|
|
|
هويت پنهان (پيرامون اعتراضات اخير در آذربايجان) عليرضا جوانبخت قولونجو
آيا نويسنده مطلب "چه كنيم تا سوسكها سوسكمان نكنند" كه در روزنامه ايران روز جمعه 22 ارديبهشت به عنوان طنزي براي كودكان چاپ شد، مي دانست كه بعد از مشاهده نوشته اش توسط تركهاي آذربايجان چه اتفاقي خواهد افتاد؟ آيا او خبر داشت كه تنها بعدِ چند ساعت از خوشحالي به خاطر چاپ مطالبي كه براي خنداندن مخاطبش نوشته بود، در موقعيتي قرار خواهد گرفت كه ممكن است هر انسان داراي حواس پنجگانه را به گريستن وادارد؟ آيا سردبير و يا هر فرد ديگري كه مسئول كنترل چنين صفحاتي در ارگان رسمي دولت جمهوري اسلامي ايران است، هنگام كنترل اين مطالب احتمال تحريم روزنامه در بسياري از شهرهاي آذربايجان را پيش بيني مي كرد؟
شكي نيست كه هيچ كدام نمي دانستند. زيرا كم اهميت ترين بعد لطمات آن نوشته، يعني زيانهاي مادي ناشي از تحريم روزنامه به نوبه خود ضربه سنگيني بر اين روزنامه وارد كرده است، اگرچه روزنامه ايران منبعي غني همچون بيت المال را جهت تأمين منابع مالي خود در اختيار دارد.
مي پذيريم كه هيچ انساني اهانت را تحمل نمي كند، خصوصاً اگر لبه تيز اين اهانت، ارزشها و هويت ملي و فرهنگي او را هدف قرار داده باشد. با اين وجود خيلي ها _ مثلاً من كه تا حدودي از نزديك با مبارزه هويت طلبانه تركهاي آذربايجان مرتبط هستم _ با مشاهده خيزش دانشجويان آذربايجاني در دفاع از ارزشهاي ملت آذربايجان به شدت غافلگير شدند.
در طول اين سالها شاهد اهانت هاي بيشماري بودم كه بر ملت آذربايجان روا داشته اند. اهانت هايي كه به هيچ وجه كمتر از اين آخري نبوده است. بگذاريد مثالي بگويم؛ چند ماه قبل برنامه اي تلويزيوني به اسم صندلي داغ را از كانال 2 تلويزيون ايران تماشا مي كردم، مجري (مجري هنر پيشه اي به اسم احمد نجفي بود، او كلمه "ايروني" را طوري تلفظ مي كند كه خواهي نخواهي متوجه مي شوي ايراني مورد نظر او شخصي است كه به شدت به كورش و فردوسي و نژاد آريا عشق مي ورزد) از مهمان برنامه كه گوينده خبر در تلويزيون و ترك آذربايجاني است، پرسيد كه اهل كجاست؟ و او جواب داد كه ترك هستم ولي مجري با حالتي ملامتگر اظهار داشت كه چنين اشتباهي از او بعيد است و از اين پس بايد خود را آذري بنامد. يعني مقابل چشمان هزاران آذربايجاني به يك خانم تحصيلكرده ترك آذربايجاني گفته شد كه تا كنون در مورد هويت خود اشتباه مي كرده است و او بايستي هويت خود را با كلمه اي بيان كند كه پدران و مادرانش هيچ وقت آن را نشنيده بودند.
و بسيار است اهانت هايي از اين قبيل و تمامي آنها از تريبونها و رسانه هايي صادر مي شود كه از بيت المال براي آنها هزينه مي گردد و در صورت رعايت حدافل حقوق شهروندي تركهاي آذربايجان همين رسانه ها بايستي در خدمت ترويج و گسترش زبان تركي و فرهنگ آذربايجاني مي بودند. و درون همين رسانه ها اسباب پيشرفت فرزنداني از همين مرز و بوم نيز فراهم است و البته لازمه آن چشم بستن در برابر تحريفات آشكار و پنهان تاريخ و هويت آذربايجان و حتي معاونت در تخريب اين فرهنگ است، فرهنگي كه فارسِ غالب خرده فرهنگ مي نامدش.
به دليل مشاهده اين اهانت و نديدن عكس العملي و هزاران دليل ديگر كه در اين گفتار نمي گنجد، اين جوشش قشرهاي مختلف در آذربايجان_ كه ادامه هم دارد_ در اعتراض به روزنامه "ايران" بسياري را غافلگير كرد. دهها هزار دانشجوي آذربايجاني در شهرهاي اورميه، تبريز، اردبيل، تهران، همدان، زنجان، قزوين و... تحصن اعتراض آميز برگزار كردند، روزنامه مذكور در بسياري از شهرهاي آذربايجان تحريم شد و ...
با اين حال اين موجهاي خيره كننده در عين ماهيت غافلگير كننده خود دليلي نه چندان پنهان نيز داشت، و آن متفاوت بودن توهين اخير از حيث قابل فهم بودن براي تمام اقشار اعم از آگاهان مسائل فرهنگي و افراد عادي با اهانت هاي حتي شديدتر قبلي بود. اگر اهانت هاي روزهاي گذشته هويت فرهنگي و ملي آذربايجان را هدف قرار مي داد _ مفاهيمي كه در جوامع رشد يافته از منظر شعور ملي ملموس هستند_ توهين اخير بي واسطه به شخصيت انساني ترك آذرزبايجاني حمله كرده بود.
اتفاقات اخير خيال بسياري از روشنفكران آذربايجاني را كه از بحران هويت انسان آذربايجاني رنج مي بردند آسوده كرد. روشنفكراني كه به خاطر آنچه كه "بي تفاوتي تركهاي آذربايجان نسبت به حملات مكرر به هويت ملي آنان" مي ناميدند تا حدودي دچار يأس شده بودند.
اين بار بايد_دوست و دشمن_ همه قانع شده باشند كه آذربايجاني به پاسداشتِ هويت خود اهميت مي دهد. اما اين اهميت دادن در مورد ابعادي از هويت ملي اوست كه با شخصيت انساني او عجين شده باشد. از اينرو در شكلگيري تيپ مدرن انسان آذربايجاني مسائلي است كه بايد در مركز توجه قرار گيرد. لازم است براي او نه فقط مشخص بلكه ملموس هم بشود كه نداشتن حتي يك كلاس درس در مدارس، نداشتن حق خواندن و نوشتن به زبان مادري، تحريف نام ملتي با سابقه بسيار كهن و ... بزرگترين توهينهايي است كه ممكن است در قرن حاضر بر ملتي روا گردد.
ملموس كردن چنين واقعيتي تنها با آگاه كردن بيشتر و هر چه بيشتر ترك آذربايجاني و آشكار ساختن ابعادِ ممكن است، او بايد تاريخ، فرهنگ و زبان خود را به خوبي بشناسد، در نهايت در مسير سيستم فكري به مركزيت آذربايجان قرار گيرد. و همين مسأله نيز جهتگيري آتي فعالان سياسي و فرهنگي آذربايجان را مشخص مي كند.
29 ارديبهشت 1385 اورميه
|
||
|
|
|
Materiallardan istifadə zamanı qaynağa istinad
vacibdir |