زينب پاشا; چهره‌اي شجاع و عدالت‌خواه - نیلوفر انسان

 

کانون رنان ایران : با واگذاري امتياز تالبوت توسط ناصرالدين شاه در سفر سوم خود به اروپا، تبريز به دنبال انتشار اعلان شركت رژي كه طبق آن اين شركت بايد سالانه 15 هزار ليره به صندوق دولت ايران واريز مي‌كرد و در مقابل كشت و فروش توتون و تنباكو را به مدت 50 سال در انحصار خود مي‌گرفت از اوايل محرم 1309 به جوش و خروش درآمد و در اندك مدتي «متجاوز از 20 هزار نفر مسلح» شدند، چنان كه سرانجام دربار قاجاري به متوقف شدن عمليات شركت رژي در اين شهر فرمان داد و در نتيجه طغيان رو به توسعه در اواسط صفر همان سال فروكش كرد.

در همان روزها كه بازار تبريز به دعوت مجتهد شهر بسته بود، دولتيان با ترساندن بازاريان در حال گشودن بازار بود‌ند كه يك مرتبه عده‌اي زن مسلح كه گوشه‌هاي چادر نماز خود را به كمر بسته بودند، در بازار ظاهر شده، بازار را مجددائ بستند. گروه زينب اقدامات بعدي ماموران دولتي را براي باز كردن بازار نيز نقش بر آب كردند. اين تجربهء موفقيت‌آميز موجب شد كه پس از آن هر وقت ظلم و ستم حكومت استبدادي از حد مي‌گذشته دستهء زن‌ها به سرپرستي زينب پاشا خروج و كانون فساد را ويران مي‌كردند، پس از آن از نظرها پنهان ‌مي‌شدند و كسي به هويت آنان پي نمي‌برد.

زينب پاشا كه به بي‌بي شاه زينب، زينب باجي و ده‌باشي زينب نيز معروف بوده است در محلهء عمو زين‌الدين، از محلات حاشيه‌اي تبريز به دنيا آمده و نام پدرش شيخ سلمان بوده است. نخستين حضور او در چشم‌انداز تاريخ در جريان قيام تحريم تنباكو است. در سال‌هاي بعدي نيز در كار كشف انبارهاي غلات مالكان و گشودن آن‌ها و تقسيم گندم و جو احتكار شده بين خانواده‌هاي تنگ دست فعال بوده است.

ميرزا فرخ نامي كه حادثهء مذكور را همان زمان به نظم [تركي] كشيده، زينب پاشا را رهبر اين حركت قلمداد كرده. خلاصهء مضمون سرودهء 22 بيتي وي از اين قرار است:

«چون تخت حكومت در تبريز خالي مانده، قائم مقام را والي كردند. پس از انتصاب او تبريز شلوغ شد و گرسنگي بيداد كرد و چون كارد به استخوان رسيد و طايفه اناث ديدند كه از دست مردان كاري ساخته نيست، زينب ده‌باشي به برخي زنان خبر داد كه به آلات جنگ مسلح بشوند و همه با هم به بازار حمله كنند و ببينند كه آيا مي‌توانند راستهء بازار را ببندند يا نه زينب حكم كرد و زنان از ترس بازار را سراسر بستند!

اهل اناث پس از بستن راستهء بازار به سوي پل قاري نزديك خانه قائم مقام روان شدند و قائم مقام كه وحشت كرده بود، به الوات حكم كرد كه به پشت بام بروند و هريك از آنان يك تفنگ آيينه‌دار برداشتند و گلوله بازي شروع شد. مردم تاچنين ديدند وارد حمام شدند و خيلي‌ها گلوله خوردند و به خون غلتيدند. به شاه خبر دادند كه خلق خانهء قائم مقام را زير و زبر كرده‌اند و از گلوله هراسي ندارند. او به مردم پيغام فرستاد كه آرام گيرند تا فردا چاره‌اي بينديشد. اما زينب ده‌باشي اعتنايي نكرده، از جمعيت [زنان] خواست تا آرام نگيرند و نشان دهند سر حرف خود ايستاده‌اند.

اين حقير (ميرزا فرخ) آن روز از ترس از خانه بيرون نيامدم !»

يك شعر تركي هفت بندي هر بند مشتمل بر پنج بيت با برگردان «زينب پاشا چوبي به مشت، رو كرده بر بازارها» نيز كه از قرار معلوم در همان ايام سروده شده، دربردارندهء اطلاعاتي دربارهء زينب پاشا و يارانش است.

در اين سروده، آمده است: «زينب پاشا كه چادرش را به كمر بسته و آستين‌هايش را بالا زده و روي خود را با چارقدش گرفته، نقشهء خود را پيشاپيش كشيده و مقدمات لازم را تدارك ديده بود، آمد و در جلوي مسجد عمو زين‌الدين ايستاد و هفت يارش را كه عبارت بودند از فاطمه نساء، سلطان بيگم، ماه شرف، جاني بيگ، خيرالنساء، ماه بيگم جمع كرد و دستورات لازم را به آن‌ها داده، گفت بازار را بايد ببنديم تا چاره‌اي براي گرسنگي پيدا شود.»

زينب پاشا، در تاراج خانهء نظام‌‌العلماي ديبا نيز كه به علت كمبود نان در اوايل نيمهء دوم ربيع‌الثاني در تبريز صورت گرفته، شركت داشته است. روزنامهء ناصري كه در تبريز انتشار مي‌يافته، گزارشي از شورش مذكور كه منجر به كشته شدن عده‌اي و ويراني خانه‌هاي نظام‌العلما و علاءالملك و ثقه‌الدوله شده، در شمارهء مورخ 21 ربيع‌الثاني 1316 خود درج كرده است. طاهرزاده بهزاد، كه در آن زمان شاگرد مدرسه بوده و محل غارت شده را ديده، اين حادثه را «آخرين مبارزه زينب پاشا»، به شمار آورده است.

www.sarmayeh.net

 ۱۴ مهر ۱۳۸۵
 


 
  کد خبر: 1916
 
 
     

 


 Materiallardan istifadə zamanı qaynağa istinad vacibdir
استفاده از مطالب دورنا با ذكر منبع بلامانع است
www.durna.info | durna@durna.se