قيام ملي آذربايجان و تحليلكَران ايراني                                         

 

بعضي اوقات انسان مجبور مي شود كه به زباني ديكَر بنويسد. زباني كه، زبان تاريخ، فرهنكَ و كَذشته او نيست. اين، دو دليل مي تواند داشته باشد. يكي اينكه انسان انديشه هاي خود را به آنان كه زبان مادري انسان را نمي فهمند بكَويد و ديكَر آنكه جوابي داده باشد به آنان كه مي خواهند حركتي را با تحليلهاي نادرست خود به انحراف بكشند. اين نوشته نيز از آن بعضي اوقات است.

 

در روزهاي كَذشته حوادث آذربايجان در طول تاريخ انقلابهاي ايران نقطه عطفي را به معرض نمايش كَذاشته است . تحليلكَران اجتماعي و سياسي مسائل ايران كه خود نيز نوعي ايراني هستند، حوادث اخير را بدون اينكه ريشه يابي اساسي بكنند تحليلي سطحي و بعضيها هم تحليلي انحرافي از مسائل ارائه مي دهند.

 قيام ملي مردم ترك آذربايجان بعد از انقلاب اسلامي تحليلكَران داخل و خارج كشور را دجار سردركَمي نموده است. تحليلكَران داخل كشور همان ادبيات سال 1325 را تكرار نموده و مردم آذربايجان را صاحبان و نكَهبانان ايران قلمداد مي كنند. تحليلكَران خارج كشور نيز از قيام مردم آذربايجان اظهار خوشحالي نموده آنرا نوعي اعتراض به حكومت جمهوري اسلامي مى دانند. هر دو طرف اين تحليلكَران از درك درد قيام ملت ترك آذربايجان عاجز هستند. زيرا نمي خواهند و يا نميتوانند   وقايع آذربايجان را درك كنند. تحليلكَران داخل كشوربه خاطر بعضي مصلحتهاي داخلي، تحليلكَران خارج كشور هم بخاطر مخالفت با ررٌيم جمهوري اسلامي قيام اين مردم را در راستاي خواسته هاي خود ارائه مي دهند.

 

     قيام ملي مردم ترك آذربايجان قيامي است در راستاي حقوق ملي مردم ترك آذربايجان. درد آنها درد ايرانيان اصلاح طلب، محافظه كار و ليبرال نيست.دردي كه امروز  مردم آذربايجان را ببا خيزانده دردي است كه در طول 80 سال آنرا بر دوشهاي خود حمل نموده است.دردي كه در طول انقلابهاي سده ي اخير به زبان آورده شده، اما همجنان توسط اعيان مركزي ناديده كَرفته شده است . اينك در اين موقعيت خاص قيام ملي اين مردم نوعي هشدار به حكومت مركزي مي باشد.اين هشدار در طول سالهاي اخير توسط حركتهاي مدنى و فرهنكَي ارائه كَرديد. اما حكومت مركزي مثل هميشه سياست سكوت را در مقابل خواسته هاي اين ملت بازي كرد.

 

امروز مردم آذربايجان تعريفي نوين از هويت و كَذشتهً خود بي ريزي نموده است. امروز آ ذربايجاني به تعريفي كه او را ّ ايرانى ّ قلمداد مي نمود اعتراض مي كند. يه شعارهايي كه توسط تظاهر كنندكَان سر داده مي شود اكَر دقت  كنيم خواهيم ديد كه ّ ايران ّ ديكَر درد اين قيام مردمي نيست. زيرا تعريفي كه از ايران ارائه نمودند آذربايجاني را تحريف  و مليت او را جعل كرده او را به ناحق ّ آذري ّ خواندند. آذربايجاني ديد كه در تعريف ّ ايران ّ و شعار ّ ايران براي همهً ايرانيان ّجائي ندارد. ايران سرزميني شد كه وارث تاريخ وفرهنك فارسها كَشته بود. بس آذربايجان با تعريفي از خود و كَذشته اش  راهش را جدا از خواسته هاي ايران به ميدان كَذاشت . اين است تحليل اساسي قيام مردمي تركهاي آذربايجان.

 

تحليلكَران داخل كشور جه اصلاح طلب، جه محافظه كار امروز بر سر مسئله آذربايجان اتفاق نظر نموده اند. ( نكَاه كنيد به سرمقاله هاي محمد قوجاني و حسين شريعتمداري). هر دو طيف با محكوم كردن اهانت روزنامهً ّ ايران ّ ، ادامهً اىن اعتراضات را نوعي صدمه به يكبارجكَي ايران تلقي ميكنند. با شعار  ّ آذربايجان،سر ايران است، آذربايجان، مهد ايران است، آذربايجان، همه جيز ايران است.ّ كَفتنها نمي توان مسائل مربوط به آذربايجان را حل نمود. به كَفتهً دكتر رضا براهني ّ سرى كه زبان نداشته باشد به جه درد مي خورد ّ . آذربايجان سر ايران بود. سري كه هميشه درد مي كرد. اما حاكمان ايران درماني براي اين درد نداشتند. اين شعارها 60 سال قبل نيز داده مى شد. اكنون بايد جاره اي ديكَر انديشيد براي اين مسئله. كجاست عباس عبدي كه مي كَفت: ما در ايران مسئله قومي نداريم.

 

 

تحليلكَران خارج كشور با جسارتي بيشتر بعضي از حقوق بايمال شدهً ملت ترك آذربايجان را به زبان مي آ ورند. اما اين جسارت را در راستاي خواسته هاي خود ارائه مى دهند.

 

داود توران                                                                                                                                    

         

 

 
     

 


 Materiallardan istifadə zamanı qaynağa istinad vacibdir
استفاده از مطالب دورنا با ذكر منبع بلامانع است
www.durna.info | eldeniz@yahoo.com