|
|
|
بنام خدا
پرویز زارع شاهمرسی ژانوية 1990 باكو روز 28 نوامبر 1989 / 7 آذر 1368 شوراي عالي اتحاد شوروي (برخلاف توصية آركادي ولسكي كه خواهان دخالت بيشتر مقامات محلي در ادارة امور قرهباغ بود) «ادارة ويژه براي ادارة امور قرهباغ» را منحل كرده و قرهباغ را تحت اساسنامة جديدي كه بر خودفرماني آن ميافزود، تحت اقتدار آذربايجان قرار داد. قرار شد هيئت جديد از سوي رهبري شوراي عالي جمهوري آذربايجان تشكيل و براي ادارة امور قرهباغ اعزام شود. همچنين كميسيون جديدي به نام كميسيون كنترل به نمايندگي از طرف شوراي عالي اتحاد شوروي بر اوضاع نظارت ميكرد. يك كميتة تشكيلاتي نيز در حاكميت منطقه نقش پيدا ميكرد كه تركيب نمايندگان آن بر اساس درصد جمعيت ارمني و آذري (سه چهارم ارمني و يك چهارم آذري) تعيين ميشد. شوراي منطقه نيز كه در ماه ژانويه به حال تعليق درآمده بود، فعاليت خود را از سرگرفت. آركادي ولسكي به مسكو بازگشت و ويكتور پوليانيچكوف دبير دوم حزب كمونيست آذربايجان به رياست كميتة تشكيلاتي منصوب شد. در 4 ژانوية 1990/14 دي 1368 ولاديمير فوتيف به عنوان رئيس كميسيون كنترل تعيين شد. همچنين شوراي عالي از آذربايجان خواست تا به تلاشهايش در راستاي تقليل اكثريت ارمني در قرهباغ پايان دهد. مصوبة جديد شوراي عالي اتحاد شوروي، با اعتراضات فراواني از هر دو طرف مواجه شد. آذريها معتقد بودند كه حاكميت ملي آنها مورد تعرض قرار گرفته است.[1] با تلاش جبهة خلق، محاصرة قرهباغ شدت يافته و فعاليت گروههاي مسلح افزايش يافت. ايستگاه تقويتي تلويزيوني كه برنامههايي به زبان ارمني پخش ميكرد، تصرف شده و از كار افتاد. چندي بعد واحدهاي آذربايجاني سعي كردند با انفجار باند تنها فرودگاه قرهباغ، راه هوايي اين منطقه را (كه تنها راه ارتباطي با جهان خارج بود) قطع كنند. در مناطقي مانند خانلار و شاهوميان گروههاي مسلح طرفين با سلاحهاي سبك درگير شدند. از سوي ديگر در باكو بسياري از ساختمانهاي دولتي، به تصرف نيروهاي هوادار جبهة خلق درآمد و پارهاي از شهرهاي جمهوري نيز عملاً در اختيار اين جبهه بود. از اواخر دسامبر، حملات سازمان يافتهاي بر مناطق ارمنينشين شهرهاي آذربايجان آغاز شد. پارهاي از رهبران جبهة خلق سعي كردند، تودة مردم را از انحراف به اين مسير بازدارند ولي موفق نشدند. از 15 ژانويه محلات ارمنينشين باكو مورد يورش قرار گرفت. رقابت ميان عبدالرحمن وزيروف رهبر آذربايجان و جبهة خلق و ايفاي چند سخنراني توسط وزيروف بر وخامت اوضاع افزود. او تلاش وافي براي جلوگيري از گسترش آشوب از خود نشان نداد. در ماه ژانويه درگيريها به طور بيسابقهاي افزايش يافت. [2] هليكوپترهاي ناشناس به روي شهرهاي آذري شليك كرده و تشنج در مرزها بالا گرفت. در همين زمان، به ناگاه نعمت پناهوف از زندان آزاد شده و در روز 12 ژانويه امكان پيدا كرد تا در تلويزيون باكو ظاهر شود. او خطاب به آوارگان قرهباغ اظهار داشت كه دولت آذربايجان به جاي رسيدگي به نيازهاي آنان، سرمايه گذاري كلاني در قرهباغ انجام ميدهد. يك روز بعد قتلعامهاي سازمان يافته در باكو و گنجه، ارمنيان را آماج خود قرار داد. در خانكندي ارمنيان دست به اعمال تلافي جويانه زدند و شهر به منطقة جنگزده تبديل شد. طبق آمار رسمي بيش از 60 نفر در 13 ژانويه كشته شدند. سرانجام پس از چند روز كشتار و فرار باقيمانده ارمنيان باكو، در روز 15 ژانويه ميخائيل گورباچف با استناد به بند 14 مادة 119 قانون اساسي اتحاد شوروي، طي فرماني در آذربايجان و قرهباغ وضعيت فوقالعاده اعلام كرد. او در سخناني كه از تلويزيون مركزي شوروي پخش ميشد، علت اصلي صدور اين فرمان را تشديد منازعة دو جمهوري بر سر منطقة قرهباغ عنوان كرد.[3] در روز 18 ژانويه ديميتري يازوف وزير دفاع شوروي (كه بعدها به قصاب باكو مشهور شد) اعلام كرد كه نيروهاي ارتش سرخ به منطقه اعزام خواهند شد تا به تقويت واحدهاي وزات كشور بپردازند. وزير كشور شوروي نيز اظهار داشت كه اين جنگ داخلي است. روز 19 ژانويه حملة ارتش سرخ (با 30 هزار نظامي) به شهر باكو آغاز شد. مردم شهر با صفي از اتومبيلها به مقاومت پرداختند. طبق اعلام مطبوعات شوروي بيش از نيمي از مؤسسات و كارگران دست به ايستادگي زده بودند. ساعت شروع عمليات در نيمههاي شب بود و شيوهاي كه بكار گرفته شده بود، كشتار سريع مردم بود. بدين ترتيب نيروهاي شوروي در 20 ژانويه وارد شهر شدند.[4] تعداد تلفات حادثة 20 ژانويه به طور دقيق مشخص نشده است ولي منابع گوناگون از آماري كه به 200 نفر ميرسد، حكايت دارند. [5] در همان روز، وزيروف دبير اول حزب كمونيست آذربايجان از كار بركنار شد و چند روز بعد اياز نياز مُطلّبوف (نخست وزير سابق و مدير كارخانة يخچال سازي) جانشين او شد. او با بهره گرفتن از جوّ سركوب 20 ژانويه (كه در واقع كودتايي برعليه جبهة خلق و گروه چنلي بئل و براي ابقاء حزب كمونيست آذربايجان بود)، به تجديد سازمان شبكههاي حزب كمونيست دست زد. حدود 7 هزار نفر از نيروهاي شوروي به فرماندهي ژنرال سافانوف، در قرهباغ مستقر شده و در 19 ژانويه اعضاي شوراي ملي قرهباغ بازداشت شدند. در 29 ژانويه / 9 بهمن چهارنفر از مقامات آذربايجان، از جمله پوليانيچكوف (دبيردوم حزب كمونيست آذربايجان) براي اعمال مصوبة 28 نوامبر شوراي عالي اتحاد شوروي در اعادة حاكميت آذربايجان بر قرهباغ وارد خانكندي شدند. اعتصاب سراسري در قرهباغ نخستين واكنش مردم قرهباغ نسبت به ورود آنها بود. هفتة بعد 25 نفر ديگر از سران ارمني قرهباغ دستگير شدند ولي هيئت كاري از پيش نبرد.
[1] . شوراي عالي ارمنستان در 30 نوامبر / 9 آذر با شركت اعضاي شوراي ملي قرهباغ در جلسه اضطراري ضمن غيرقانوني خواندن تصميم مسكو، از شوراي عالي شوروي خواست كه اين تصيم را لغو و به وحدت قرهباغ با ارمنستان رأي دهد. [2] . در آوریل 1993 در لنكران در عرض يك شب ساختمانهاي پليس، ادارت دولتي و حزب كمونيست توسط هواداران جبهة خلق اشغال شد و گروهي مركب از علي اكرم همتوف (سرهنگ بازنشستة ارتش شوروی و رهبر محلي جبهة خلق) ادارة امور شهر را در دست گرفت. يكي از خواستههاي اصلي آنها لغو خودفرماني قرهباغ و اعمال حاكميت مستقيم آذربايجان بر آن منطقه بود. همتوف ضمن اعلام استقلال و تشکیل منطقة تالش و مغان خود را رئیس جمهور تالش اعلام کرد. یکی از اعتراضات همتوف و پیروانش قانون اساسی آذربایجان بود. با اعلام زبان آذربایجانی به عنوان زبان رسمی در قانون اساسی این کشور، تالشها و لزگیها اعتراض کردند و حتی لزگیها از اعزام سرباز به قرهباغ برای جنگ با ارمنیان سرباز زدند. زمانی که حیدر علیف به قدرت رسید، شورش همتوف سرکوب و او دستگیر شد. [3] . او در نطق تلويزيوني خود گفت: «رفقا! ما همگي شاهد مناقشة طولاني مدت ميان آذربايجان و ارمنستان هستيم. ما همگي خيلي ناراحتيم كه اغتشاش در اين منطقه نه تنها فرو نمينشيند بلكه با گذشت زمان عمق مييابد. هربار هم نتايج وخيمي به بار ميآورد. در دو سال اخير ارگانهاي حكومت مركزي كوشش كردند با صبر و خويشتنداري رفتار نمايند، براي حل مسائل بغرنجي كوشش كردند تنها از وسايل مسالمت آميز سياسي استفاده كنند. تنها هدف از گفتگوهاي دوستانه، مذاكرات در شوراي عالي اتحاد شوروي و ديدارهاي مكرر با رهبران دو كشور و نمايندگان در مسكو نيل به رضايت و روابط گرم همسايگي، برپايي روابط سادة انساني، يافتن راهي براي خروج از وضعيت وخيم و ايجاد وضعيت طبيعي در اطراف قرهباغ كوهستاني استفاده شده بود. با چنين رويهاي ما اين امر را اساس كار قرار داده بوديم كه خشونت، زور و تداوم مناقشه هيچ نتيجة خوبي در پي ندارد، بلكه شرايط را مسموم نموده و آن را به تلفات انساني و خشونت عظيم سوق ميدهد. متاسفانه در اين شرايط دولت، پارلمان و سازمان حزبي دو جمهوري احساس خويشتنداري لازم را از خود بروز ندادند و حتي بيشتر در برابر دسته بنديهاي ملي عقب كشيدهاند. در پايان هم چنين شد. يعني در مصوبات پارلمانهاي ارمنستان و آذربايجان مواد مغاير با قانون اساسي اتحاد شوروي تصويب شد. اين مصوبات نه تنها وضعيت را طبيعي نكردند بلكه بر وخامت آن افزودند. نه اين و نه آن طرف صداي بلند اعتراض را از تريبون كنگرة نمايندگان اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي نشنيدند. از اين وضعيت هم عناصر ضد خلق و ضد جامعه براي تعميق مناقشه و تشديد دشمنيها استفاده كرده و درگيريهاي مسلحانه خصوصاً در استانهاي مجاور و در استانهاي دو جمعيتي شروع شد …» متن سخنراني از روزنامة باكو شمارة 15 پنج شنبه 25 ژانوية 1990 ص 3 ترجمه گرديده است [4] . خبرنگار روزنامة كامسومولسكايا پراودا، شاهد عيني ماجرا چنين ميگويد:« … به يكباره در سراسر راههايي كه به شهر منتهي ميشد، صداي تيراندازي به گوش رسيد. واحدهاي نظامي وزارت كشور و ارتش كه در فرودگاه و ايستگاههاي قطار مستقر شده بودند، به داخل شهر ريختند. تانكها و نفربرهاي زرهي، اتوبوسها و كاميونهايي را كه راهها را مسدود كرده بودند، درهم شكستند. تودة مردم در خيابانها گرد آمده، در حالي كه فرياد اعتراض سر داده بودند با سنگ به سربازان حمله كردند. سربازها نيز با آتش مسلسل به مقابله پرداختند..» منبع: بيات، كاوه. بحران قراباغ. انتشارات پروين. تهران. 1372.ص 84 [5] . براي آگاهي بيشتر دربارة حادثة 20 ژانوية 1990 ن.ك: - heidarov.”20 yanvara gedan yollar” vatandash. 5 April 1994. Se 3 - karimov,dovlat.”20 yanvar fajeasinin gatillari oz jazalarina chatmalidilar” medan. 2 mars 1994. Se 5 - “shahidlar”.ganjlik. Baku. 1992 - Mansurov Arif.”Blank Spaces Of History And Prestroika”. Sharg garb. Baku. 1991. مسيح، ژوزف. استراتژي نظامي در قرهباغ كوهستاني. ترجمة پرويز زارع شاهمرسي و عليرضا راهور. هفتهنامة آذربايجان. چاپ تبريز. شمارة 67 و 68 . 7 و 14 مرداد 1376. ص3
|
|
|
|
|
|
Materiallardan istifadə zamanı qaynağa istinad
vacibdir |