پراکنده در مورد خلج‌ها (1)

سید حیدر بیات

heydarbayat@yahoo.com

 

 

توضیح:

یکسال پیش از این یادداشتی در هفته‌نامه پیام قم از اینجانب چاپ شد با عنوان «تركي خلجي قطعه اي   بزرگ از تركي باستان و  ضرورت تاسيس مركز خلج شناسي».

 نوشته شدن این مقاله دلیل خاصی داشت که در صورت لزوم در آینده به آن خواهم پرداخت. این یادداشت به اینترنت نیز راه یافت و مورد استقبال شدید سایتهای هویت‌گرا قرار گرفت. در همان زمان خلاء موجود در این زمینه را به شدت احساس کردم و شروع به گردآوری مطالبی در این زمینه نمودم برخی مطالب از مجلات و کتابهای گوناگون تایپ شد و برخی مطالب و مقالات از دیگران درخواست شد (مثل مقاله ایل باستانی خلج آقای دکتر صدیق که به درخواست اینجانب مقاله را نگاشت). حاصل آن همه   وئبلاگ خلج قطعه‌ای از ترکی باستان می‌باشد. بعد از راه‌اندازی این وبلاگ محقق و نویسنده پرتلاش جناب آقای مهران بهاری نیز اقدام به راه اندازی وبلاگ خلج آذربایجان کردند که جای تشکر دارد. باری در این یک سال و اندی که بنده کم و بیش مطالب مربوط به خلج‌ها را دنبال کرده‌ام چیزی که بیش از هر چیز مرا غذاب می‌دهد این است که زبان خلجی در معرض نابودی است و به اعتقاد اکثر مطلعین اگر اقدام عاجل در این زمینه صورت نگیرد زبان خلجی تا بیست سال آینده کاملا از بین خواهد رفت. فلذا از تمام نویسندگانٰ، شاعران، خبرنگاران، روزنامه‌گاران و کارگزاران سیاسی و فرهنگی به عنوان یک اهل قلم و روزنامه‌نگار عاجزانه استدعا دارم که در این مورد بیشتر بیاندیشند و بیشتر بنویسند. گفتنی است که وبلاگ خلج قطعه‌ای از ترکی باستان نیز در چند هفته اخیر فیلتر شده است و مخاطبان عادی نمیتوانند از اندک مطالب این سایت اسفتاده کنند. نوشته حاضر که ادامه خواهد یافت به مصداق «الغریق یتشبث بکل حشیش»(: غریق به هر خاشاکی پناه برد) از سایتهای مختلف و منابع متعدد گردآوری شده است. بدان امید که گامی به عبث نبوده باشد.

1

آبادی‌های با نام خلج در ایران

واژه خلج بر 35 ديه در اطراف كشور اطلاق شده است. در حالى كه اين واژه در مركز كشور و حتى در استان اصفهان نيز وجود دارد, از جمله آبادى هاى خلج و نهر خلج در شهرستان فريدن در استان اصفهان].

 

(فرهنگ جامع نام ها و آبادى هاى كهن اصفهان, محمد مهريار, فرهنگ مردم, چاپ اول, 1382. [ديباچه اى بر جغرافياى تاريخى فريدن, ص12)

نگاهى به فرهنگ جامع نام ها و آبادى هاى كهن اصفهان

2

خلجها و قشقائیها

حاج میرزا حسن فسایی در کتاب فارسنامه ناصری مینویسد : قشقایی ها طایفه ای از ترکان خلج بوده اند که از عراق عجم و ساوه به فارس کوچیده اند . قسمتی از این مهاجران در بلوک قونقری ( شهرستان آباده) ساکن و ده نشین شده اند که هنوز هم به ترکی سخن میگویند و بنام خلج نامیده میشوند . گروهی دیگر به زندگی کوچنشینی ادامه میدهند و به دو بخش خلج و قشقایی تقسیم میشوند

آشنایی با قشقایی ها

3

کاستهای صوتی مربوط به زبان خلجی در آرشیو اداره کل میراث فرهنگی استان تهران

سایر

ردیف ثبت دفتر مرجع

شماره آرشیو

کد آرشیو

تاریخ تهیه

ظرفیت زمانی به دقیقه

تعداد کاست

عنوان

ردیف

-

-

1

-

-

60

1

ونارج گویش خلجی و نارج گویش زندی

1-

-

-

2

-

-

60

1

آبادی مهرزمین - خلجی و آبادی مهرزمین ترکی

2-

-

-

3

-

-

60

1

آبادی نایه - بوره بشم دستجرد-خلجستان قم آبادی کندرود

3-

-

-

4

-

-

60

1

آبادی جوزه - ترکی و آبادی جریک آغاج

4-

-

-

5

-

-

60

1

آبادی سرخده - دهستان دستجرد - بخش خلجستان

5

-

-

11

-

-

60

1

آبادی اسفید-خلجی و آبادی چماتک - ترکی

11

-

-

97

-

-

60

1

آبادی زواریان - ترکی راهجرد شرق - مرکزی -قم -آبادی باغ یک - ترکی خلجی

97

 

4

نقش سلاطین خلج هند در تدوین لغتنامه‌ها

میگویند دست کم دوصد کتاب درفن لغت در سرزمین هند تدوین و به چاپ رسید چنانچه در سال 1419م بدرالدین محمد فرهنگی بنام (ادات الفضلا) را تالیف کرد مشتمل بر 170 صفحه است، بهمین گونه در سال 1849م ابراهیم قوام الدین فاروقی فرهنگ قطوری به عنوان (فرهنگ ابراهیمی) را نوشت که واژه های فارسی را به چندین لغات هندی وبنگالی احتوا میکرد. این کتاب بنام (شرفنامه) نیز یاد میگردد که بیاد استادش شرف الدین منیری دربنگال تالیف شد. شیخ محمد دردوران ابراهیم لودی کتاب (مؤید الفضلا) را در علم لغت به نگارش گرفت ومحمود بن ضیاءالدین محمد (فرهنگ سکندری) را که به (فتوح سعادت) نیز یاد میگرددو چهارونیم هزار واژه فارسی را با شرح مفصل آن طبع نمود. در تحقیقی که روان شاد دکتور احمدجاوید دراین باره بعمل آورده می نگارد که سلاطین

خلجی والیان آنها چنین رسم خجسته را سروسامان بخشیدند ودر مقام حمایت و تشویق از علم وادب، تربیت وترغیب علما وشعرا برآمدند

جلال الدین فیروزشاه خلجی سرسلسله این خانواده انجمنی از شعرا را تاسیس کرده بود که شش تن آنان از سربرآوردگان زبان و ادب دری بوده اند. فرشته مؤرخ معروف اثر گرانبهای خودرا درهمین عهد تالیف کرد. توجه به علم وادب، صنعت وهنر بیش از پیش مبذول گردید وبحق میتوان آنرا ازلحاظ بالندگی و شگوفایی باعصرتیموریان همسنگ وهمطراز دانست. درهمین عصرعدۀ زیادی هنرمند، شاعر، عالم وصنعتگر از ایران بعزم هند برخاستند وسرانجام دهلی را چون خانۀ دوم خود آراستند. امیرخسرو یا خسروشاعران هندکه زمان ودربار چندین سلطان رادریافته ودرک کرده بودتاهنوز مقبول ومحبوب خاص وعام است. حسن سنجری دوست خسرو در غزلسرایی به مرتبتی رسید که اورا سعدی هند گفته و نوشته اند. مثنوی عشقنامه یاحکایت عاشق ناگوری که درسال 607 هجری منظوم شده از افسانه های دلپذیر ومردمی راجستان است. مؤسس سلسلۀ تغلقیه سلطان غیاث الدین از جملۀ روشنفکرترین سلاطینی بوده که برهند حکمروایی نموده است. بدرالدین چاچ شاعر معروف وسراینده شاهنامۀ بیست هزار بیتی به دربارپسرسلطان مذکور میزیست. درین عهد کتب زیادی در مناقب صوفیان، ترجمۀ حال وذکر طبقات آنها نگاشته شده ملفوظات ومکتوبات آنها بمارسیده  است.

برگرفته از مقاله‌ی:

 

بحثی درباره جهش زبان دری درمنطقه و جهان:

گل احمد شيفته

5

دهدیوان

 روستایی در بخش فامنین استان همدان در ۸۰ کیلومتری جاده همدان به ساوه

گویش اصلی مردم روستا ترکی است که کمی با ترکی آذری تفاوت دارد و به زبان ترکی مردم استانهای مرکزی کشور نزدیک تر است. ولی اکثر مردم روستا به راحتی می توانند به زبان فارسی صحبت کنند. ترکیب جمعیتی روستا از اقوام بلوک و خلج تشکیل شده است که خلج های این روستا مهاجران روستاهای منطقه فراهان استان مرکزی مخصوصا روستای تلخاب می باشد.

6

در مورد خلجهای افغانستان

آخرین احصائیه نقوس کشور در دورهء تره کی – امین گرفته شد. امین در نظر داشت که مانند اسلافش سردار محمد نعیم و محمد گل خان مومند، نفوس پشتون ها را نسبت به گوینده گان سایر زبان ها در کشور، بیشتر نشان بدهد. تا بدینوسیله، زبان پشتو را رسمیت بدهد. او تاجک ها راعلیحده و هزاره ها را علیحده به و باالترتیب به 29 فیصد و 11 فیصد پائین آورد ولی خلج ها و دروانی ها و کوچی ها را به نام پشتون تا 43 فیصد نشان داد. با اینصورت نقوس پشتون ها را در مقابل تاجک ها 14 فیصد بیشتر وانمود کرد.

 خلج ها:

این مردم در قرن ششم اسلامی در شرق ایران آمده و چون در همسایگی درانی ها بودند زبان خود را مانند هزاره ها از دست دادند و به نام غلزی از جانب درانی ها نامیده شده اند. درحالیکه کلمه غل زی یعنی طفل پیش از نکاح و دزدی بوده و این توهین به یک قوم بزرگ و شجاع بوه و مینورسکی محقق معروف آنها را خلج دانسته اند. حتی مورخ پشتون، خورشید جهان، نیز آنها را پشتون نمیداند

از عهد احمد شاه درانی تا دوره امیر شیر علی خان همه اقوام کشور باهم برابر و برادر بودند، طوری که نورمحمد خان خلج و احمدشاه خان معاون او گارد محافظ نادرشاه افشار بودند. زمانی که احمدشاه درانی قدرت را بدست گرفت، چهارده هزار ودوصد نفر گارد محافظ او از قزلباشان بود که لقب بامی زایی داشتند.

از مقاله‌یبرتری جویی و عکس العمل مردم

نوشته: شیردروازه یی

7

خلج در کتاب روضه الصفای میرخواند بلخی

جلد چهارم: تاريخ طاهريان و صفّاريان و سامانيان و غزنويان و ديلميان و اسمعيليان و سلجوقيان و خوارزمشاهيان و اتابكان و ملوكِ خلج و ملوك كرت و مطالب ديگر؛

بر گرفته از مقاله

ميرخواند بلخي و روضة الصفا

 رعنا خورشيد

8

خلج در شاهنامه فردوسی

برآسود    يک    هفتـه    لـشـکر   نراند

ز  چين  مهتران  را  همـه  پيش  خواند

برآورد    ميلي   ز   سـنـگ   و   ز   گـج

کـه  کـس  را  به  ايران  ز  ترک  و خلج

نـباشد    گذر    جز   بـه   فرمان   شاه

هـمان   نيز   جيحون   ميانجي  بـه  راه

 

 

 

 

 

 


 Materiallardan istifadə zamanı qaynağa istinad vacibdir
 استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است
www.durna.info | eldeniz@yahoo.com