|
|
|
تفسیر دوبارهء ایران
نوشته ءGabriel Glickman ،13فوریهء2006
در میان تمامی تشنج هایی که توسط رءیس جمهور احمدی نژاد به وجود آمده است ،رویکرد های غرب د رمقابل ایران تنها توسط یک پیش فرض تایید شده اند:اثر یک طرز حکومت(سیاست) واقعأ یک پارچه که در آن تسلط یک رژیم،اخیرأبا تصدیق و حمایت مردمی محکم و غیر قابل تغییر شده است.بقا وپایداری انقلاب اسلامی مورد تعهد و پاسداری واقع می شود،تهدید های مطرح شده از جانب ریاست جمهوری در جهت واضح ادا کردن آرائ عمومی فرض می شود و در عوض تمامی چشم ها بر روی عراق به عنوان عامل بی ثباتی در منطقه معطوف می گردد. استنباط از حکم مذهبی ،سیاسی و فرمندی محمود احمدی نژاد بر روی مردم کشورش توسط تفسیر نامهء بریتانیا فیلتر (پالوده) شده است.در منطق افراد معقولی مثلlord Philips از Sudbury ،یک دموکرات ازادی خواه که تصدیق و ارادت او نسبت به دموکراسی آزادی خواهانه به نظر می رسد که تا بیشتر ازخاور میانه توسعه نداشته باشد،و کسی که سال قبل ، از شهرت رییس جمهور در عدم آلودگی به مفاسد و صلاحیت برای کشوری که توسط" سابقهء عمیق نشاط ،معنویت و زیبایی" خود متمایز و بر جسته شده است مدافعه کرد.هر چند lord Philips ، هنوز پس از کمک بی همتای ریاست جمهوری در ثبات و پایداری هسته ای و یاد بود کشتار های همگانی، بر روی این احکام (نظریات )پا فشاری میکند، تا حدی از میزان اطمینان او کاسته شده است.ولو این که ،برای هزاران ایرانی دارای نظر مخالف ،کسانی که دارای ذهنیت و تصور به خصوصی از"سابقهء عمیق نشاط،،معنویت و زیبایی" رژیم هستند ،چنین عرصه های اظهار نظر رسمی به شکل تاراج کننده ای پوچ و تو خالی انگاشته می شود. در عین حال چنین نگرش هایی دید گاههای غربی را به سوالی در خصوص اصلاحات در ایران مسحور کر ده اند.هر چند بسیاری از طرفداران مداخلهء روشنفکرانه در ایران ،راه حل ملی را در حرکت سیاسی دیده اند،تحت عنوان یک جریان مردمی تئوکراتیک هدایت شده توسط اقلیت ضعیفی از اصلاح طلبان که اساس فرهنگی آن –حرکت دانش آموزی-تحت تهاجم شدید است.گرایش واقع گرایانه،که خوشبختانه در وزارت امور خارجه سیر صعودی دارد ،روش های درمان قدیمی بر پایه ی ثبات و انطباق را ترجیح می دهد.این گونه فرض می شود که امید به تغییرات توسط گروهی از میانه روهای سست عقیده در حدود حریم داخلی دولت ایران می باشد. ولی تکیه بر روی فرقه بندی های متنا قض از خدا سالاری در کشور ،سیاست غرب را بر روی یک اطلاعیه ی کاذب متمرکز می کند.انکار کر دن واقعیت نیروهای مخالف سیاسی ،زمانیکه شما از اینکه منتظر مکانهایی باشید که آنها در آن حظور دارند قصور می ورزید،کار آسانی است.در مقابل،تفسیر دوباره ای از ایران،آشَکار می کند که پر ثمره ترین دور نما از تغییر و دگرگونی داخلی از محیط خارج از رژیم حاکم نشاءت میگیرد. بزرگترین تصورات غلط ایرانیان ترکیب قومی کشور را در بر می گیرد.یک تجزیه گرایی به مرکزیت تهران ،گنجایش اجتماع فارس حاکم را مورد اغراق و مبالغه قرار می دهد ،در حالیکه در واقیت این میزان شاید کمتر از 50%جمعیت ایران را در بر گیرد.فارس ها خود را در میان مخلوطی از گروههای نژادی و قومی طوری مکان یا بی که حظور آنها تنها رای سیاسی را مجاز می کند،که تا حد زیادی مورد عدم قبول غرب واقع شده است.تقریبأ 25%کشور ایران متشکل از آذری ها است که برادران قومی همسایه شان در آذر بایجان هستند.در کنار آنها ،6 میلیون بلوچی وجود دارند که در بلوچستان متمر کز شده اند ،8-5میلیون کرد و اجتماع بزرگی از ترکمن ها ، تا آن اندازه بزرگ هستند که تهران را به دومین شهر بزرگ ترک نشین دنیا تبد یل کنند.انجمن Henry Jackson اخیرأ ادعاهای 5 میلیون عرب شیعه را که در نواحی نفت خیز خوزستان –اهواز متمرکز شده اند پر رنگ تر کر ده است. اقوام غیر متجا نس ایرانی کمترین اتحاد یا اطمینانی به سهیم شدن در دولت ندارند.تهران با اعمال سیاست سرکوب و آزار و شکنجه ،و با مهار کردن اسلام اصولی و بنیادین به سمت یک عقیدهء ماوراءناسیونالیسم فارسی (پان فارسیسم)چنگ خود را محکم کرده است.قلمرو اهواز، از زمان انقلاب،مورد تخریب محیطی ،تنظیف قومی و دهشت سیاسی حاکی از یورش های بعثی در خلیج عرب در طول مرز عراق واقع شده است.2006 قبلأ شاهد قطع تلفن ثابت و ارتباطات اینترنتی ،وضع مقررات ممنوعیت عبور ومرور و روسری عربی «چفیه»و... بوده است.در بلوچستان جمعیت بومی با تهاجمی روبرو میشود که به طور مشئومی علائم آشنای مصادرهء زمین،تاثیر موثر ساکنان فارس زبان و مهاجرت اجباری را در بر می گیرد. سکوت کر کنندهء جهان ،عوامل تغییر شکل دهنده ی سیاست عملی و تبعیض موجود در خاورمیانه را همچون آیینه ای منعکس می کند.قدرت های منطقه از قبیل روسیه،که در ظاهربه اندیشه ی پان عربی اظهار علاقه می کنند ،سست شده اند ،در صورت عدم همکاری ،زمانیکه با تهاجم ایرانیان بر این مردم مواجه می شوند ،ادعای نمایندگی و طرفداری می کنند. پیشامد سال 2005زندانیان سیاسی اهواز شامل کسانی می شد که در نتیجه ءاخطارهای داده شده در دمشق دستگیر شدند.برای چپ گرایان غربی و هیئت های دیپلماتیکی«camel corps» ،به طور مشابه، این موضوع ،دید آنها را نسبت به مسائل خاور میانه که به طور خاص توسط یک منشور فلسطینی مشاهده می شوند،دگرگون می کند.با این حال این نکته جالب و قابل ذکر است که عرب های ایرانی تنها از بخش کو چکی از حقوق کسانی که در ساحل غربی ساکن هستند ،برخوردارند.از آنجاییکه منطق ظاهری تهران در عدم رفتار صحیح با اهوازی ها،عقیده ای است که آنها تحت عنوان "دست نشاندهی دول خارجی"و طرح های شاهنشاهی بریتانیا وانمود می کنند،عدم توجه به بخش غربی به طرز بی رحمانه های طعنه آمیز خواهد بود. با این حال اگر پیامد بلا واسطهء غفلت و سستی ما اجازه دادن به تخلفات سیستماتیک و اصولی و منظم از حقوق بشری بوده است ،پیامد عمیق تر آن ناشی از غفلت ورزیدن از ابعاد سیاسی کشمکش های داخلی ایران بوده است.تا آن اندازه که در غرب اظهار شده است ،امیال و آرزوهای اقوام و اقلیت های ایرانی با تجزیه طلبی و فرقه گرایی اشتباه شده است.با این حال برنامهء کار آنها ،عقیده ای کامل و متناوب و به طرز فزایندهای منسجم را که برای اصلاح کشور در جهت متحد کردن اجتماع بزرگ تر سیاسی آبستن شده است ،ابراز می کند. از خوزستان ،حزب اتحاد دموکراتیک ،یک ساختار فدرال(ایالتی) را، با ایجاد تغییر شکل در روابط میان اسلام و حوزهء فعالیت عمومی ،تر ویج می کند.حزب دموکراتیک کردستان ایران(PDKA)برای "ایرانی دموکراتیک،آزاد و صف بندی نشده"شامل "تفکیک میان دین و سیاست" و "برابری زنان و مردان" مبارزه می کند.هر دو گروه ادعای حمایت از حزب مردم بلوچستان را که دارای عقاید مشابهی هستند، می کنند. نویسنده ،محمود علی چهره گانیاین گونه استدلال کرده است که تهاجم فارس ها یک "جنبش فرهنگی "را در میان مردم آذری به وجود آورده است،که در نتیجه یک اجتماع به یک باره در سکوت را مجبور به تفکر و اندیشه در مورزد "تغییرات ریشه ای" در شکل کشور می کند.UNPO"سازمان اقوام و ملل نمایندگی نشده" با روشن کردن نیاز برای ادراک دموکراسی و حقوق بشری در ایران" در مقابل "ادامه دادن به تبعیض اصولی و سیستماتیک اجتماعی، نژادی و فرهنگی" میدانی را برای تغییر عقاید پیشنهاد کرده است.ما حصل و نتیجه ،یک مفهوم اخلاقی واقعی و چالش عقلانی در مقابل ارتودوکسی مخابره شده از تهران است. مراجع مرتبط با اقلیت های ایرانی ،که تحت تاثیر عقیده ای بیگانه در رابطه با خلوص و پاکی اسلامی-فارسی ناتوان شده اند ،سر چشمه ای برای آغاز فعالیت دموکراتیک ،خارج از هر دو پارامتر انقلاب تئو کراتیک و فصاحت و بلاغت ناسیو نالیسم عربی ،گشو ده اند.غرب،بیش از اندکی ،در ادعای واهی نسبت به رییس جمهور احمدی نژاد ،انحصاری از یک مرجع قانونی و مشروع،که بر پایه و اساس سیاسی ِ به سرعت در حال نزول و آمار گرایانه استوار است، شتابزده بوده است. با توجه به این آرائ پیشنهادی،تفسیر دو باره ای از ایران باید پاسخی تازه به بحران جاری هسته ای ،نه با سوق دادن ما به سمت ضربه ای برای جنگ،بلکه با تقویت کردن سیاستی محکم و قوی در منطقه به شکل غیر اعتذاری بر پایه ویژگی های دموکراتیک آزادی خواه،شکل دهد.قدرت های غربی در جهت متعادل کردن ادعاهای تجزیه طلبانه،می توانند در جهت ایجاد ار تباطات پرورش داده شده در میان گروههای اقلیتی فعالیت کنند،از دید یکپار چه ای از اصلاح و تغییر حمایت و پشتیبانی کنند و بر اعتبار یک آوای آزادی خواهانه در پیشاپیش اجتماعات نا راضی بیافزایند. ایران در مو قعیتی بس بحرانی قرا دارد.با همراهی تهران در از میان بردن قالب معنوی و فر هنگی برای اتحاد ملی،قصور غرب از در گیر شدن در این مساله،خطر یک آتش سوزی قومی را که می تواند منطقه ای وسیع تر را در بر گیرد،از میان بر داشته است.دور نمایی از یک ایران هسته ای مو جودی به حد کافی مهیب و تر سناک است،کشوری شکاف خورنده که تحت تاثیر دهشت از هم گسیخته شده است،همچنین بسیار مهلک است.بدینسان،ایران مثال بالقوه ی دیگری از جام کهن مقدسِِ ِ"استقامتِ" خاور میانه ای در حال لغزش از میان انگشتان ما ،از بد بینی واقع گرایانه که در پایان ثابت میشود که تا آن اندازه واقع گرایانه نبوده است،عرضه می کند.اکنون زمان آن برای غرب فرا رسیده است که به تفسیر دوباره ی ایران اجازه ی فراهم آوردن در گیری مجدد با در بر گرفتن امکان دموکراتیک، را بدهد. منبع:
http://zope06.v.servelocity.net/hjs/sections/middleeast/document.2006-02-13.0189254628
|
||
|
|
|
Materiallardan istifadə zamanı qaynağa istinad
vacibdir |