هموطن گرامی آفای مناف سببی
ضمن تشکر از مقاله خوب شما در باب فدرالیسم می خواستم نظر شما و خوانندگان عزیز را به چند سطر زیر به عنوان جوابیه و انتقاد از مقاله شما جلب کنم.
همانطور که خود شما نیز اشاره کردید صحبت روز افزون امروز از فدرالیسم اصرار متعصبانه بر اجرای فی الفور آن نیست بلکه باز کردن بحث ، تبادل اندیشه و آگاه کردن ملتی است که شاید در آینده ای نه چندان دور فرصت انتخاب نوع حکومت آینده خود را بدست آورند. تجربه های گذشته ما در انقلاب اسلامی شاید رهنمون ما در سعی برای تعریف دقیقی از آنچه باشد که می خواهیم داشته باشیم. این خود نشانی از رشد فکری ما ملت ایران می باشد. اکنون کم و بیش ملت ایران فهمیده اند که عدم تعریف صحیح و دقیق سه شعار عمده استقلال ، آزادی و جمهوری اسلامی در آن زمان امروز باعث سر خوردگی شان شده است.
شما نیز مانند بنده اصرار به حرکت بر اساس ظرفیتهای فرهنگی و پتانسیل ملت و ریز کردن حرکت ملت به پله هاو قدمهای کوچکتر و بی خطر تر دارید. و توصیه می فرمایید که فعلا قدم کوچکتر و میانه توزیع قدرت و تقویت شوراهای محلی را برداشت.

اولا باید در نظر داشت که این ریز کردن قدمها را همچنان می توان ادامه داد ولی باید برای این آهسته روی نیز حدی قائل شد که ملاک آن نیز خواست و ظرفیت مردم است. مثلا می توان مدعی شد که اکنون مردم ایران پتانسیل فرهنگی یک حکومت نوع دموکراسی را ندارند و حتی برای آنها حکومت دموکراتیک متمرکز نیز زود است. ولی آیا می توان جلوی خواست مردم را برای رسیدن به دموکراسی مهار کرد حتی اگر آنها هنوز با مفهوم دموکراسی انس نگرفته باشند.

دوم اینکه در تاکید قسمت اول حرکتهای ما نه کند و نه تند بلکه باید بر اساس پتانسیل ملت باشد. پتانسیل ملت نیز میانگین پتانسیل مردم است، نه فقط پتانسیل قشر روشنفکر و نه فقط پتانسیل مردم عادی. البته گروهی نیز همیشه در حرکتهای اجتماعی غیر فعال هستند، اگرچه بهتر است متظر بالا رفتن پتانسیل همه مردم شد ولی نمی توان انرژی خود را مستهلک عده ای هم کرد که داوطلبانه گوشه عزلت برگزیده اند. خواست ملت نظیر آب پشت سد است، اگر دریچه سد را بطور ناگهانی و کامل باز کنیم ، سیل می آید و هر آنچه بر سر راهش باشد ویران می کند و اگر دریچه را خیلی کم باز کنیم هر آن ممکن است در اثر فشار آب سد ترک بخورد وباز همان سیل جاری شود. باید دریچه سد را حساب شده و بر اساس خواست و پتانسیل ملت باز کرد. مثال عملی چهارچوب اصلاحات آقای خاتمی بر اساس حرکت طبق قانون اساسی بود که تنگتر از خواست ملت بود و اکنون شاهد ترک خوردن این چهارچوب هستیم. در مورد موضوع فدرالسیم نیز در نظر بگیرید که اگرچه هنوز قشر وسیعی از ملت ما فاقد پتانسیل فرهنگی لازم برای فدرالیسم باشند ولی در قشری دیگر نیز پتانسیل همزیستی یکپارچه وجود ندارد و از طرفی دیگر در بین فعالین جامعه خواست استقلال کامل نیز مطرح می شود که آنرا نیز نمی توان نادیده گرفت. یعنی به نظر می رسد میانگین خواست و ظرفیت ملت بیش از طرح پیشنهادی شما باشد و باید مواظب بود که آرام بودن حرکت ما صبر و حوصله عده ای را که فراموش کرده ایم سر نبرده و باعث اغتشاش در تعادل حرکتمان نشود.

سوم اینکه ، همانطور که گفته اید قبل از حاکم شدن فدرالیسم به عنوان رکن اصلی دموکراسی در کشور ما ، نیازمند افزایش پتانسیل فرهنگی ملت هستیم. البته این مسئله تا حدودی مسئله مرغ و تخم مرغ است. یعنی بطور کلی اول سیستم ، بعد فرهنگ لازم برای سیستم یا برعکس؟ بنظر من در همه موارد نمی توان منتظر تکمیل شدن پتانسیل ملت شد و بعد سیستم حاکم شود. چراکه بدون سیستم نیز امکان بالا بردن پتانسیل ملت نیز نیست. مثلا در سیتم های فشار و خفقان حکومتهای دیکتاتوری امکان بالا بردن آگاهی ملت بسیار مشکل است. پس لازم است عده ای پیشرو با پتانسیل فرهنگی بالاتر زمینه ایجاد سیستمهایی اولیه را برای فراهم ساختن کسب پتانسیل ملت فراهم سازند. البته نه سیستم های دیکتاتوری بلکه دموکراتیک. برنامه ریزی برای حرکت های اجتماعی همانند دیگر برنامه ریزی ها می تواند موازی یا سری باشد. یعنی لزومی ندارد که بصورت سری اول منتظر تکمیل پتانسیل ملت بود و بعد مرحله بعد یعنی اجرای سیستم را انجام داد. بلکه می توان به موازات تکمیل پتانسیل ملت ، با استفاده از پتانسیلهای موضعی موجود در برخی اقشار، پروژه اجرای سیستم را نیز شروع کرد و بدین ترتیب از پتانسیل های موجود برای کوتاه کردن زمان برنامه ریزی استفاده کرد. هرچند این متدهای برتامه ریزی برای حرکتهای اجتماعی کمی تئوریک به نظر می رسد ولی برای مجموعه های کوچکتر جواب مثبت خود را پس داده است و می توان برای حرکتهای وسیع تر نیز مد نظر قرار گیرد.

چهارم اینکه در هر طرحی بهتر است آنالیز نقاط قوت و ضعف و فرصتها و تهدیدها(SWOT Analysis) انجام شود. ببینید طرح شما این نقطه قوت را دارد با همگام شدن بیشتر با سرعت رشد فرهنگی مردم احتمالا از ثبات بیشتری بر خوردار است . ولی علاوه بر نقاط ضعفی که در بالا ذکر کردم ، تهدیداتی را نیز بهمراه دارد. می دانید که ما در آستانه تغییراتی در کشور هستیم نیروهای مختلفی برای حکومت آینده ایران در حال برنامه ریزی هستند. که متاسفانه غیر از گروهای منتسب به اقوام غیر فارس ، در اکثر این گروهها اندیشه های شو نیستی را در درجات متفاوت و حتی بسیار شدید می توان مشاهده کرد. و در صورت ملایمت بیش از حد امکان بر روی کار آمدن سیستمهایی کاملا مرکزگرا یا گسترده صوری وجود دارد که در آنصورت حتی فضای لازم برای رشد فرهنگی نیز بسته می شود. تهدید دیگر اینکه همانطور که می دانید ، متاسفانه اندیشه شونیست در جامعه ما ریشه افکنده است و امکان ریشه کن کردن این مصیبت اجتماعی از جامعه ما صرف با دیالوگهای سیاسی و فرهنگی امکان پذیر نیست و باید ضمانت اجرایی داشته باشد که این ضمانت نیزبه غیر از قانون ها قوی نیست. به نظر من در مقطع فعلی قوانین فدرال راهکار و ضامن اجرایی نسبتا خوبی است که حقوق طبیعی ملتهای مختلف ایرانی را از تهدید شونیست مصون بدارد. وگرنه راهکارهای ضعیفتری نظیر قانون شوراها و انجمنهای ایالتی قبلا نیز مطرح و تدوین شده ولی هرگز عملی نگشته است.

پنجم صحبت از تناقضی است که در نوشته شما بود و اینکه شما نوشته بودید موج خشونت در هند و اسپانیا توسط اصول فدرالیسم کنترل شد ولی از طرف دیگر نگران هرج و مرجهای ناشی از جهش ناگهانی فدرالیسم هستید. و دیگر اینکه آیا ملت ما به اندازه ملت آن زمان هند نیز ظرفیت لازم را کسب نکرده است؟ خواهشمندم توضیح بفرمایید.

ششم و آخر اینکه از نفوذ خشونت در عمق جامعه ما صحبت کردید. حق با شماست اما آیا بهتر نیست که در کنار آن رشد فرهنگی جامعه را نیز در نظر بگیریم. به عنوان مثال اگر امروز دوباره ملت ایران را به همه پرسی دوازده فروردین 58 دعوت کنیم ، آیا دوباره آنها بدون پرسیدن اینکه جمهوری اسلامی یعنی چه باز رای می دادند؟ آیا بازهم مانند 25 سال قبل به سادگی در هر تشکل سیاسی شرکت می کنند یا حرکات خود جوش و عظیمی نظیر رای گیری خرداد 76 و یا مجلس پنجم را ترجیح مدهند؟ همرایی خود جوش ملت در این رای گیری خود روایت از این می کند که ملت نمی خواهند تجربه یک حرکت انقلابی نظیر انقلاب 57 را تکرار کنند و نتیجه نهایی این دو رای گیری تجربه خوبی برای ملت ایران شد که برای رای گیری زمستان امسال باز همرایی خود جوش خود را به نمایش بگذارند. فراموش نکنیم که مبارزه با تمرکز گرایی و طرح فدرالیسم در ایران جدیدا مطرح نشده است و اکنون نزدیک صد سال است که اقوام مختلف ایرانی و به خصوص آذربایجان با چندین انقلاب و حرکت ها گوناکون این نیاز کشور ایران را مطرح کرده اند.

خوانندگان میتوانند جهت مطلع شدن در مورد نظرات بنده در باب فدرالیسم به مقاله ای که اخیرا در سیای گویا چاپ شد مراجعه کنند:
http://news.gooya.com/politics/archives/000776.php

با احترام
یاشار تبریزلی