![]() |
|
|||
|
چال قيليجين٬ يئتديم قازان و يا بورلاخاتون اورمودادير
سؤزوموز
از وئبلاگهاى دده قورخود و تورك خاتون
…… اهالى اورميه مىتوانند -ترجيحا با توافق مقامات محلى و يا خود راسا - يكى از شهرهاى شهرستان اورميه با نام جديد فارسى مانند نوشين شهر را بنام بورلاخاتون و يا بورلا شهر نامگذارى كنند. كوچكترين دليلى براى نامگذارى شهرهاى آذربايجان به زبانى بيگانه آنهم با اسامى بىپايه و تماما بىربط با هويت و فرهنگ و تاريخ مردم مانند نوشين شهر وجود ندارد.
در اخبار آمده بود پروفسور محرم قاسيملى ادبيات شناس آذربايجانى در سفرى به آذربايجان ايران٬ بر اساس قيدهاى سياحان آدام اولئاروس و اولياء چلبى٬ موفق به تثبيت محل مزار بورلا خاتون٬ يكى از شخصيتهاى اساسى داستانهاى كتاب دده قورخود در اورميه گرديده است. (امروزه اكثرا فرم "قورقود" بكار مىرود با اينهمه شكل صحيح اين نام به ويژه در تركى آذرى "قورخود" به معنى مهيب و يا انديشناك مىباشد. امروز در منطقه ترك نشين شمال خراسان-افشار يوردو- در شهرستان تركى بجنورد نيز محلى بنام "قورخود" وجود دارد). قاسيملى كه از ديرباز به تدقيق در باره يادگارهاى شاه اثر تركى دده قورقود اهتمام مىورزد٬ معاون انستيتوى ادبيات نظامى آذربايجان است.
ملاحظات آدام اولئاريوس و اولياء چلبى در باره قبر بورلاخاتون در اورميه آدام اولئاريوس٬ سياح٬ عالم و ديپلومات آلمانى اهل ساكسونيا پروفسورى از دانشگاه لايپزيگ است. او از سوى دولت آلمان در تركيب هيئتى به سال ١٦٣٣ به سفر روسيه٬ آذربايجان و ايران فرستاده شده است. وى مشاهدات خود در اين سفر را در كتابى گرد هم آورده است. (Adam Olearus, Moscovitische und Persanische Reiseberschreibung, Hamburg, 1696, s. 378-379) آدام اولئاروس در سال ١٦٣٨ در شهر آذربايجانى دربند (امروز جزء جمهورى خودمختار داغستان روسيه) بوده است. او از نخستين كسانى است كه در باره قرار داشتن مزارهاى سه شخصيت مهم كتاب دده قورقود يعنى دده قورقود٬ قازان خان و بورلا خاتون در آذربايجان سخن گفته است. اولئاريوس در سياحتنامه خود ذكر مىكند كه اهالى آذربايجان داستانهاى دده قورقود٬ افسانه هاى رايج در باره جنگهاى اوغوزها و ماجراهاى قهرمانان اغوزنامه سالور قازان و همسرش بورلاخاتون را براى وى حكايت كرده اند و اضافه مىكند كه قبر دده قورقود در نزديكى دربند آذربايجان٬ مزار بورلاخاتون در قلعه اورميه (اورمو قالاسى) در پيرامون اورميه آذربايجان و مزار قازان خان در پايتخت آذربايجان تبريز به ساحل رود آجىچاى٬ در سيصد كيلومترى اورميه قرار دارد.
او مىگويد "تركان در دربند داراى قبرستانى مشهور و خاص خود٬ با قبرهايى بلند به شكل نيمه استوانه اىاند. اهالى در باره اين قبرها روايت مىكنند كه گويا در زمانهاى قديم كمى پس از دوره محمد پيغامبر٬ در هندوستان پادشاهى به نام قازان خان وجود داشته است. قازان خان به لحاظ تبارى از ملت اغوز ساكن در تبرستان در ماوراء البرز است. لزگىها پس از جنگى با قازان خان٬ بر سر قبر چندين هزار تن از بزرگان كشته شده شان٬ نشانهايى به شكل استوانه گذارده اند. در ساحل دريايى دربند قبرستان ديگرى٬ محصور با ديوار موجود است. ايرانيان به اين قبرستان چهل تنان و تركها و تاتارها "قيرخلار" مىگويند. در اينجا نيز چهل شاهزاده و انسان مقدس كه در جنگ مذكور كشته شده بودند٬ در چهل عدد قبر كه بر هر يك علمى نصب شده دفن گرديده اند. قازان خود پس از مرگ٬ در اطراف تبريز در ساحل رود آجىچاى دفن شده است. اكنون نيز مىتوان آن قبر را در همانجا ديد. در جوار قلعه اورميه نيز مزار همسر وى بورلا خاتون را به من نشان دادند". اولئاروس از عظمت و بزرگى قبرى كه به عنوان قبر دده قورقود در دربند آذربايجان به وى نشان داده اند به حيرت در آمده است. اين قبر در درون غارى حفر شده در صخره كوهى قرار داشته است. (تصويرى رسم شده از انبوه بسيار عظيم سنگىاى به نام قبر دده قورقود در اين محل٬ توسط آ. ديوايئو به سال ١٨٤٨ در دست است). اولئاروس در باره قبرى كه به عنوان اوزون بويلو بورلاخاتون در اورميه به وى نشان داده شده نيز افاده مشابهى بكار مىرود و آنرا بسيار بزرگ و بر مقياس "قيرخ پيلله كان" (چهل پله) توصيف مىكند. امروز نيز قبورى در آذربايجان كه از طرف مردم٬ اوغوز قبيرلرى (قبرهاى اوغوز) ناميده مىشوند همه داراى اندازه هائى فوق العاده بزرگ اند.
اولياء چلبى سياح و عالم برجسته عثمانى در كتاب شهادتنامه خود كمابيش همان معلومات را داده و قبر دده قورخود را با آذربايجان (دربند و آخلات) پيوند مىدهد. او يازده سال پس از اولئاروس در شماخى آذربايجان بوده و مزارهاى مذكور را ديده است. وى در باره "قيرخلار مقامى" (آرامگاه چهل تن) و قبر "دده خورخود اولو سولطان" (سولطان كبير دده قورقود) در دربند چنين مىنگارد: "زييارتگاه-ى جبل-ى اربعين٬ يعنى "قيرخلار مقامى"٬ قيرخ عدد قبر-ى اعظم اولوب زييارتگاه-ى انامدير. زييارتگاه-ى "دده خورخود اولو سولطان"دير. شيروانلىلار بو سولطانا مؤعتقيدديرلر" (سياحتنامه اولياء چلبى. ج. ٢ ٬ ص. ١٣٢). همچنين در اشاره به شهر آخلات در آذربايجان تركيه چنين مىگويد: "عوثمانلىلارين اسكى آتالارى ايچه رىسينده آخلاتدا ياتانلاردان بيرى ده دده قورقود خاندير" (سياحتنامه اولياء چلبى. ج. ٤. ص ١٤٠).
م. قاسيملى: بورلاخاتون در اورميه آرميده است پرفسور محرم قاسيملى به همراه ا. روستملى بر اساس معلومات موجود به جستجوى مقبره بورلا خاتون در پيرامون اورميه پرداخته است. او مىگويد: "مقبره بورلا خاتون همانطور كه در منابع نشان داده مىشود در قلعه قديمى اورميه قرار دارد. كوئورديناتهاى اين مزار در تطابق با آنچه آدام اولئاروس ذكر نموده مىباشد. قلعه اورميه بر سر كوهى به ارتفاع ٢٥٠٠-٢٠٠٠ متر قرار دارد. امروز قسمت اعظم اين قلعه گلى٬ همچنين مزارى كه در ته قلعه قرار دارد ويران و تخريب شده است. به گفته آدام اولئاروس حتا در روزگار او نيز بيش از نصف سنگ قبر كه ٥-٦ متر بلندى داشته٬ از بين رفته بود. احتمالا بر قسمت زيرين اين سنگ مزار سنگين كه بيش از نصف آن تخريب شده نوشته اى وجود دارد. عظمت مقبره نشانگر آن است كه در آنجا شخصيتى برجسته٬ اصيلزاده و نامدار مدفون است. در پيرامون قلعه نيز قبرهايى وجود دارند كه مىتوانند از آن خدمتكاران و يا نگاهبانان قلعه باشند. بورلا خاتون پيش از قازان خان فوت نموده و قازان خان به شكلى شايسته٬ او را با شكوه تمام دفن و بر مزار وى مقبره اى برپا نموده است". محرم قاسيملى چند سال پيش٬ باز طبق داده هاى منابع قرون وسطائى و از جمله آدام اولئاروس به جستجوى قبر دده قورقود در دربند برآمده و توانسته است كه محل آنرا به تقريب مشخص نمايد. (تركىشناس و شرقشناس مشهور بارتولد- ١٩٣٠-١٨٦٩ - براى پيدا نمودن اين قبر به دربند رفته اما موفق به پيدا كردن آن نشده بود). بنا به گفته آدام اولئاروس قبر دده قورقود در درون غارى در يك صخره جاى دارد. قاسيملى مىگويد از آنجائيكه صخره فروريخته مدخل غار را مسدود نموده موفق به مشاهده خود قبر نگرديده است.
اوزون بويلو بورلاخاتون
موقعيت برابر زن و مرد در تاريخ٬ سنن و فرهنگ تركى؛ زن و دنياى درونىاش با تمام ويژگىها و رنگارنگىاش در كتاب دده قورقود٬ از مقدمه كتاب تا آخرين داستان انعكاس خود را در دو مقوله اساسى "زن-مادر-همسر" و "همرزم-همراه-دوست" باز يافته است. احترام٬ عشق و تقدس مادر مهر خود را به شكل وجيزه "آنا حاققى-تانرى حاققى" (حق مادر-حق خدا) بر تمام داستانهاى كتاب زده است. ويژگىهاى ديگر خاص زنان داستانهاى دده قورقود (جسارت و رشادت٬ شمشير كشيدن بر دشمن پا بپاى مردان و ....) نيز توجه بسيارى از محققين خارجى را به خود جلب كرده است. در مقدمه چاپ انگليسى داستانها در آمريكا گفته مىشود كه "دنياى قهرمانى خاص مردان است. اما در داستانهاى دده قورقود٬ زنان از اين منظر با مردان برابرند. آنان به لحاظ موقعيت اجتماعى نيز كاملا با مردان در يك سطح قرار دارند". بورلا خاتون نيز يكى از اين زنان دده قورخود٬ زنى ترك و آذربايجانى است.
بويو اوزون بورلا خاتون -بورلا به تركى به معنى خوشه انگور است- (از ديش اوغوز) ٬ همسر قازان خان (از ايچ قوغوز)٬ دختر بايينديرخان و مادر اوروز بى٬ مانند همسرش از اشراف جامعه است. ابولقاضى بهادر خان در كتاب شجره تراكمه نام بورلاخاتون را در ميان هفت زن از اوغوزان كه مدتهاى طولانى حكومت كرده اند شمرده است (نام شش زن ديگر بارچين٬ سالور٬ شاباتى خاتون٬ كونين گؤركلو٬ كئرچه بولادى٬ قوغاتلى خانيم مىباشد). در كتاب دده قورخود بورلا خاتون با صفات دلاورى-رشادت٬ ذكا-فراست٬ مردمى و خلقى بودن٬ عصمت-ناموس و زيبايى برجسته٬ توصيف و ستوده مىشود. او در ميهمانىاى كه براى مردم عادى داده مىگويد به اندازه تپه اى گوشت و به اندازه درياچه اى شراب آماده كرده٬ شكم گرسنگان را سير٬ بر تن عوران رخت پوشانده و از دست محتاجان گرفته است. او در عين حال سلاح برداشته و مانند جنگجوئى بىباك با دشمن مىرزمد. بورلاخاتون نخستين كسى است كه به يارى قازان خان كه براى رها ساختن اوروز اسير رفته٬ مىشتابد و در ميدان جنگ در ميان دلاورانى كه بىباكانه مىجنگند هموست كه درفش دشمن را با شمشير زده و فرو مىافكند. (اوزون بويلو بورلا خاتون قارا توغون كافيرين قيليجلادى٬ يئره سالدى).
حضور بورلاخاتون در داستانهاى دوم (سالور قازانين ائوى ياغمالانديغى بوي - Salur Qazan'ın evi yağmalandığı boy) و چهارم (قازان بَىاوغلو اوروز بَىين توتساق اولدوغو بوى - Qazan Bəyoğlu Uruz Bəy'in tutsaq olduğu boy) بسيار برجسته است. در اين دو داستان موقعيت زنان ترك در جامعه٬ اشتراك زنان در نبرد در ميدانهاى جنگ٬ وفادارى و عشق زن و شوهر و تم محبت مادر-فرزند تصوير مىشود. (براى مطالعه ترجمه فارسى داستان دوم به اين آدرس و ترجمه انگليسى آن به اين آدرس مراجعه كنيد). در داستان چهارم بورلاخاتون با بيباكى و جسارت خود٬ همسر و پسر خويش را از فلاكتى محتوم نجات مىبخشد. به نظر اينجانب قطعاتى از داستان چهارم كه از زبان بورلاخاتون در سوگ فرزند اسيرش اوروز٬ در نكوهش همسرش قازان خان و .... گفته مىشود از موثرترين٬ قوىترين و زيباترين متون ادبى ادبيات تركى است. در زير به عنوان نمونه متن اصلى دو پاساژ كوتاه از بورلاخاتون را نقل كرده ام.
صحنه اول: قازان خان تنها پسر جوان خود اوروز را در نخستين آزمون-مراسم شكارش همراهمى مىكند. اوروز در حين شكار به اسارت دشمن گرفتار مىآيد. قازان بدون پسر به خانه باز مىگردد. بورلا خاتون كه به استقبال فرزند و همسرش شتافته اورز را همراه با قازان نمىبيند. منقلب مىشود و در سوگ فرزند مىسرايد:
خان قيزى بويو اوزون بورلا خاتون٬ قازانين گلدييينى ائشيتدى. آتدان٬ آيغير-دوه دن٬ بوغرا-قويوندان قوچ قيرديردى. "اوغلانجيغيمين ايلك آوىدير٬ قانلى اوغوز بَىلرين تويلاياليم!" دئدى. خان قيزى گؤردو كيم قازان گلير٬ يومورلانيب يئريندن اؤرو دوردو. سامور جوببه سين اَينينه آلدى. قازانا قارشى گلدى٬ قاپاق قالديردى. قازانين اوزونه دوغرو باخدى٬ ساغىيلن سولونا گؤز گزديردى. اوغلانجيغى٬ اوروزو گؤرمه دى. قارا باغرى سارسيلدى٬ دوم اوره يى اوينادى٬ قارا قييما گؤزلرى قان ياش دولدو. قازانا سويلاميش٬ گؤره ليم خانيم٬ نه سويلاميش. آييدير:........
اوغول٬ اوغول٬ آى اوغول٬ اورتاجيم اوغول! قارشى ياتان قاراداغيم يوكسه يى اوغول! قارانقولوجا گؤزلريم آيدينى اوغول! سام يئللرى اسمه دن٬ قازان! قولاغيم چينلار ساريمساق اوتون يئمه دن٬ قازان! ايچيم گؤينه ر سارى ايلان سوخمادان٬ آغجا تنيم قالخار شيشه ر قوروموشجا كؤكسومده٬ سوتوم اوينار يالنيزجا اوغول گؤرونمز٬ باغريم يانار يالنيز اوغول خبرين قازان٬ دئگيل منه! دئمز اولور ايسن٬ يانا گؤيونه٬ قارغارام سنه!
صحنه دوم: قازان خان براى رها ساختن اوروز روانه جنگ با دشمن شده است. در راه به جنگجويى نقابدار برخورد مىكند و از وى طلب يارى مىنمايد. اين سوار نقابدار كه به يارى قازان شتافته بورلاخاتون است و قازان اورا بازنشناخته است. بورلا خاتون خطاب به قازان خان مىسرايد:
مگر خانيم٬ بويو اوزون بورلاخاتون اوغلانجيغينى آندى. قرارى قالمادى. قيرخ اينجه بئللى قيز اوغلانىيله قارا آيغيرين دارتديردى٬ بوتون ميندى٬ قارا قيليجين قوشاندى. "باشيم تاجى قازان گلمه دى" دييه ايزين ايزله دى٬ گئتدى. گله گله٬ قازانا ياخين گلدى. قازان (بورلاخاتون) حلالينى تانيمادى.......خاتون آييدير:
قارشيم آلا ايگيد منيم٬ نه منله رسن؟ گئچميش منيم گونومو٬ نه آنديريرسان؟ قالخيبانى يئريندن دوران قازان! قاراگؤز (قونور) آتين بئلينه مينن قازان! ايلقاييبان قارا داغيم ييخان قازان! كؤلگه لىجه قابا آغاجيم كسن قازان! پيچاق آليب قاناتلاريم قيران قازان! يالنيزجا اوغلوم اوروزا قييان قازان! آت اوستونده اَيله نمه ييب٬ يورتان قازان! سنين بئلين اؤلموش اوزه نگىيه ديرمايان ديزين اؤلموش خان قيزى حلالينى تانيمايان گؤزون اؤلموش بونالميشسان٬ سنه نولموش؟ چال قيلينجين٬ يئتديم قازان!
حافظه تاريخى خلق ترك و آذربايجان: در منابع تاريخى گفته مىشود كه جهانشاه قاراقويونلو٬ از برجسته ترين حكمرانان دولتهاى تركى-آذربايجانى تاريخ٬ با استناد به اوغوزنامه اى به تركى اويغورى موجود در كتابخانه دربارش در تبريز٬ به سفير عثمانى اظهار مىداشت كه پدرش قارا يوسوف و سلطان مراد عثمانى هر دو از نژاد اوغوزخان مىباشند. اين قيد علاوه بر وجود شعور ملى تركى و تفاخر به آن٬ حكايت از پاسدارى از هويت تركى و تداوم حافظه تاريخى در ميان حكمداران ترك آذربايجانى دارد. از طرف ديگر آنگونه كه از نوشته هاى اولئاروس٬ اولياء چلبى٬ آثار شعرا و مورخين و فولكلوريك آذربايجانى قرون وسطا مانند بايبورتلو عوثمان٬ حسن ابن محمود بياتى تبريزى٬ شاعر قول آتا٬ داستانهاى كوراوغلو٬.... و منبع تاريخى بسيار ديگر بدست مىآيد٬ افسانه هاى اوغوزنامه٬ داستانهاى دده قورقود و شخصيتهاى قهرمانى آن تا قرون ١٧-١٨ به طور بسيار زنده اى نزد خلق ترك در آذربايجان شناخته شده و رايج بوده اند:
- تبريزلى ماحميد اوغلو حسن بايات٬ اهل تبريز و از طائفه بيات٬ مولف كتاب سلسله نامه "جام جم آئين" در دوره جم سلطان (١٤٩٥-؟) بر اساس اوغوزنامه اى كه داشته مىباشد. (جام جم آيين دو نشر دارد: (Cam-i Cem-ayin, Ali Emiri neşri, İstanbul, 1331, s. 32-34; Kırzıoğlu neşri, Osmanlı tarihleri, İstanbul, 1949, s. 388-389) وى در اثر خود به ايجاد ارتباط بين دده قورقود و حضرت على و سلمان فارسى و... تشبث نموده است. به واقع طبق برخى روايات سلمان در نبردى در نزديكى دربند هلاك شده و در قبرستان قيرخلار دربند آذربايجان مدفون است (باكىخانوف٬ گلستان ارم٬ ص ٢)
- بايبورتلو عوثمان مورخى اهل بايبورد از شهرهاى عمده ساحه آذرى در شمال شرقى تركيه است. وى در كتاب خود "تواريخ جديد مرآت جهان" كه مابين سالهاى (١٥٩٥-١٥٧٤) تاليف نموده٬ در بخش بيان اوصاف بايندورخان به شهرهاى آذربايجانى قارس٬ آنى٬ دربند (دميرقاپى) و تبريز٬ شخصيتهاى تاريخى-افسانه اى دده قورقود و قازان خان و ... اشاره كرده مىگويد: قارينداشلارى بايينديرخان تعللوقويلا خوراساندان عزيمت ائديب آنىيا قارسا گلديلر. ... آندان دميرقاپىيا واريب كوستاسك مليكى موحاصيره ائديب دميرقاپىنى آليب باشينى كسدى....دده قورقودو ايچلرينده شئخ تيكدى. سونرا باييندير خانين اؤولاديندان اوزون حسن مماليك-ى عجمه پاديشاه اولدوغوندا ايسلام دينى عجمده اوستووار اولدو. تبريزده شام قازان كى دئرلر قازان خانين اوغلو خودابنده نين مزارىدير..... هر چند در اينجا به نظر مىرسد كه دو قازان خان اوغوزى و ايلخان قازان در هم آميخته شده باشند٬ با اينهمه منابع ديگرى وجود دارند كه قازان خان افسانه هاى اوغوز را به آذربايجان نسبت داده اند. در داستان قزاقى "كبلاندى باتير" قازان خان به شكل "قيزيلباشلارين خانى" (خان قزلباشان) تصوير شده است. " قيزيلباشلار اؤلكه سيندن-گلدى قازان خان". ("قيزيلباشلار اؤلكه سى" نام ديگر آذربايجان و يا قلمرو دولتهاى تركى-آذربايجانى صفوى و افشار و قاجار است.)
- قول آتا شاعرى آذربايجانى زيسته به سالهاى ١٤٠٠ و مولف مثنوىاى بنام "ليلى و مجنون" به تركى است. وى در اثر خويش چند بار از "دده قورخود" نام برده است. (مثنوى وى چاپ شده است: O.Ş.Gökyay Kul Ata Mesnevisi.Ülkü,Temmuz 1937,IX,s.348-342) قول آتا در باره دده قورخود مىگويد:
خوش دئميش قورخود تحممول خوشدورور - نئىشكر تك قهرى يودماق نوشدورور پيش قدملر سؤزون ائشيتمك گره ك - هر نه كى پيرلر دئميشلر ائتمك گره ك
كم اصيل كيشىلرين ايشى بودور - غئيبت٬ يالان٬ بؤهتان ايشى بودور دده قورخود دئر كى اول عاقيل دورور - سؤيله ين دير كى اول بتر دورور
دده قورخود سؤيله دى كى دوشمنين - اؤلسه سئوينمن كيمسه نين نيشه كى بو جومله باشلاردان گئچه ر - جومله عالم هم بو شربتدن ايچه ر
- در برخى از روايتهاى داستان كوراوغلو٬ نام پدر وى دده قورقود است. اوست كه قيرآت اسب كوراوغلو را پرورش داده است.....
حافظه تاريخى خلق ترك در آذربايجان٬ بر اثر غفلت و اهمال سردمداران و نخبگان٬ نسلا به نسل زدوده مىشود. متاسفانه اين اپيدمى نسيان ناخوش آيند٬ تمام جنبه ها و مظاهر هويت و فرهنگ ملى ترك را در بر گرفته است. امروز اهالى بومى دربند و اورميه و تبريز از مسئله وجود و يا احتمال وجود مزارهاى فوق در شهرهايشان و در باره كسانى كه در اين مزارها آرميده اند كوچكترين آگاهى و تصورى ندارند. با اينهمه جاى خوشبختى دارد كه فولكلورشناسان در مناطق ترك آذرى نشين شرق تركيه بويژه در قارس و پيرامون آن٬ علاوه بر دده قورقود و ديگر مضامين اوغوزنامه اى٬ به طور مشخص خاطره و رد زنده بورلاخاتون را در ميان تركمه-قاراپاپاق تثبيت نموده اند. (در ايران تركمه-قاراپاپاق عمدتا در دو استان آذربايجانى آذربايجان غربى (منطقه سولدوز) و استان مركزى (منطقه بزچالو) ساكن اند). گفته مىشود كه در ميان آيريملى - آيريملوهاى آذربايجان شمالى نيز٬ هنوز خاطرات برخى عناصر افسانه هاى اوغوزى مانند تپه گؤز و... موجود است.
دده قورقود بورلا خاتون و آذربايجان
افسانه دده قورقود از آلتاىهاى سيبرى به تركستان و از تركستان به قفقاز و خاورميانه و از قفقاز و خاورميانه به سوى آناتولى و آسياى صغير راهى طولانى طى نموده٬ حكايات آن در هر كدام از اين سرزمينها بارها و بارها از سوى توده هاى ترك خوانده شده است. با هر خوانش٬ متقابلا بخشهايى از بافت و رويدادهاى آن سرزمين را در خود جذب نموده و به واقع قورقودى نو آفريده شده است. بدين ترتيب هر قورقود در حالى كه ادامه دهنده قورقود پيشين و غير از آن است در عين حال خود او نيز است. افزون بر آن در دنياى ترك٬ روشن بينان خردمندى كه به حيات معنوى توده ها جهت مىداده اند از سوى خلق قورقود ناميده شده اند. به همين سبب است كه در دنياى ترك٬ ما نه با يك دده قورقود بلكه با سيستمى از دده قورقودهاى معنوى-تبارى مواجه مىشويم و باز به همين سبب است كه در مناطق مختلف دنياى ترك٬ از ازبكستان تا آنادولو مزارهاى بسيار قورقود مشاهده مىشود. تا قورقود دربند آذربايجان٬ صدها قورقورد ديگر وجود داشته است و دده قورقودى كه در كتاب دده قورقود از آن نام برده مىشود نيز تنها يكى از آخرين نمايندگان سلسله قورقودهاست. شخصيت و افسانه هاى دده قورقود متعلق به دنياى تركى است٬ دده قورقود و افسانه هاى دده قورقود ميراث مشترك همه خلقهاى ترك است. آنچه كه انحصارا به آذربايجان تعلق دارد گونه اى از آن يعنى كتاب دده قورقود است كه بلاواسطه در آذربايجان (تركيه٬ قفقاز و ايران) شكل نهايى خويش را پيدا نموده و به تركى آذرى نگاشته شده است.
در جامعه علمى هميشه اتفاق عقيده اى –اقلا در سطح نظرى- در باره ارتباط بين آذربايجان و كتاب دده قورقود موجود بوده است٬ با اينهمه اگر اكنون تعلق مزار قلعه اورميه به بورلا خاتون قطعى شود٬ اين ارتباط تنگاتنگ٬ پايه مادى بسيار جدىترى بدست خواهد آورد. تثبيت مزارهاى دو شخصيت اوغوزنامه٬ قازان خان و بورلا خاتون در دو شهر اورميه و تبريز و پيدا شدن مزار دده قورقود در دربند آذربايجان شمالى موقعيت اين داستانها٬ تعلق و منسوبيت كتاب دده قورقود و حوادث طرح شده در آنها به سرزمين آذربايجان را تقويت خواهد نمود. اين قبور دلايلى بسيار قوى بر اثبات وجود تاريخى و واقعى شخصيت بورلاخاتون و قازان٬ بشمار خواهند رفت. به سبب نام برده شدن و ارتباط همزمان با قبور قازان خان و بورلا خاتون٬ قورقود آذربايجان بىشك منحصر به فرد بوده و اينهمه٬ دليلى قاطع بر عينت آن با قورقود كتاب دده قورقود است. از طرف ديگر مقبره بورلا خاتون در اورميه٬ قازان در تبريز و دده قورقود در دربند نشان مىدهد كه در شكل گيرى اين افسانه ها نه تنها انديشه و تخيل خلق ترك٬ بلكه حوادث تاريخى وقوع يافته در آذربايجان نيز به يك اندازه سهيم بوده اند.
آشكار است كه براى قطعى و دقيقتر شدن فرضيه و ادعاى قرار داشتن مزار بورلا خاتون در اورميه٬ مىبايست نخست گزارشهايى علمى تهيه و در معرض ارزيابى جامعه علمى و متخصصين امر قرار داده شود. پس از آن بايد شورايى علمى متشكل از باستانشناسان و غيره با همكارى دولتين و مقامات علمى دو كشور ايران و آذربايجان تشكيل و به ادامه سفرهاى علمى٬ كاوشها و حفارىها بپردازند. البته در اين ميان مسئوليت اصلى بر دوش مقامات ادارى و علمى استان آذربايجان غربى خواهد بود. اين زمره مىبايست اين مسئله را به عنوان فرصتى براى اداى وظيفه ملى خود در قبال خلق و فرهنگ ترك و آذربايجان و تاريخ آن غنيمت شمارند. به هر تقدير چه مزار بورلا خاتون در اورميه يافت بشود و چه يافت نشود٬ صرف ذكر نام اين شهر ابديا ترك٬ اين عروس شهرهاى آذربايجان در منابع قرون وسطا به عنوان آرامگاه بورلاخاتون٬ افتخارى بزرگ براى اورميه است.
"بورلا شهر" آرى٬ "نوشين شهر" خير! - در جمهورى آذربايجان و تركيه بورلاخاتون همواره در مركز توجه روشنفكران٬ ادبا و هنرمندان قرار داشته است. نبى خزرى شاعر معروف آذربايجانى پيس حماسه اى - شاعرانه اى در دو پرده بنام بورلاخاتون٬ بر اساس داستان به يغما برده شدن خانه سالور قازان نگاشته است. نمايش بورلا خاتون يكى از برجسته ترين و محبوبترين نمايشها در تئاتر تركى است. اين پيس به دفعات در تئاتر آكادميك دولتى درام آذربايجان به صحنه گذارده شده است. بنياد آذدرام با به صحنه در آوردن اين نمايش در فستيوال بين المللى تئاتر هاى ترك زبان-٢٠٠٠ در اوفا پايتخت باشقيردستان٬ موفق به دريافت جايزه تورك سوى شد. از اين نمايش در همان سال براى شركت در فستيوال دده قورقود در شهر بايبورد (در ساحه آذرى تركيه) دعوت به عمل آمد. اين نمايش به روسى ترجمه و در تئاتر درام روس نيز بر صحنه رفته است. در تركيه سناريويى نمايشى از بورلا خاتون به شكل راك اوپرا توسط محمت سوى آرسلان نگاشته شده است (براى خواندن متن اين پيس كه هنوز به صحنه نرفته است به نوشته زير در وئبلاگ دده قورقود مراجعه كنيدSİNEMACI GÖZÜYLE- Dede Korkut )
- تاسف آور است درحاليكه توده دهها ميليونى خلق ترك و آذربايجانيان در ايران همچنان از تحصيل و خواندن و نوشتن به زبان ملى خويش تركى٬ از لذت خواندن و يادگيرى افسانه ها٬ داستانها و حماسه هاى ملى خود مانند كتاب دده قورخود محروم نگاه داشته مىشوند٬ به كودكان ترك در مدارس آذربايجان و غير آن داستانها و افسانه هاى قوم همسايه فارس آنهم به زبان اجبارى فارسى آموزش داده مىشود. وظيفه مقامات و نهادهاى مسئول است كه علاوه بر تدايبر عمومى مانند رسمى نمودن و آغاز تحصيل به زبان تركى٬ همچنين عاجلا به گنجاندن تاريخ ادبيات و افسانه و حماسه هاى تركى-آذربايجانى در كتب درسى در سراسر ايران بويژه در مناطق ترك نشين٬ مخصوصا استانهاى دوازده گانه آذربايجانى اهتمام ورزند.
- كتاب دده قورقود و ديگر يادمانهاى ادبى و حماسى ملى تركى مىبايست كه در ميان سوژه هاى اصلى آفرينشهاى هنرى و ادبى نقاشان و آشيقان و نويسندگان و شاعران٬ مجسمه سازان و آهنگسازان و ... ترك و آذربايجانى در ايران قرار داشته باشند. در اين ميان جا دارد از اقدامات ادبايى كه به چاپ و نشر كتاب دده قورقود و يا مقالات و بررسى هايى در باره اين گنجينه در ايران اقدام كرده و مىكنند و خوشبختانه روز بروز بر تعدادشان نيز افزوده مىشود به نيكى ياد نمود. همچنين بويژه مىبايست نام يدالله صمدى نويسنده و كارگردان فيلم دمرل (فيلمهاى ديگر وى ساراى٬ ساوالان) ذكر گردد. يدالله صمدى اين سينماگر ترك ايرانى شناخته شده در مقياس جهانى٬ بىشك برجسته ترين نام سينماى مليتها – كه در رسانه هاى فارسى به سينماى مليتهاى ايرانى٬ سينماى محلى و يا اقوام گفته مىشود!!!- و همچنين سينماى تركى-آذربايجانى خالص در ايران است. (براى مطالعه دو معرفى در باره فيلم دمرل به اين آدرس مراجعه كنيد).
- نامهاى قهرمانان كتاب دده قورقود على رغم شدت و تشديد سياست فارسسازى خلق ترك در ايران٬ هرگز نبايد از حافظه تاريخى ملت ما پاك گردند. كتاب دده قورقود مىبايد كه در منزل هر ايرانى ترك و آذربايجانى موجود باشد. براى برگرداندن اسامى ملى تركى مانند بورلا خاتون به ميان مردم٬ آفرينش آثار علمى و هنرى گوناگون و كاربرد اين اسامى در آنها يكى از تدابير ممكن است. همچنين اهالى اورميه مىتوانند -ترجيحا با توافق مقامات محلى و يا خود راسا - يكى از شهرهاى شهرستان اورميه با نامهاى جديد فارسى مانند نوشين شهر (قند كرخاناسى سابق٬ شهردار جديد اين شهر خانم تهمينه بلندرفتار است) را بنام بورلاخاتون و يا بورلا شهر نامگذارى كنند. (كوچكترين دليلى براى نامگذارى شهرهاى آذربايجان به زبانى بيگانه آنهم با اسامى غير تركى-غير آذربايجانى بىپايه و تماما بىربط با هويت و فرهنگ و تاريخ مردم مانند نوشين شهر وجود ندارد).
-و همچنين در شهرهاى آذربايجان و مطلقا در شهر اورميه مىبايد نام يكى از خيابانهاى اصلى شهر را٬ مخصوصا اگر بنا به سياست فارسسازى داراى نام جديد و غليظ بيگانه فارسى باشد٬ بنام بورلا خاتون نامگذارى نمود. خلق ترك بويژه در آذربايجان هرگز نمىبايست نامگذارىهاى دولتى به زبان قوم همسايه فارس در سرزمين تاريخى خود را پذيرا شوند. در اين موارد مردم و روشنفكران بايد مصرانه و همچنان نامهاى قبلى اصيل تركى را بكار برند و در صورت تركى نبودن نام قبلى و يا جديدالتاسيس بودن آن٬ مىبايد راسا نامى متناسب با فرهنگ آذربايجانى و مطلقا به زبان تركى٬ ترجيحا مربوط به گروههاى تركى تاريخى ساكن در محل و يا شخصيتهاى آذربايجانى با نام تركى انتخاب نموده بكار برند.
گئرچه يه هو!!!
|
||||
![]() |
||||