به مجلسيان

 

خطابه‌اي که ملاحظه خواهيد کرد، براي ميتينگ 7 خرداد 1385 در مقابل مجلس تهيه شده بود.

در آن روز به‌ علت محاصره‌ي چندحلقه‌اي مجلس و بگير و ببندهاي گسترده قرائت آن ميسر نشد، لذا  با افزودن موخره‌اي کوتاه عينا در برنامه‌ي سخنراني‌اي که دانشجويان  دانشگاه  علم و صنعت در 13 خرداد برگزار کردند، قرائت شد. 

عليرضا صرافي

 

 

نمايندگان محترم مجلس شوراي اسلامي

شايد خود بهتر از همه ميدانيد که در يکي دو هفته‌ي اخير چه بحراني فضاي آذربايجان تسخير کرده است.

طوفاني از آذربايجان  به‌پا خواسته، که فقط زبانه‌هايي از آن به اينجا کشيده‌ شده‌است.

کبريتي که  "ايران" کشيد،  آتشي ساخت و عاقبت عقده‌‌‌هاي  ناگشوده‌ي ميليونها انسان را به آتشفشاني از عصيان بدل کرد، بسياري جان خويش را باختند، بسياري به غل و زنجير کشيده شدند و در اين ميان شايد کم ارجترين چيزي که سوخت، همان روزنامه‌‌اي بود که خود کبريت کشيده‌بود.

مي‌پرسيد: آذربايجاني‌ها با اين قيامهايشان چه ميخواهند؟ ما که روزنامه را بستيم و خاطيان را به زندان افکنديم!

اما شما خود نيک ميدانيد که آن روزنامه‌ي خاطي، تنها مستمسکي براي فوران آتشفشان خشم فروخفته‌ي ما بود.

خواسته‌ي  اصلي مردم ما را به راحتي مي‌توانستيد از شعارهاي آن دريافت کنيد که همانا تامين حقوق زباني و رسميت آن البته به مفهوم دموکراتيک کلمه (و بدون نفي زبان ها و فرهنگهاي ديگر) است، معناي مشخصتر و اجرائي‌تر آن  عبارت است از آموزش به زبان مادري، اختصاص يک شبکه راديو تلويزيوني سرتاسري به زبان ترکي و آزادي استفاده از آن در حوزه‌هاي اداري، قضايي و حقوقي.

ملت ما خواستار رفع تبعيضات آشکار در بودجه‌بندي کشورند، به طوريکه بتواند به جبران عقب‌ماندگي‌هاي تحميلي و مزمن  واحدهاي ملي (و در صدر آنها آذربايجان)  که ناشي از سياستهاي تبعيض‌آميز گذشته بوده بپردازد.

مردم ما خواستار آزادي زندانيان سياسي به خصوص زندانيان سلسله قيام‌هاي شهري  آذربايجان و تامين آزادي بيان، آزادي تشکيل احزاب، آزادي اجتماعات و راهپيمايي‌ها هستند.

ناگفته پيداست که اين خواست‌ها حداقل مطالباتي‌اند  که هيچ منافاتي هم با اصول قانون اساسي نداشته در انطباق کامل با رسالت غائي اديانند و چون عين بسط عدالت  و تامين آزادي در گوشه‌اي از  جهانند، از اين منظر نيز هماهنگ و همسو با پرنسيپ‌ها و نورمهاي جامعه ي جهاني‌اند.

اما اين خواسته‌ها تنها و تنها  با موازين مذهب شوونيسم در تضاد مطلق است!

 به‌زعم شما حرکت در مسير قانون و تامين رضايت دين و دنيا و موکلينتان مهم‌تر است يا تاييد و رضايت مشتي عقب‌مانده‌ي متحجر و زياده‌خواه شوونيست؟ 

ميگوئيد: ما از اين خواسته‌ها که  به يکباره مطرح شده‌‌اند، خبر نداشتيم .

ما نيز مي‌پرسيم آيا بيست و هفت سال صبر و حوصله همراه با طرح منطقي مسئله‌ي ملي، برايتان کافي نبود؟  در اين مدت  نه تنها اقدامي در جهت حل و فصل آن به عمل نيامد، بلکه به تدريج دلقکاني نيز وارد معرکه شدند که اينجا و آنجا (و گاه با استفاده از امکانات دولتي) به تحقير مردم پرداختند؟

 آذربايجانيها تاکنون طي صدها نامه‌ي سرگشاده، قطعنامه، بيانيه و حتي مراجعات فردي و حضوري... خواستار تحقق اصولي از قانون اساسي  ناظر بر حقوق مردم  (از جمله حقوق زباني و فرهنگي اقوام و ملل ايراني) شده‌اند ، همه‌ي اين نامه‌ها بي‌هيچ اعتنايي به بايگاني سپرده شده‌اند و دريغ از يک پاسخ خشک و خالي از مسئولين وقت.  

آذربايجانيها در قالب مراسم متعدد و رفتارهاي خاص انتخاباتي نشان داده‌اند که حساسيت زيادي نسبت به حقوق پايمال شده‌ي ملي‌شان دارند و خود نمايندگان آذربايجان  نيز حداقل  قبل از  انتخابات، نشان مي‌دهند که آنها هم به اين مسائل حساسند. آنرا مي‌شناسند و عموما با وعده‌هايي چون "تلاش در جهت حفظ و بالندگي زبان و فرهنگ آذربايجاني  و کوشش در جهت رفع تبعيضات اقتصادي و اجتماعي و فرهنگي و ...."  به ميدان ميايند.  پس چنين نيست که مجلس يا مجلسيان از صورت مسئله بي‌خبر باشد.

تا کنون دو بار طي دوره‌هاي ششم و هفتم مجلس، نمايندگان آذربايجان خواستار اجراي اصل 15 قانون اساسي شده‌اند، اما هر بار مجلس بي‌اعتنا به مبرم بودن قضيه، از تصويب آن امتنا ورزيده است.

آري نمايندگاني که با تصويب برخي تک‌تبصره‌ها براي اربابان قدرت راهگشائي‌ها مي‌کنند و گاه ساعتها وقت خود را صرف مذاکره پيرامون طرح "خود دکترنمائي" (اعطاي مدرک دکترا براي خود) مي‌کنند، هنوز نتوانسته‌اند، حتي يک ماده‌ي قانوني در زمينه‌ي تثبيت حرمت زبان و فرهنگ و حقوق اقوام و ملل ايراني در طول ربع قرن آزگار به تصويب برسانند و سلسله‌ مسائلي با ريشه‌هاي عميق در ارکان هويت دوسوم اهالي کشور را همچنان بدون راهکارهاي قانوني لاينحل باقي گذارده‌اند، تا بلاخره مردم مجبور شوند با صرف هزينه‌هاي مادي و انساني گزافي به عصيان برخيزند.

 

آري وقتي ساز ملي ما را بر سر نوازندگان ميهمان مي‌شکنند،

وقتي ميراث فرهنگي پدرانمان در راستاي تحقق سناريوي محرفين تاريخ مردم منهدم مي‌شود،

وقتي صداوسيما با طرح فاصله‌ي اجتماعي عملا به تعميق فاصله‌ي اجتماعي دامن مي‌زند و طي بخشنامه‌ها و مصوبه‌هاي مغرضانه حداقل ساعات خودشان به مثلا زبان و لهجه‌هاي محلي اختصاص مي‌دهد که در عين حال يکي از نتايج آن تخريب زبان مردم است،

وقتي همين رسانه‌هاي عمومي اجازه ندادند حتي نطق نمايندگان رسمي ملت را که به دفاع از بخشي از خواسته‌هاي به‌حق مردم مي‌پردازند، پخش کنند،

وقتي شانس ورود به دانشگاه در آذربايجان نصف شانس ورود به دانشگاه در استانهاي مرکزي است،

وقتي رتبه باسوادي در آذربايجان اين مهد آموزش نوين مشرق زمين،  از رتبه اول به دهم در دوره‌ي پهلوي و از دهم به بيستم در دوره‌ي پساپهلوي نزول مي‌کند،

وقتي به خاطر استمرار شيوه‌ي سوادآموزي بي‌مادرانه (زبان‌آموزي به زبان غير مادري) بالاترين افت تحصيلي از آن آذربايجان و ساير واحدهاي ملي مي‌شود،

وقتي سهم بودجه‌بندي اختصاصي معادن يک استان مرکزي در طول 8 سال دوران سازندگي آقاي هاشمي رفسنجاني بيش از 300 برابر بودجه نظير در چهار استان شمال غربي آذربايجان غربي – شرقي اردبيل و زنجان است.

 وقتي به‌علت عدم برنامه‌ريزي براي توسعه و سرمايه‌گذاري در آذربايجان طي هشتاد سال اخير همواره مهاجرفرست‌ترين منطقه کشور شده‌است.

وقتي تاريخ ما را، نامهاي جغرافيايي ما را و حتي نام زبان و ملت ما را تحريف مي کنند، و آنگاه مهر سکوت بر لبانمان بزنند، تعجبي ندارد که مردم اينبار از زبان سرخشان پرچمي سازند و بر فراز  سر خويش به اهتزار در آورند .

انتظار مي‌رود نمايندگان محترم مجلس بتوانند توضيح قانع‌کننده‌اي در پيشگاه ملت بدهند که چرا تاکنون نخواسته‌ يا نتوانسته‌اند اصول ناظر بر حقوق مردم و به خصوص اصول 15 و 19 و 48 قانون اساسي قسم‌خورده‌شان را به اجرا در آورند، آيا  اين حق مسلم موکلين آنها فداي کدامين مصلحت و ملاحظه‌اي شده‌است؟

و اگر هنوز با گذشت بيست و هفت سال بناي اجراي اين اصول را ندارند،  چرا آنها را لغو نمي‌کنند تا جايي براي طرح ادعاي بيشتر  نباشد؟!

چرا بانيان و مجريان سياستهاي تبعيض‌آميز اقتصادي، فرهنگي و مسببين اختناق مضاعف سياسي آذربايجان تا کنون مورد استيضاح قرار نگرفته‌اند؟!

ما از نمايندگان محترم مجلس انتظار داريم تا لااقل پس از سلسله قيامهاي ترکان در ايران ساکت ننشيند و (به تاسي از آن تک نماينده جسور آذربايجاني) با خواسته‌هاي قانوني و برحق مردم هم‌صدا شده و از اينکه سيستم به‌غايت لَخت و ناکارامد سانتراليسم بوروکراتيک اداري را زير سوال برند، نهراسند.

نمايندگان محترم مجلس، تجربه‌ي تاريخي نشان داده است که اگر مجلس نتواند خواسته‌هاي مردم را بتاباند،  آنگاه مجلس اصلي در خارج از دربهاي آن و با حضور ميليوني مردم شکل خواهد گرفت.

به ياد داشته باشيد که شيخ محمد خياباني نماينده‌ي دموکرات آذربايجان که از جوّ ارتجاعي مجلس به تنگ آمده بود سخنراني خود را در سبزه ميدان تهران و در ميان مردم انجام داد و از آنجا به آذربايجان آمد و شش ماه تمام حساب مردم ما را از ارتجاع حاکم مرکزي بريد.

به ياد داشته باشيد که در دهه‌ي بيست با رد اعتبارنامه‌ي دو وکيل اول آذربايجان چه حوادث مهمي در تاريخ ما روي داد.  پيشه‌وري به آذربايجان بازگشت و گفت ما راه دموکراسي را برگزيده‌ايم و اگر تهران بخواهد در آغوش ارتجاع بماند، همراهي ما را از دست خواهد داد.

جنبش ملي شدن نفت را نيز حتما به ياد داريد،  مصدق‌السلطنه مجلس را رها کرد و به جمع مردم پيوست و گفت: مجلس واقعي همين جاست و به دنبال آن جنبش ضد امپرياليستي ملي کردن نفت، جان تازه‌اي گرفت.

شما به کرسيهاي  مجلسي تکيه داده‌ايد که اولين مجلس قاره کهن آسياست. در اين مجلس اولين قانون اساسي اين قاره به دست نمايندگان ملت تصويب شده است. قانوني که نويسندگان آن کوچکترين نيازي به تصريح زبان رسمي کشور نديده‌اند، چرا که حقوق زباني مردم در آن ايام جزو بديهياتي بوده که مورد تعرض احدي هم نبوده است.   

اما اکنون با عقب‌گردي که شوونيستها به جامعه‌ي ما تحميل کرده‌اند،  زبان   بهانه‌اي  براي اثبات ارجحيت و برتري و فخرفروشي قومي بر قوم ديگر شده و فرهنگ‌هاي اصيل اکثريتي از جامعه پيش پاي منافع نامشروع اقليتي زياده‌طلب ذبح مي‌شود.

نمايندگان محترم، قصد من از اين سخنان کوتاه صرفا هشداري بود که تا وقت است، مردم خويش را دريابيد!

و اگر جسارتي در لحن ترکانه‌ام يافتيد، بر من خرده  مگيريد،  همه از گرماي آتشي‌ست که در آذربايجان  شعله مي‌کشد.

 

موخره:

آقايان نماينده!

شما درست در ساعتي  مجلس را ترک کرديد و حريم آنرا به دست نامحرمان تا‌بن دندان مسلح سپرديد که موکلين‌تان براي تظلم و دادخواهي روي بدان آورده بودند.  چگونه اجازه داديد که پس از گذشت يک قرن از فجايع لياخوف بار ديگر همان مناظر شرم‌آور محاصره‌ي مجلس ملي تکرار شود؟

شما دروازه‌ي خانه‌ي ملت را به روي ملت بستيد، دروازه‌اي که از سر دولتِ  همين ملت  به رويتان باز شده بود!

طاقت مهمان نداشتيد، خانه را نه به مهمان که به ددخوياني گذاشتيد که  ما را از  آستان مجلس  راندند و تاراندند . آستاني که قرني پيش از اين خون پدران و اشک مادرانمان به پاي پي و ستونش  ريخته‌بود.

چه پاسخي به موکلينتان داريد؟

بترسيد از روزيکه مردم آنقدر از شما فاصله گرفته باشند که ديگر نخواهند براي دادخواهي روي به درگاهتان آورند!

بترسيد از روزيکه شما را نيز در جناح عمله‌ي ظلم ارزيابي کنند.

شما که براي خدمت به مردم سوگند خورده بوديد، درد مردم نشنيديد و زير سايه‌ي سلاح پشت به مردم کرديد، دير نيست روزي که مردم مجلس ملي خويش را درغياب ميمونتان برپا دارند.

آينده از آن ماست!

زنده باد حرکت ملي آذربايجان!

 


 

بيز باشارديق (1)

 

نوت: کئچن ايل شهريورين اونوندا "يوزگونلوک، اوزگونلوک"، باشليغيلي يازديغيم بير جيزما-قارالاردا سون يوزگونده ياشاديغيم آجيلي-شيرينلي خاطيره‌لر و تاثّراتيمي قلمه آلميش و بير نئچه ياخين دوستوما گؤندرميشديم.

 ايندي خورداد قياملارينين ايل دؤنومو عرفه‌سينده اونا بير داها ال گزديريب، آزادليق و دموکراسي يولوندا باشلاديغيميز ميلي حرکت تاريخي‌نين بير نئچه صفحه‌سي کيمي بوتون دوستلارا ايتحاف ائديرم."

عليرضا صرافي

 

 

1-جی بؤلوم

 

اؤيله بير شدت تصميم ايله چيخديم کي يولا

 

گيريش

ارديبهشتين سون هفته‌سيندن اعتيبارا تبريز و آذربايجانين باشقا اونيورسيته‌لرينده اؤيرنجيلريميز مدني بير اعتيراض حرکتي باشلاميشديلار ، تورکلرين تحقيرينه قارشي اولان بو اعتيراضلارا حتي بعضي اوستادلار هم ده اونيورسيته‌ده ايشله‌ين ايشچيلر ده قوشولوردو. يوزميني آشان اؤيرنجي‌نين ايشتيراکيله باشلايان حرکتيميز نهايت اؤز قابيغيندا دايانا بيلمه‌ييب، شهرلريميزه چکيلمگه يول آچيردي.

تبريزدن اؤنجه خوي شهرينده اؤيرنجيلر اونيورسيته‌دن چيخيب، شهر ايچينه گلديلر. زنجان اونيورسيته‌سي اؤيرنجيلري ده تبريز- زنجان جاده‌سينه چيخيب، يول قيراغيندا دا اؤز اعتيراضلاريني بيلديرميشلر.

 اما بو حرکتلر اولدوقجا سينيرلي اولوب، خالق کوتله‌سيني جيدي حالدا اؤز ايچينه آلا بيلميردي. دئمه‌لي خالق باشقا بير قانونا اويغونلوقلار ايله حرکته گله بيلردي.

 تبريز بو ايشي باشارا بيلدي.

ميتينگ آخشامي

(يکشنبه 31 – اورديبهشت 1385)

ميتينگ آخشامي علي بدلي[i] و چنگيز بخت‌آور[ii] تلفونلا مني آراييب، ايش يئريمه گلديلر. سؤز، ساباهين ميتينگينه گؤره ايدي.

اؤنجه‌دن اؤيرنجيلر طرفيندن بير اعلاميه ياييليب، دوشنبه گونو ساعات دؤرتده ديکباشي (راستاکوچه آغزي)– ندا بير اعتيراض آکسياسي کئچيره‌جکلريني بيلديرميشديلر.

بو ايکي‌نفر ده ميتينگ آخشامي منيمله مشورتلشيب، قوي-گؤتور ائتمک اوچون گلديلر، اورادا سؤزوموزون اساس مؤوضوعو ميتينگين تماميله مدني پرنسيپلره دايالي، دينج شراييطده و قانون چرچيوه‌سينده کئچيريلمه‌سي ايدي. بئله قرارا گلينميشدي کي هامي راستاکوچه آغزينا توپلانيب، اؤنجه‌دن تعيين اولموش شوعارلاري وئرندن سونرا مشروطيت ائوينه ساري يوروسونلر، نهايت مشروطيت ائوي قارشيسندا آزادليق و عدالت نامينه نئچه‌ميز دانيشيب، شعر اوخومالي و نهايت، سون سؤز بير بيانيه ايله رسما اعلان ائديليب، ان اوزاق باشي ساعات آلتيدا ميتينگه سون قويولسون.[iii]

ايشي برکيتمک اوچون قرارا آليندي کي علي بدلي اؤيرنجيلرين آديندان اوستاندارييه باش ووروب، برنامه‌ني رسما اونلارا بيلديرسين. قانوناً بيلگي وئرمک لازيم ايدي، بونون اوچون ده بير مکتوب آذربايجان واليسي معمارزاده‌يه يازيلدي. مکتوبون قيساجا مضمونو بئله ايدي:

 

"استاندار محترم آذربايجان شرقي جناب آقاي معمارزاده

چنانچه استحضار دارند، روزنامه‌ي ايران در تاريخ 23 ارديبهشت طي نوشته‌ و کاريکاتوري، آشکارا به ترکها اهانت نموده‌است. در پاسخ به اين تحقير ملي طي هفته‌ي گذشته دانشگاههاي آذربايجان و همچنين ساير دانشگاه‌هايي که در آن گروه نسبتا قابل توجهي از ترکها حضور دارند، تظاهراتي با شرکت مجموعا يکصدهزار دانشجو به راه افتاده‌است. حال نيز اهالي تبريز با مراجعه به ما دانشجويان، درخواست کرده‌اند، به منظور شرکت مردم شهر در اين اعتراضات، ميتينگي با همان مضمون و شعارها را در داخل شهر برپا کنيم.

از اينرو روز دوشنبه اول خردادماه 1385 راس ساعت چهار در ابتداي راسته‌کوچه گردهم آمده، با شعارهاي زير، به سمت خانه‌ي مشروطيت حرکت خواهيم نمود و نهايتا با قرائت يک قطعنامه، تظاهرات را به پايان خواهيم رساند.

از جنابعالي نيز به عنوان استاندار محترم آذربايجان انتظار داريم که شخصا به اين اعتراضات نمادين مردم ما بپيوندند. ما شما را به شرکت در اين ميتينگ و بيان اعتراض خود دعوت نموده، در عين حال تقاضا مي‌نمائيم به نيروهاي انتظامي و امنيتي دستورات و سفارشات لازم را جهت تامين آرامش و امنيت تظاهرکنندگان صادر فرمايند.

دانشجويان دانشگاه‌هاي تبريز"[iv]

 

بو مکتوبو، ايالتين يوخاري مقاملارينا چاتديرماقدان مقصد، دؤولت مسئوللاريني رسما ميتينگدن خبردار ائديب، اونلارا داشيديقلاري مسئوليتي وورغولاماق، عين حالدا جماعته ده لازيمي مشروعيت‌ايچينده‌ليک و پسيکولوژيک حاضيرليق ياراتماق ايدي. بو ايسه ميتينگه قاتيلماغين ريسکيني آزالديب، بير چوخ قورخوب، چکيننلري بئله مئيدانا گتيرردي.

همان گون بيانيه‌نين ده متني تنظيم اولدو. اونون دا قيساجا مضمونو بوندان عيبارت ايدي:

" بيز تبريزين موباريز جماعتي بوگون آزادليق و عدالت نامينه مشروطه قيامي‌نين يوزايل‌ليگينده، مشروطيت ائوي قارشيسيندا توپلانيب، اؤز اعتيراضيميزي ايراندا دانيشماقدا اولان بير پارا شوونيستي سياستلره قارشي بيلديررک، دؤولتدن رسما آذربايجان تورک ميلتيندن عوذر ايسته‌ييب، ائله‌جه ده ميلتيميزه توهين ائدنلرين جزالانديريلماسيني و ديل حاقلاريميزين رعايت اولوب، قورونماسيني طلب ائديريک.

بيانيه‌ و مکتوبون سونوندا دا ميتينگده سسلنه‌جک بو شوعارلار قئيده آليندي :

ياشاسين آزادليق

ياشاسين عدالت

منيم ديليم اؤلن دئييل، اؤزگه ديله دؤنن دئييل

تورک ديل رسمي اولسون!

آنا ديلده مدرسه، مدرسه

هاراي، هاراي، من تورکم

اولسا قيزيلدان قفسيم، آزادليغا وار هوسيم

آذربايجان ميلتي، چکنمز بو ذيلتي

آذربايجان اوياقدي، وارليغينا داياقدي

آذربايجان اوياقدي، اؤز ديلينه داياقدي

و. . . . . بو کيمي"

اونون ياني سيرا عيني مضمونلاري داشييان فارسجا دا شوعارلار يازيلدي.

سونرا علي بدلي بيزدن آيريليب، صاباح سحر چاغي دا اوستاندارييه گئتمگي بوينونا آلدي.

***

اؤيله بير شدت تصميم ايله چيخديم کي يولا

چنگيز آيريلمادان اول، منه نيروگاهداکي ايشچي حرکتيندن دانيشيب و بير رسمي مکتوبون دا فوتوسونو وئردي کي اورادا چنگيز نيروگاه ايشچيلري‌نين نوماينده‌سي کيمي مکتوبو ايمضالاميشدير. او دئدي:

آدامدي، ايشدي! ساباه توتولسام گؤنول ايستر کي منيم ايشچي نوماينده‌سي اولدوغوم دا، دئييلسين خبرلرده.

دئديم:

- نيه کي توتولاسان؟ بو ميتينگين تايي اونلارجا ميتينگ اونيورسيته‌لرده باش توتوب، بيز ده کي رسميت و مشروعيت ايچينده، رسمي مقاملارا موراجيعت ائدرک بو ايشي گؤروروک، ايشالله توتولوب، ائله‌ين اولماز. !

بونونلا بئله هر ايکيميز ده چوخ ياخشي بيليرديک کي ساباه آغير بير گوندور، بيز نه قدر مدني داورانساق بئله، قارشي طرفلر هئچ ده مدني پرنسيپلره صاديق قالمايا بيلرديلر.

آيريلارکن اليني يوخاريدان گتيريب، اليمه چيرپيب، برک سيخدي. ائله کي ايستر – ايستمز اونو عبدالحق حامدين بو شعريني اوخوماميش، يولا سالا بيلمه‌ديم:

اؤيله بير شدت- تصميم ايله چيخديم کي يولا
قارشيما چيخسا اگر سنگ مزاريم، دؤنمم.
بحر
زخّار دگيل، ابر شرربار دگيل
هئپ يانار داغلار ايله دولسا جيواريم، دؤنمم.

 

***

او گئجه‌ني سحره کيمي ياتا بيلمه‌ديم گئجه ياريسي ايکي- اوچ کره آلچاقدان اوچان طياره سسيله آياغا قالخيب، پنجره‌دن گؤي اوزونه باخديم آما گؤزوم نه ايسه سئچمه‌دي. سونرالار ائشيتديم ايکي طياره، ترکيبينده تورک اولماديغي "يگان ويژه"‌ني گئجه گؤزو تبريزه گتيرميشديلر.

سحره کيمي در- ديوارا باخيب، دولانيرديم... سانکي ديوارا آسديغيم شکيللر منيمله دانيشيرديلار. ستارخانين، باغيرخانين قايغيلي گؤزلري ساباهي گؤزله‌ييردي.. کيم بيلر بلکه ده بو گئجه‌ چوخلاري، منيم کيمي آييق قالميشديلار....

ياديما دوشدو: ايکي ايل اؤنجه (83-جو ايلين قيشيندا) بابک قالاسي مراسيمينه حاضيرليق دانيشيقلاري زاماني بير نئچه جلسه‌ميز اولدو تبريزده، اورادا بئله بير صؤحبت ايرلي گئتدي کي بابک قالاسي مراسيمي عوضينه همان گون تبريزده مراسيم کئچيريلسين. سون قرار بو اولدو کي بابک قالاسي مراسيمي‌نين واقتي و يئري دگيشيلمه‌سين آنجاق باشقا واقتلاردا، باشقا موناسيبتلره گؤره، تبريز قالاسينا جيدي اؤنم وئريلسين.[v]

قارشيسنا سد چکيلن بابک ايرماغي‌نين بير قولو، مشروطيت ايل دؤنومونده تبريزه آخيب گلدي. او گون گنجلريميز باغيرخان مزاريندان کؤهنه خياوانا قدر ميلي شوعارلار وئررک يورودولر.

سونرا خياباني و 21 آذر حرکتلرينه گؤره ييغينجاقلار اولدو، بهمن آييندا فرزانه‌ مراسيمي گوجلو بير نوماييشه چئوريلدي.

نئچه گون سونرا 21 فوريه دونا آناديلي گونو ايدي، تبريزده يئدي اوجاق قورولدو، آناديليني سئونلريميز بو اوجاقلارا توپلانيب، مراسيملر کئچيرديلر.

بو آرادا اؤنملي بير حاديثه ده اوز وئردي، اونلارجا  خيردا ياشلي (5-12) ياشيندا قيز و اوغلان اوشاقلاري، آنالاريله بيرليکده آناديلي مراسيمي اوچون نوماييش کئچيرديلر. باغيرخان مزاريندان باغيرخان کؤرپوسونه قدر آياقدا يورويرک، "هاراي، هاري من تورکم" باغيرديلار و ان سونوندا بير قطعنامه اوخويوب، ميتينگه سون قويدولار.

"هاراي، هاراي من تورکم" شوعاريني ايلک دفعه همين خيردا ياشلي اوشاقلاردان ائشيتديک.

سونرا ايسفندين يئدديسينده داشناکلارين عليهينه بير شريعتي (شهناز) خياوانيندا داها گوجلو بير مراسيم اولدو.

سونرا سهند افشاري مراسيمي بيزيم اوچون  بير گوج گؤسترگه‌سينه چئوريلدي.

سونرا ارديبهشت آييندا تراکتورسازي  تيمي‌نين تشويقي اوچون هامي باغشمالا توپلانيب، اورادان ساعات قاباغينا قدر ميلي شوعارلار وئررک، يورودولر.

بو آرديجيل يورويوشلر هاميميزدا روحيه يوکسليشي و اؤزونه گوونليک  حيسيني گوجلنديردي....و ايندي اوردا-بوردا تجروبه قازانيب، اؤز گوجونو، هم ده قارشي طرفين گوجونو سينايان بيز، بوتون بو يورويوشلرين ذيروه‌سينه قالخاجاق ساباهين ميتينگيني گؤزله‌ييرديک.

کيم بيليردي تبريز قالاسينين ديک باشيندان باشلانان ميتينگيميز، دؤنرگه‌ دؤندر‌‌ن بير قياما چئوريله‌جک:

"قوسي" گرکدي سجده قيليب، ايقتيدا قيلا

تبـــريز  قلعه‌سينه   سيپاهان دئديکلري

 

 

 

 

 

 


 

اتک يازيلار

[i] - علي بدلي تبريزده پسيکولوژي اؤيرنجيسي و تبريز اؤيرنجيلري‌نين دگرلي چاليشقانلاريندان بيري اولوب، او گونه کيمي ده تبريز اونيورسيته‌سينده کئچيريلميش آکسيالاردا جيدّي رولو اولموشدور.

[ii] - چنگيز بخت‌آور تبريز نيروگاهيندا چاليشان و همين نيروگاهين ايشچي نوماينده‌سي، عيني حالدا بير آذربايجان ميلّي فعالي کيمي ده بير چوخ چاليشمالاردا اولموشدور.

[iii] - بورادا يئري گلميشکن ديرناق آراسي نيسبتا اوزون بير پاراقراف آرتيرمالييام:

سؤز يوخ کي مراسيمدن اول هئچ کيم اونو بير بؤيوک شهر قيامينا چئوريله‌جگينه فيکير بئله ائتمزدي. بونو خوصوصيله وورغولاماق ايستيرم کي اورديبهشتين سون هفته‌سينده بوتون آذربايجان اونيورسيته‌لريني بوروين اعتيراض آکسيالاري دا او گونه کيمي تماميله دينج شراييطده کئچيريلميش کيمسه‌نين بورنوندان بير دامجي دا قان گلمه‌ميشدي. شوعارلارين مؤحتواسي ايسه تماميله ميلتيميزين اکثريتيني اؤز ايچينه آلان شوعارلار ايدي. او آخشام دا شهر ايچينده ايشي همين شکيلده قاباغا آپارماقدان باشقا بير دوشونجه اورتادا اولا بيلمزدي. بونا بينائاٌ قانوني مراجعه باش ووروب، اونلارين بيلگيلريله بو ايش باشلانمالي‌يدي، (تماميله مشروعيت و قانون چرچيوه‌سينده ايرلي گئدن اؤنجه‌کي اونيورسيته آکسيالاري کيمي). تبريز و باشقا آذربايجان شهرلرينده سيلاحلي قووه‌لر و الي‌چوماقلي قاراياخالارين الينه باهانا وئرمک مقصديله دينج و مدني حرکتيميزي باشقا يؤنلره يؤنلديب، ترس شوعارلاري اورتاليغا آتماق، بانکلاري اودلاماق، هئچ ده ميتينگ قوروجولارينين، ائله‌جه ده ميتينگه قاتيلان اؤيرنجيلر و سيويل اهالي‌نين ايشي اولا بيلمزدي. آذربايجانلي فعاللارينی "اخلال در نظم عمومي" کيمي ايفتيرالارلا تماميله يئرسيزدير. شخصا شاهيد اولدوم کي نئجه بعضي شوبهه‌لي آداملار، سون ساعاتلاردا حرکته قوشولوب، شوشه سیندیریب، بعضي ترس شوعارلار وئريرديلر. باخماياراق کي دوستلارين چوخو بونا قارشي چيخديلار. آنجاق آز اولسا دا همين ترس شوعارلار سونرالار قارشي طرفين الينده باهانا اولوب، هم کؤتک‌ازنليک يولا سالدي، هم ده همين شوعارلاري آبارتارق بيزي حيمايه ائده بيلن باشقالاريني بو ايشدن چکينديرديلر.

[iv] - مکتوبون تورکجه ترجومه‌سي بئله‌دير:

 " شرقي آذربايجان واليسي سايين معمارزاده

بيلديگينيزه گؤره ايران قازتي 22-اورديبهشت تاريخلي بير کاريکاتور و يازيسيندا تورکلري آچيق-آشکار تحقير ائتميشدير. بو تحقير سياستينه قارشي سون هفته‌نين ايچينده آذربايجان اونيورسيته‌لري، ائله‌جه ده تورکلرين نيسبتا گوجلو بير توپلولوق اولوشدوردوغو باشقا اونيورسيته‌لرده يوزميندن چوخ اؤيرنجي‌نين ايشتيراکيله آکسيالار کئچيريلميشدير. ايندي ده تبريز اهلي، بيز اؤيرنجيلره موراجيعت ائديب، شهر جماعتي ده بو اعتيراضلارا قاتيلا بيلسين دئيه همين ميتينگي، عيني مضمون و شوعارلارلا شهر ايچينده ده کئچيريلمه‌سيني ايسته‌ميشلر.

اونا بينائا" بيز دوشنبه خوردادين بيري ساعات دؤردده راستاکوچه آغزيندا توپلانيب، آشاغيداکي شوعارلارلا، مشروطيت ائوينه ساري يولا دوشوب، سونوندا بير بيانيه اوخوماقلا ميتينگيميزه سون قوياجاغيق.

سيز آذربايجان واليسيندن ده، ميلتيميزين بو سمبوليک اعتيراضينا شخصا قوشولماغينيز گؤزله‌نيلير، بيز سيزي ميتنگه قاتيليب، اعتيراضينيزي بيلديرمگه چاغيرير، عيني حالدا امنيتي و اينتيظامي گوجلره ده، ميتينگه قاتيلانلارين امنيتي‌نين تأمين اولونماسي اوچون لازيمي بويروقلاري و تاپشيريقلارينيزي يئرينه يئتيرمه‌نيزي ريجا ائديريک.

"تبريز اونيورسيته‌لرينين اؤيرنجيلري"

 

[v] - بونو 1384-جو ايل اوللرينده علي عباسي ايله آپارديغيم بير موصاحيبه‌مده آچيقلاميشديم.

 

 
 
     

 Materiallardan istifadə zamanı qaynağa istinad vacibdir
استفاده از مطالب دورنا با ذكر منبع بلامانع است

@