|
|
|
سخني با ملت آذربايجان
با سلام به روح پاك شهيدان حق طلب آذربايجان
ملت آذربايجان ، همواره پرچمدار انديشه هاي نو و مترقي در سرزمين ايران بوده است و همواره از خشونت و تجاوز به حقوق ديگران بيزار مي باشد. آنچه امروز دشمنان آذربايجان را دچار واهمه كرده ، حركت مدني و فرهنگي اين ملت براي مبارزه بنيادي و اساسي با تبعيض در جامعه ايران است. آنها چنين حركتهاي پيشرفته اي را كه مي تواند ريشه هاي تبعيض و استعمار را در منطقه بخشكاند ، نمي تابند و و قلع و قمع اين حركت را به هر قيمتي كه شده است سياست خود كرده اند. براي سركوب ريشه اي اين حركت نيز چاره اي ندارند جز به خشونت كشاندن اين حركت و خارج كردن آن از مسير مدني ، بايكوت و سانسور و تحريف خبري وقايع اعتراضات و خواسته هاي مردم آذربايجان ( مراجعه كنيد به روزنامه هاي دولتي ، گويا نيوز، سايت فارسي BBC ،تبريز نيوز(پيمان پاكمهر) و ...)، بي اهميت وانمود كردن موضوع اعتراض مردم آذربايجان و تخفيف آن در حد اعتراض به يك كاريكاتور، مخلوط كردن خواسته هاي ملي مردم آذربايجان با حركات سراسري و سعي در گم كردن خواسته هاي ملي مردم آذربايجان در بين مطالبات سراسري ، استفاده از انرژي مردم آذربايجان براي موج سواري و پيشبرد اهداف غير دموكراتيك خود( مراجعه كنيد به بيانه نهضت ملي وحزب مشروطه در مورد اعتراضات مردم آذربايجان) و انتساب اعتراضات اخير به عوامل خارجي به عنوان بهانه اي براي سركوب حركت و ايجاد تفرقه بين ملتهاي فارس و ترك و بدبين نمودن ملت فارس نسبت به حركت ملي آذربايجان. لذا دقت كنيم كه: تخريبات اموال دولتي و عمومي در اعتراضات اخير آذربايجان به هيچ وجه به نفع و به عهده مردم آذربايجان نيست . مسئوليت اين تخريبات به عهده كساني است كه مي خواهند چهره خشونت طلب به حركت ملي آذربايجان بدهند. لذا ادامه تخريبات حتي در ابعاد وسيعتر و شايد به شكل بمب گذاريهايي نظير بمب گذاري هاي اهواز ، خبر كشف اسلحه هاي سرد و گرم و در گيريهاي مسلحانه در روزهاي اخير ، كشف دلارهاي خارجي و معترفين به جاسوسي (سناريوي فرسوده هميشگي) دور از انتظار نيست. لذا از ملت فهيم آذربايجان در خواست مي شود كه آرامش و سعه صدر بيشتري از خود نشان دهند و چنانچه ادامه اعتراضات خياباني باعث ايجاد تخريبات و خشونتهاي بيشتري خواهد شد ، اين اعتراضات را معلق نموده و به حركات فرهنگي و روشنگري خود ادامه داده وهمانند هميشه به گونه اي مدني و قانوني صداي بر حق خود را به گوش مسئولين نظام جمهوري اسلامي ، انسانهاي آزاديخواه ملتهاي فارس و كرد و عرب و بلوچ .... و ديگر ملتهاي دنيا برسانند. ملتهاي فارس و ترك ملتهايي بوده اند كه در طول تاريخ در كنار يكديگر زندگي كرده اند و تحت هر شرايطي نيز اين همزيستي ادامه خواهد يافت. اعتراض ملت آذربايجان به سيستم فكري- سياسي تبعيض ملي در ايران است نه دشمني با ملت فارس. اگرچه عده اي از هموطنان فارس ما (نظير كاريكاتوريست و سردبير ايران جمعه) و حتي بعضي تركها تحت تاثير تبليغات و فعاليت سيستم تبعيض ملي به هتك حرمت و انكار حقوق ملتهاي ديگر و حتي ملت خود مي پردازند. اما مقصر اصلي آنها نيستند ، بلكه سيستم فكري و سياسي آپارتايد ملي در ايران و حاميان آگاه آن است كه بايد ريشه آن خشكانيده شود. شنيده شد كه در اعتراضات اخير مردم آذربايجان شعارهايي در تحقير ملت فارس داده مي شد. اگر اين شعارها تحت تاثير خشم صد ساله مردم آذربايجان به توهين هاي مستمري باشد كه به آنها شده است ، قابل درك است اما شايسته ملت متين و مترقي آذربايجان نيست كه توهينهاي سخيف را مقابله به مثل نمايند. از طرفي نيز احتمال طرح چنين شعارهايي نيز از طرف مغرضين و دشمنان ملت آذربايجان جهت ايجاد تفرقه و دشمني بين ملتهاي ساكن ايران و ايجاد بدبيني نسبت به ملت آذربايجان مي رود. لذا از مردم آذربايجان خواسته مي شود مراقب باشند كه مسير حركت ملي از حق طلبي و هويت خواهي خارج نشده و بهانه اي به دست دشمنان اين حركت داده نشود . ملت آذربايجان به تمامي ملتهاي فارس و كرد و عرب و بلوچ و.... احترام قائل است و معتقد است كه مسبب اصلي تبعيضها و توهينها به ملتهاي غير فارس نه ملت فارس بلكه سيستمي است (شونيسم فارس) كه در راستاي اهداف استعمارگران ارزش و حقوق ملتي را بر ملت ديگر برتر جلوه مي دهند ، حتي برندگان نهايي اين سيستم نيز ملت فارس نيستند.
اعتراض ملت ترك آذربايجان نه تنها اعتراض به يك كاريكاتور بلكه اعتراض به يك قرن تبعيضهاي سياسي ، اقتصادي و فرهنگي عليه تركهاي ايران است. لذا به مردم آذربايجان پيشنهاد مي گردد ضمن گذشتن از حق خود در محاكمه كاريكاتوريست و نويسنده متن توهين آميز آن و طلب آزادي براي اين دو نفر ، انگشت اتهام را به سوي متهمين اصلي و گردانندگان سيستم شونيسم فارس بلند كنند كه چنين توهين كنندگاني را پرورش مي دهند. بدين گونه به مردم دنيا ثابت مي گردد كه اعتراضات اخير نه به خاطر يك كاريكاتور و نه از براي انتقام جويي است، بلكه صداي حق طلبي مردم آذربايجان و اعتراض به نژاد پرستي و تبعيض در ايران مي باشد.
استقلال حق هر ملت يا مجموعه اي از انسانها است ، با هر تعداد جمعيت و از هر ريشه و زبان و مذهب و هرسابقه تاريخي كه مي خواهد باشد. تعيين سرنوشت حق هر ملتي و فقط حق آن ملت است. استقلال خواهي تحت هر نامي نيز ناميده شود نه گناه است ، نه تابو است و نه غير قانوني. لذا ضمن احترام به عقيده فعالين آذربايجاني داخل و خارج از كشور كه اعتقاد به استقلال آذربايجان دارند ، از آنها دعوت مي كنم كه حقايق جامعه ايران را مو شكافانه تر بازنگري كرده و پتانسيلهاي كنوني جامعه ايران را در نظر بگيرند. خواست آنها اگرچه بر حق و منطبق بر تمامي اصول حقوق انساني و حتي بين المللي است ، اما ظرفيت و امكان آن در ايران موجود نيست و چه بسا ضررات آن براي ملت آذربايجان بيش از منافعش باشد. لذا از مردم آذربايجان در خواست مي شود در اعتراضات مدني و قانوني خود از طرح چنين شعارهايي كه حركت را به مخاطره مي اندازد و دست دشمنان و مغرضين را براي سركوب و خشونت بيشتر باز مي كند صرفنظر كرده و اهداف عملي و ميسري را مد نظر قرار دهند. امروزملت آذربايجان شاهد اظهار هم دردي عده اي از فعالين و احزاب سياسي داخل و خارج از نظام (نظيربعضي احزاب سياسي كرد و تركمن ، عرب و بلوچ ، فداييان خلق اكثريت ، دفتر تحكيم وحدت ،دفتر ادوار تحكيم و اقدامات و اظهارات مسئولانه و منطقي برخي نمايندگان شهرهاي آذربايجان در مجلس شوراي اسلامي و....) و خبر رساني صحيح بعضي تريبونهاي خبري سراسري بوديم (نظير اخبار روز ، پيك ايران ، خبر گزاري ايلنا و....) كه همگي قابل تقدير و تشكر مي باشد. اگرچه عده نيز همانند نهضت ملي و حزب مشروطه با بيانيه هاي خود قصد موج سواري و سو استفاده از انرژي مردم آذربايجان را دارند . لذا مردم آذربايجان دقت كنند به دور از احساسات و با در نظر گرفتن اصول ديپلماتيك و با در نظر گرفتن منافع ملي خود به استقبال چنين حمايتهايي بروند كه مي تواند زمينه ساز اتحاد براي دموكراسي حقيقي در منطقه باشد و از طرفي نيز همانند گذشته در خواسته ها و شعارهاي خود دقت كنند تا انرژي آنها مورد سوء استفاده احزابي قرار نگيرد كه مي خواهند با تصاحب تاج و تخت تهران ، نظام ديكتاتوري و تبعيض ملي را تحت لوايي ديگرتداوم ببخشند. به همين دليل و براي جلوگيري از تحريفات است كه ملت آذربايجان احياي حقوق ملي خود را به پيشبرد شعار دموكراسي سراسري (البته از نوع تو خالي آن) ترجيح داده و خواهان بر اندازي نظام جمهوري اسلامي نيست اگرچه جنبه هاي ديگر دموكراسي را فراموش نكرده است. ملت آذربايجان هميشه، پرچمدار دموكراسي و حقوق كودكان و زنان و.آزادي مذاهب و.. در ايران بوده و مي داند اگر جامعه ايران ظرفيت پذيرش حقوق ملتها را نداشته باشد ، به آن ظرفيت نرسيده است كه پذيراي يك دموكراسي حقيقي و تمام عيار گردد و دموكراسي مورد ادعاي بعضي احزاب سراسري كه در آن حقوق ملتها فراموش مي شود ، يك دموكراسي معيوب و اخته شده مي باشد. از طرفي نيز دموكراسي براي كل ايران نيازمندآلترناتيو مناسبي است ، آنهم همكاراني را مي طلبد كه مفهوم دموكراسي را بدرستي درك كرده باشند. و اگرنه چنانچه گفته شد و طبق تجربيات مردم آذربايجان در نهايت اين سر ملت آذربايجان خواهد بود كه بي كلاه مي ماند. متاسفانه ملت آذربايجان امروز همكاران مطلوب كافي را نمي يابد. آنان كه بر طبل دموكراسي مي كوبند زماني مي توانند ملت آذربايجان را با خود همراه ببينند كه اطمينان اين ملت را كسب كنند. در هر حال ملت آذربايجان ذره اي از منافع خود را با كسي يا گروهي معامله نخواهد كرد. آنچه امروز ملت آذربايجان مي خواهد اعاده حقوق از دست رقته ملي خود نظير رسمي شده زبان تركي در ايران ، تحصيل به زبان مادري در مدارس و دانشكاهها و ايجاد صدا و سيما و انتشار نشريات به زبان تركي ، داشتن فرهنگستان زبان تركي ، اجازه تشكيل احزاب و تشكيلات آذربايجاني ، رفع تبعيضات اقتصادي نسبت به آذربايجان و آزادي زندانيان سياسي آذربايجان و تمركز زدايي از سيستم اداري كشور مي باشد. اگر كساني بيش از اين مي خواهند اين گوي و اين ميدان ، به مردم آذربايجان دل نبندند. حركت ملي آذربايجان حركتي مستقل از حركت 2 خرداد و 18 تير و مطالبات اوپوزيسيونهاي سراسري مي باشد. اگر كسي كمك آذربايجان را مي خواهد بايد به كمك آذربايجان بيايد. همانگونه كه عده از فعالين و احزاب غير آذربايجاني با بيانيه هاي خود نشان دادند نداي بر حق آذربايجان را شنيده اند. انتساب حركت ملي آذربايجان به عوامل خارجي نيز جوكي بيش نيست كه ديگر تاريخ اعتبار خود را از دست داده است . اگر معترضين به اصول اجرا نشده قانون اساسي (15و 19 و 48) از خارج فرمان مي گيرند پس مسكوت گذاران اين اصول از چه كسي فرمان مي گيرند؟.اگرچه امكان سوء استفاده نيروهاي خارجي از حركت ملي آذربايجان موضوع بعيدي نيست. اما نمي توان مردم را به بهانه سوء استفاده دشمن از مطرح نمودن خواسته هاي قانوني و حقوقي خود بازداشت . همانگونه كه ترس از دشمن و حمله نيروهاي خارجي را بهانه عدم سرمايه گذاري عادلانه در آذربايجان نمودند و امروز شاهد واكنش شديد مردم آذربايجان و وقايع اخير شديم . چگونه زمزمه هاي نيروهاي خارجي مي توانند بر بوق و كرناي حاكمان تهران غالب آيد و صدها هزار انسان را براي اعتراض راهي خيابانها كند؟! سخن آخر با مسئولين آذربايجاني است كه مناصب حكومتي و نظامي دارند. اگر آنها اندكي و تنها چند صفحه از تاريخ را مطالعه كرده باشند مي دانند روند كنوني حركت ملي آذربايجان را براحتي تخمين زنند و خود را همراه ملت خود كنند. امروز ملت آذربايجان بعد ازبيش از 100 سال سركوبهاي متوالي چندين باره سر بر مي آورد و حقوق خود را مطالبه مي كنند. اما اين بار با دفعات ديگر فرق دارد، دنيا همان دنياي گذشته نيست و از طرفي ملت آذربايجان با كوله باري از تجربيات صد ساله راه پيشروي خود را چراغاني كرده است. گويا اين ملت روحي جاويدان دارد و در انتظار روزي است كه وجود و حقانيت خود را به دنيا ثابت كند و بعد از ساليان سال بر حسرت خود براي لحظه اي نفس راحت كشيدن پايان دهد. در كنار ملت خود باشيد تا شما هم در شادي اين ملت مظلوم در روز فرداي مصائب شريك باشيد.
به اميد دنيايي عاري از تبعيض و نژاد پرستي ياشار تبريزلي 1 جون 2006
|
||
|
|
|
Materiallardan istifadə zamanı qaynağa istinad
vacibdir |