رفتار شناسی دمکراسی ترکیه در واقعه دینک؛

گندمزار و کلاغ!

 

فرزاد صمدلی- آنکارا

 

هنگامیکه عصر روز 19 ژانویه، خبر قتل "هرانت دینک"، خبرنگار ارمنی تبار روزنامه دو زبانه "آگوس" در استانبول، توسط رسانه های ترکیه منتشر شد اکثریت قریب به اتفاق مردم و حتی دانشگاهیان، عموما این دو سئوال را از یکدیگر می پرسیدند: "آیا روزنامه آگوس در ترکیه منتشر می شود؟" و دوم اینکه "هرانت دینک کیست؟"

در واقع تا روز نوزدهم ژانویه، نه تنها نام دینک، بلکه اسم روزنامه آگوس نیز برای شهروندان ترکیه در حد اسامی بیگانه و خارجی محسوب میشد. اما متعاقب عملکرد بسیار شفاف و دمکراتیک رسانه های گروهی ترک اعم از تصویری، صوتی و نوشتاری، امروزه در این کشور هفتاد و پنج میلیون نفری، جمع کثیری با این دو نام غریب آشنا شده اند.

بلافاصله بعد از مرگ دینک رییس جمهور، نخست وزیر، رییس مجلس و وزرای ذیربط ترکیه در محکومیت ترور و درهمدردی با خانواده دینک، ضمن اتخاذ مواضع تند و صمیمی، اظهار داشتند که با تمام نیرو و در کمترین مدت، قاتل و یا قاتلین را دستگیر خواهند کرد. در این موضعگیریها، مقامات ترک ضمن ذکر تبارارمنی دینک، او را یک شهروند متساوی الحقوق با همه شهروندان ترکیه دانستند. موضوعی که در گذشته نیز به اثبات رسیده بود. بعنوان مثال وزارت خارجه ترکیه در سال میلادی گذشته، هنگامی که سفارت کبرای آذربایجان در آنکارا از صدور ویزای سفر برای یک شهروند ارمنی تبار ترکیه خودداری کرد سریعا و قویا به وزارت خارجه آذربایجان اعتراض نمود.

در این میان هیاهوی بسیار وسیع تبلیغاتی کشورهای غربی در له ارمنیان مسیحی و برعلیه ترکهای مسلمان، بدون هر گونه کم و کاستی ازوسایل ارتباط جمعی ترکیه منتشر شد. به این ترتیب همه ملت ترکیه، اخبار حادثه را بصورت زنده، لحظه به لحظه و همراه با تحلیلهای مختلف احزاب سیاسی، نهادهای اجتماعی و موسسات حقوقی دیدند و شنیدند.

این ترتیبات ویژه در حق کسی روا داشته شد که دست کم طی ده سال گذشته با پشتگرمی به نهادهای رنگارنگ سیاسی و گروههای تروریستی در غرب، مدعی نسل کشی ارامنه درترکیه بود. او با خیالی آسوده، این جعلیات وجهلیات مشمئز کننده را در رسانه های گروهی ترکیه و دیگر کشورها بر زبان می آورد، هر سال به ارمنستان سفر می نمود و با توبره ای مملو از نفرت به ترکیه باز می گشت. شاید او تنها ارمنی مقیم ترکیه بود که مست تشویقهای غرب شده و مدعی نسل کشی بود. طی این مدت از جمعیت چند ده هزار نفری ارامنه در ترکیه، حتی یک نفر نیز با او همراهی نکرد. این در حالی است که در ترکیه به طور معمول هر درخواستی برای تجمع مورد موافقت قرار می گیرد. بعنوان مثال براحتی در آنکارا می توانید با رفتن به خیابان بسیار پررفت وآمد کارانفیل(میخک)واقع درقلب پایتخت، تقریبا بصورت روزانه، شاهد تظاهرات مخالفین و معترضین حکومت باشید. در این تجمعات از ده نفر تا هزاران نفر را می توان مشاهده کرد.

حیرت انگیز اینکه دینک خود را به سان کبوتر سفیدی معرفی می کرد که صلح و دوستی را تبلیغ می کند. او بخوبی می دانست که در دمکراسی ترکیه از وی دفاع خواهد شد و هیچ کس به کبوتر آسیبی نخواهد رساند.

اما آیا او براستی یک کبوتر بود؟! پاسخ این پرسش را در اظهارات یک مادرشهید کرد یافتم."هازال" که فرزندش در شهر "حکاری" واقع در جنوب شرقی ترکیه، توسط تروریستهای پ.ک.ک. کشته شده است اظهار داشت:"در ترکیه تروریستهای پ.ک.ک. نیز خود را کبوتران صلح معرفی می کنند. کارنامه سیاه دینک نیازی به توضیح ندارد. وی مانند کلاغ سیاهی از شراب شهرت بیگانگان مست شده بود. قصد همه این کلاغها، لطمه زدن به مزرعه گندم کشوری است که بزودی پربارترین و طلائی ترین گندمزار منطقه خواهد شد. انها می خواهند جنت   وطن را جهنم کنند."  

بازداشت "اوگون ساماس"، ضارب دینک طی 32 ساعت نیز موجی از شگفتی و تحسین را در سراسر جهان برانگیخت وبر اهمیت فوق العاده حقوق شهروندی در ترکیه، فارغ از هرگونه تمایزات نژادی، زبانی، دینی، مذهبی و سیاسی صحه گذاشت. متهم   که نوجوانی هفده ساله بود همراه با جمعی دیگر ازهمفکرانش راهی زندان شد. حتی او نیز توانست در برابر دوربینهای به شدت کنجکاو خبرنگاران، نظرات خود را به صورت کوتاه بیان کند و ازاقدام خود احساس غرور نماید!

برخی از تحلیلگران در ترکیه معتقدند یکی از دلایل اصلی وقوع چنین حوادث تلخی دراین کشور، سوء استفاده برخی از افراد از این فضای مملو از آزادی است. این قبیل افراد به دلیل بی اعتنائی شدید مردم به نظرات آنان، اقدام به انتحار سیاسی کرده و به اعتقادات اکثریت قریب به اتفاق جامعه حمله ور می شوند. طبعا چنین اهانتهایی می تواند هیجانات برخی از افراد را به نقطه جوش برساند و موجب ظهور حوادث ناگواری گردد. اما بروز این حوادث هرگز به معنای تایید آن از سوی دولت و ملت نیست. چنانچکه در مراسم تشییع جنازه دینک، هزاران نفر به منظور مخالفت با ترور شرکت کردند.

نحوه برگزاری مراسم تشییع جنازه دینک نیز بسیار دمکراتیک بود. در صدها   بخش خبری، مکان و زمان این تشییع جنازه از دهها کانال ماهواره ای ترک  بدون هیچ گونه محدودیتی منتشر شد. اجازه هشت کیلومتر راهپیمائی توام با حمل پلاکارد به شرکت کنندگان در جهانشهری همچون استانبول داده شد. چگونی برگزاری مراسم نیز بطور کامل در اختیار خانواده دینک قرار گرفت. اعطای این همه آزادی در حالی صورت می گرفت که امکان سوء استفاده ازاین مراسم توسط تروریستهای پ ک ک، داشناک و نیروهای رادیکال چپ امری محتمل بود.

حتی چندین تن از فعالین دیاسپورای آنتی ترک ارمنی نیز از ارمنستان و فرانسه وارد ترکیه شدند. به این ترتیب اخبار مربوط به تشییع جنازه دینک دراستانبول در نزد جامعه آزاد خبری ترک حتی از ورود "رومانو پرودی " نخست وزیر ایتالیا و افتتاح تونل 25 کیلومتری، 14 ساله و دهها میلیارد دلاری "بولو" نیز مهمتر تلقی شد و دولت نیز هیچ کوششی در هدایت   اخبار روزهای حادثه به عمل نیاورد. وضعیتی که بی شک برای شهروندان ایران و ارمنستان در حد رویایی طلائی است. همین امر سبب شد تا تلویزیون ارمنستان در انعکاس اخبارحادثه، بصورتی کاملا گزینشی عمل کند تا مبادا افکار عمومی این کشور،   تحث تاثیر دمکراسی رشک برانگیز ترکیه قرار گیرد و به پوچی تبلیغات داشناکها در کتابهای درسی و رسانه های گروهی علیه ترکها آگاه شود!

در برابر این همه شفافیت، سرعت عمل و صمیمت ملی و دولتی، دیاسپورای ارمنی که دچار شوک شدیدی شده بود باز آغاز به هذیان نمود.

کسانی که به راحتی آب خوردن، دست کم طی دویست سال گذشته میلیونها انسان مسلمان و عموما ترک را در سه حوزه جغرافیائی آنادولو، قفقاز و آذربایجان جنوبی ودر قالب نسل کشیهای سیستماتیک قتل عام کرده اند، طی دهه هفتاد میلادی بیش از چهل تن از دیپلماتهای ترک را بصورت وحشیانه ای در اروپا ترور کرده اند، در تاسیس و تقویت گروه تروریستی پ ک ک ایفای نقش نموده اند، در ابتدای دهه نود میلادی دهها هزار آذربایجانی را در قره باغ به شهادت رسانده   وبیش از یک و نیم میلیون نفر را آواره ساخته اند... چگونه به خود جرات می دهند که با ساختگی ترین ادعاها، مدعی نسل کشی ارامنه توسط ترکان و تصاحب اراضی شرقی ترکیه شوند؟! این قبیل گستاخیها مبین آن است که در ایروان نیز کلاغهای مست زیادی وجود دارد!  

پاسخ ارامنه در برابر اخراج   بیش از دویست هزار نفر از مسلمانان آذربایجانی از ارمنستان طی سالهای اواخر دهه هشتاد و ابتدای دهه نود میلادی چیست؟! همچنین قاتلین بی رحم کشتار مقامات عالیرتبه ارمنستان در مجلس ملی این کشور اکنون کجایند؟! اخباری که توسط ارامنه مخالف   نقل می شود حکایت از آن دارد که این جنایتکاران آزاد شده اند و برخی از آنها در حال حاضر در کاخ ریاست جمهوری ارمنستان و در برابر چشمان مهربان آقای روبرت کوچاریان، رییس جمهور داشناک این کشور به رتق و فتق روزانه امور محوله مشغولند!  

جهت روشنتر شدن موضوع برای خواننده ایرانی، رفتار و گفتار داشناکهای ارمنی تهران را یادآوری می کنم. آنها همه ساله در ابتدای اردیبهشت ماه، در معیت و حمایت نیروهای مسلح جمهوری اسلامی در خیابانهای تهران فریاد مرگ بر آذربایجان و ترکیه سر می دهند و از نقشه خیالی ارمنستان بزرگ دفاع می کنند. در درون مرزهای این نقشه بخشهای بزرگی از ایران، ترکیه، آذربایجان و گرجستان جای گرفته است. طبعا چنین اعمالی معنائی جزء اعلام جنگ به ملتهای آذربایجان و ترکیه و ایران و گرجستان ندارد.

در24 آوریل سال 2004، عوامل تحت فرمان کلیسای سنت سرکیس در برابر پارک حضرت مریم،   واقع در خیابان کریمخان اقدام به سلاخی چندین تن و ضرب وشتم شدید جمعی از آذربایجانی های رهگذر کردند. اما بعد از این جنایت، چاقوکشان و قمه بدستان داشناک آزاد و مجروحین و مضروبین راهی زندان اوین شدند. یا در دوم تیر ماه سال 1383، نیروهای دولتی دهها تن از فرزندان لایق اردبیلی و از جمله "عباس خان لسانی" را به جرم مخالفت با سفر هیات ارمنی به اردبیل در داخل صحن مقدس مسجد قره باغ (سرچشمه) تا سر حد مرگ ضرب و شتم کردند. بی شک این قبیل جنایتها و همچنین 15 سال همکاری نزدیک تهران با ایروان هرگز فراموش نخواهد شد.

  اکنون این داشناکهای جنایتکار و فعالین فاشیست و حامیان گستاخ دیاسپورای ارمنی هستند که در قبال نسل کشی های دهشتناک و وحشتناکی که علیه بشریت به راه انداخته اند باید به جهان پاسخ دهند.

 

 

        

 
     

 


 Materiallardan istifadə zamanı qaynağa istinad vacibdir
استفاده از مطالب دورنا با ذكر منبع بلامانع است
www.durna.info | durna@durna.se