرب، تماس با انقلابیون روس و قفقاز، شرکت در مبارزات و اعتصابات، سطح آگاهی مهاجرین را بالا برده وآنهارا آماده مبارزه در ایران و انتقال تجریه ی بدست آمده به سایر هموطنان خویش میکرد. در مورد آمار رسمی این مهاجرین در دفاتر وزارت امورخارجه ایالتها در سال ١٩١١که از مرز کشور خارج شده اند بیش از ١٩٠هزار و مراجعت کنندگان اندکی بیش از ١٦٠هزار نفر، همچنین در سال ١٩١٣ به ترتیب در حدود ٨٣ و ٦٦هزارنفر قید شده است. در صورتیکه از روی آمار غیر رسمی می توان خیلی بیشتر از این تخمین زد. اینها از نقاط مختلف ایران ( آذربایجان، گیلان و خراسان)به روسیه برای کار می رفته اند. بعضی از محققین سالانه تعداد مهاجرین را از ٣٠٠ تا ٥٠٠ هزار ذکر کرده اند. کارگران ایرانی حدود ٠٥٪ مجموع کارگران ماوراء قفقاز و ٥٠٪ کارگران نفت باکو را تشکیل می دادند. اینها در همه جنبشهای کارگری این نواحی فعالانه شرکت می کردند. از بین این اشخاص شخصیتهایی مانند حیدر عم اوغلو از رهبران سوسیال دموکرات و انقلاب مشروطه بیرون آمدند. در آستانه ی انقلاب مشروطیت ایران اعتصابات عظیمی که در معادن صنعتی باکو روی داد خیلی از کارگران مهاجر ایرانی اخراج شدند. عده یی از اینها مجبور به مراجعت به وطن شدند. در این باره در مجله ی ملا نصرالدین پیام جلیل محمدقلی زاده به این کارگران چنین نوشته شده است: " پس از آمدن به میهنتان مردم برهنه، گرسنه و ستمکش نظیر خودتان را گرد آورید، به آنها مژده دهید که طبقه کارگر روسیه به پا خاسته است. به همشهریهای کارگر بگوئید که کارگران روس به آنها درود میفرستند. به آ نها اطمینان دهید که اگر راه رفقای اینجارا پیش بگیرند و بخواهند از یوغ استبداد رهائی یابند، اگر بخواهند حقوق انسانی خودرا بکف آورند و نفس آزادی بکشند. آنگاه است که رفقای روسیه پرچم خودرا به یادگار به آنها خواهند سپرد. بگذار مردم تحقیر شده و فقر زده ی کارگر شعار مارا روی آن پرچم بخوانند: " رنجبران روی زمین متحد شوید". بگذار بخوانند و متحد شوند". اکثر این کارگران در انقلاب مشروطیت شرکت فعال جستند. انقلاب مشروطیت در اوایل قرن بیستم (١٩٠٥-١٩١١) یعنی زمانیکه سرمایه داری جهانی پا به عرصه امپریالیسم گذاشت. دنیا بین دول بزرگ و یا بعبارتی میان انحصارهای سرمایه داری تقسیم شده بود. ایران نیز بر حسب موقعیت جغرافیایی خود، می بایستی در کنار انگلیس و یا به تصرف روسیه ی تزاری در آید و یا بین آنها تقسیم گردد. رژیم فئودالی سلطنت مطلقه ایران راه رشد را بر بورژوازی نو پا بسته بود. همچنین ضربات سرمایه ی خارجی برای بورژوازی ملی مهلک بود. دهقانان زیر فشار استثمار وحشیانه و فقر فلاکتبار به سر می برد. تضاد اجتماعی به نقطه ی اوج خود رسیده بود. در این شرائط حوادثی در جهان روی داد که باعث تقویت روحیه انقلابیون در کشور شد. این وقایع شکست روسیه از ژاپن و از همه مهمتر وقوع انقلاب ١٩٠٥در روسیه بود. تاثیر این انقلاب بلافاصله موجب انفجار انقلاب در ایران شد. به نسبت گسترش انقلاب طبقات مختلف اجتماعی خواسته های خودرا مطرح کردند. اواخر سال ١٩٠٦و آغاز سال ١٩٠٧می توان مرحله ی نوین در انقلاب مشروطه شمرد. در بسیاری از نقاط آذربایجان و گیلان دهقانان از پرداخت بهره مالکانه سر باز زدند و خواستار تقسیم زمین شدند. در مراکز کارگری کارگران دست به اعتصاب زدند. مبارزه شکل مساحانه بخود گرفت، از جمله دفاع قهرمانانه تبریز و هجوم انقلابیون گیلان به تهران است. مبارزه مسلحانه انقلاب مشروطیت طولانی ترین مبارزه زمان خود بود که مانع اجرای نقشه دول امپریالیستی در ایران شد. یعنی در سال ١٩٠٧انگلیس و روسیه کشور را رسما بین خود تقسیم کرده بودند. این مساله تا آستانه جنگ جهانی اول دوام یافت و هنوز جنگ پایان نیافته بود که در روسیه انقلاب سوسیالیستی اجرا این نقشه را بهم زد. سوسیال دموکراتها از مرحله دوم انقلاب – مرحله ایکه در آذربایجان و گیلان انقلاب روند دموکراتیک وسعیتری به خود گرفت، فعالیت خودرا وسعت بخشیدند. به همت آنها انقلاب سازماندهی شد، در نواحی مذکور فوق قیام مسلحانه به مرحله اجرا در آمد. در مورد نقش سوسیال دموکراتها در قیام تبریزکسروی در تاریخ مشروطیت می نویسد: " رشته ی کارها در دست آنان بود... آنان نیک می دانستند که خودکامگی از میان نرفته و تنها نام مشروطه نتیجه ای در بر نخواهد داشت و باید نیرو بسیجید و برای نبرد آماده گردید. نیک می دانستند که اگر مردم را بخود رها کنند کم کم سست گردیده و از جوش فرو خواهند نشست..." اساس سوسیال دموکراسی ایران (اجتماعیون عامیون) بدست جمعیت "همت" پی ریزی شد. در سال ١٩٠٤این سازمان از طرف سوسیال دموکراتهای باکو جهت کار درمیان کارگران ایرانی تشکیل شد و رابط بین کارگران مهاجر ایرانی و حزب سوسیال دموکرات روسیه بود. کسروی در تایید این مساله می گوید: ("اجتماعیون عامیون" یکسال قبل از انقلاب مشروطه در باکو تشکیل شد و رهبر آن نریمان نریمانوف بوده است.) این جمعیت سریع به ایجاد سازمانهایی در ایران دست زد. از آن جمله در تهران گروه سوسیال دموکرات به دست حیدر عم اوغلی تشکیل شد. در تبریز سوسیال دموکراتها مرکزی بنام "مرکزغیبی" تشکیل دادند. از موسسین این مرکز علی مسیو، حاجی علی دوافروش و صدقیانی و دیگران را می توان نام برد. این مرکز در آذربایجان و سایر نقاط ایران تشکلهای توده ای بنام "مجاهد " بوجود آوردند. هدف از تشکیل این جمعیتها سازماندهی توده های خلق برای قیام مسلحانه یود. بنابراین مجاهدین در پیروزی انقلاب نقش اساسی ایفا کردند. دراین ارتباط کسروی در تاریخ مشروطه می نویسد: " دراین میان کسانی از سران و کوشندگان شادروانان علی مسیو و حاجی علی دوافروش و حاجی رسول صدقیانی... یک نشست نهانی بنام "مرکز غیبی" برپا کرده و بیک کار ارجدارتر دیگری میکوشیدند و آن اینکه دسته ای بنام "مجاهد" پدید آوردند..." اولین دفعه مرامنامه و اساسنامه "جمعیت مجاهدان" در سال ١٩٠٧در شهر مشهد بتصویب رسیده است. در سال ١٩٠٧ سفیر روس در گزارش خود تعداد مجاهدان را ١٢هزار نفر قید کرده است. اما نماینده وزارت دارائی وقت روسیه در گزارشش در تهران تعداد مجاهدان قفقازرا بیش از ٢٠هزار نفر نوشته است. بعضی از مورخان آمار مجاهدان را چندین ده هزار تخمین زده اند. علاوه بر سوسیال دموکراتهای ایرانی عده ی زیادی از سوسیال دموکراتهای قفقاز برای کمک به انقلاب مشروطه به ایران آمدند.. همچنین انقلابیون ایران از کمکهای مادی و فنی آنها هم بهره مند شدند. این کمکها کمک ارزنده ای بود که به جنبش نیرو می بخشید و موجب توسعه و تشکل بیشتر آن شد. از جمله شخصیتهای برجسته ای نظیر محمد امین رسول زاده یکی از موسسین حزب دموکرات ایران و سر دبیر روزنامه "ایران نو" را می توان نام برد که در روند انقلاب مشروطه سهم بسزائی داشت. دیگرانیکه بطورمستقیم در مبارزه شرکت نمودند، سرگئی ارژنیکیدزه است که در راس عده ای قرار داشت، فعالیت چشمگیر سیاسی انجام می داد. گارتویک سفیر وقت روس در تهران در گزارش خود یه وزارت خارجه روسیه در این مورد می نویسد: "رابطه انقلابیون ایران بویژه نواحی مرزی( آذربایجان و گیلان) با کمیته های قفقاز بدون شک برقرار است. شبنامه های فراوانی که در اینجا با شعارهای " عدالت، آزادی، مساوات" منتشر می شود در چاپخانه ی شهر باطوم طبع می شود." کسروی در این باره مینویسد: " ... با هماد "سوسیال دموکرات" روسی... به این شد که به شورش ایران پشتیبانی نشان دهد و دست همدردی بسوی تبریزیان دراز کند... بسیاری از کارگران که بستگان این باهماد میبودند، خود خواهش میکردند که به یاوری تبریز فرستاده شوند... آمد اینان از چند راه مایه ی دلگرمی مجاهدان گردید: از یک سو دانستند که در همه جا باین کوششهای جوانمردانه ارج گذارده می شود و آگاه گردیدند که در میان روسیان و گرجیان و دیگر توده ها همدردانی می دارند و این کشاکش میانه ی آزادی و بردگی در بسیار جاها پیش می رود..." در یادداشت چرچیل مترجم سفارت وقت انگلیس در سفر خود به گیلان نوشته شده است: " برای من کاملا آشکار گشت که جنبش رشت در قفقاز طرح ریزی گردیده و بدست یکدسته قفقازیان مصمم که عده ی آنها از ٥٠ تن بیش نبود، اجرا گردیده و طی شش هفته ای که از هشتم فوریه گذشته است بر تعداد این افراد افزوده شده و بطوریکه به من گفته شد عده ی آنها اکنون به ٣٥٠ تن بالغ است." کمک سوسیال دموکراتهای انقلابی قفقاز و روسیه به انقلاب مشروطه به اینجا ختم ن میشود. آنها با اینکه در اثر شکست انقلاب روسیه وضع دشواری داشتند اما ازانجام هیچ اقدامی جهت پیشرفت انقلاب ایران کوتاهی نکردند. چاپ مطبوعات، ارسال اسلحه از جمله کمکهایی بود که آنها به انقلابیون ایران نمودند. حمل اسلحه بطور سری به تبریز ارسال میشد. جالب است که خود سفارت ایران در این عملیات شرکت داشت، سر کنسول گنجه تابوتهای پر از اسلحه را بجای جنازه گویا که برای دفن به کربلا می رفته لاک مهر کرده می فرستاد. این تابوتها وقتی از مرز وارد ایران می شد بین انقلابیون مشروطه پخش می شد. نقش سوسیال دموکراتها در انقلاب مشروطیت امریست مهم و برای ایضاح این نقش با نوشتن این مقاله ی کوتاه نمی توان بر آن محیط شد. هدف مولف از نوشتن این مقاله اشاره ای مختصر به فعالیتهای اشخاصی که زندگی خودرا برای بهبودی انسانها فدا کردند بود. باشد که نسل امروز فداکاریهای آنان را فراموش نکنند. یادشان گرامی باد.
نمینلی یدالله
|
||
|
|
|
Materiallardan istifadə zamanı qaynağa istinad
vacibdir |